به بهانه 9دی و چهارمین سالگرد شهادت حاجقاسم سلیمانی
آنچه انقلاب اسلامی دارد و دیگر انقلابها ندارند
۹دی تجلی پبروزی دارایی انقلاب بر توطئه شیاطین و ضد انقلاب جهانی و خائنان یا ابزارهای ساده لوح داخلی بود که بهوسیله دارایی بزرگ انقلاب اسلامی ولایتفقیه رها از سیطره شیطان مدرنیته خنثی گشت. قدر داراییهای الهی انقلاب اسلامی را بدانیم و از آن حفاظت کنیم و تا انقلاب رهبر جهانی عدل الهی مهدی موعود(عج) بر پیمان الهی و جهد و جهاد خالص استوار بمانیم.
۹دی یک سیمای دیده نشده دارد. نشانهای که تذکر داراییهای منحصر بهفرد انقلاب اسلامی درمیان همه انقلابها و دلیل تمایز ماهوی آن با انقلابهای مدرن است. اساسا نشانههای الهی سرشت تذکر دارند. حاجقاسم یک آیت جهانی الهی بود: تجلی انسان نیک، عبد صالح همان که امام زمان(عج)، پدر وسرپرست وفرماندهشان محسوب میشود. یاران و سربازان ابا صالح! اینها مظاهر و آیتهای داراییهای اصلی انقلاب اسلامی هستند. بیتردید دارایی بیبدیل انقلاب اسلامی، توحید و ولایتا... و ایمان به بقیها... وحضور زنده خاندان وحی و راسخان معصوم درعلم الهی است، علم از عالم شهادت تا عالم غیب که آنان شاهدان آن و راههای ابدی حقایق آسمانیاند. همه داراییهای بیهمانند انقلاب اسلامی و مایه تمایزش با انقلابهای دیگر که از آن سخن خواهم گفت، منبعث از همین ثروت اصلی است: قرآن و عترت، رازگشا و هدایتگر بزرگ صراط مستقیم و خود عینا صراط مستقیماند که وفا به آن مانع تکرار بیمعرفتی و خطاهای بزرگ انقلابها گوناگون در انقلاب اسلامی میشود، به شرط همان وفا که نشان ایمان، عقل و تقواست. هرقدر هم که نفوذیان و سست ایمانان دنیاگرا ویرانگری و فساد کنند تا زمانی که ماهیت انقلاب استحاله نشده و ولیفقیه عادل بر رأس امور است، این ریشه پابرجاست. اما ببینیم این داراییها کدام است؟
رهایی از اسارت ایدئولوژیها
منظور، رهایی از اسارت ایدئولوژیهای بشری است. انسان ناگزیر از داشتن جهانبینی است. ایدئولوژیزدایی یک ترفند شیطانی سرمایهسالاری جهانی برای تخلیه کامل تفکر و تبدیل انسان به عروسکهای رباتیک و انسانزدایی شتابان و خودنیستانگارانهترین چهره ایدئولوژی شیطانی است. تنها جهانبینی برحق، جهانبینی الهی است و آن چیزی است که انسان کامل، با خاصیت آینهگی و تعیین اسما و صفات جامع حق متعال و عبودیت ناب به بشریت هدیه آوردهاست. همان امانت نبی خاتم و معصومانه چهارده گانه علیهمالسلام، همان کلاما... که قرآن ناطق امانتدار آن است. این جهانبینی، به سبب احاطه کاملا... به همه هستی، خالی ازهرخلل، نقص، خطای دید وکژراهی ومحدودیت وجبرهای نادانی و ناتوانی انسان غیرمعصوم است. ایدئولوژیهای بشری انقلابها به سبب محدودیت جبری انسان آفریدهای با کژفهمیهای بینهایت و مایه سرگشتگیهای فراوان در حوزه اعتقادات، توضیح هستی و انسان و طبیعت و عالم غیب و شهاده است. تنها خداست که اشیا را چنان که هست میبیند و میداند؛ چون آفریدگار آنها و پروردگار آنهاست و همه چیز از اوست و نیز راسخان در علم اهل عصمت ذاتی در مرتبه عبودیت چنینند. این دارایی بزرگ انقلاب اسلامی بوده که تابع کلام خدا در همه عرصههای فطری، عقلی، اخلاقی، دینی، اجتماعی و علوم گوناگون متصل به هدایت قرآن و عترت است که از کاستی ماهوی ایدئولوژی بشری در امان بوده است و در نتیجه این دارایی همواره مصون از اشتباه ذاتی ایدئولوژی بشری و آماده تصحیح خطای فهم بشری خود است و اگر در درک و در آگاهی به منویات قرآن و عترت دچار لغزش شود از لطف خداوند وسیلهساز و توسل به ائمه اطهار علیهم السلام بهره میبرد تا خود را سرپا نگه دارد و راه تکامل و رشدش ماهوی است و با اتصال به منبع فهم کامل انسان کامل، امام و صاحب امر و ولی عصر(عج) از هدایت بالغه الهی برخوردار است. انقلاب همچون انسان در حال سلوک، خود را محاسبه میکند، نقد خود توان این انقلاب الهی است و اگر نفوس نامهذب در حکمرانی خوششان نیاید و مانع شوند، خود حذف خواهند شد؛ نه انقلاب و راه روشن تحولخواه آن!
انقلاب و قدرت
انقلابها مصدر قدرت بهشمار میآیند و برای همین تمرکز قدرت در انقلابها امری بدیهی و سرچشمه خطا، جنایت، خودسری و استکبار و استبداد قشر ممتاز قدرتمند جدید، یعنی انقلابیون بوده است.دارایی انقلاب اسلامی آن است که قدرت را از خود نمیداند بلکه متعلق به خدا میداند و ولی فقیه دو حال دارد؛ یا حال بندگی خدا و راستی، که میداند باید پاسخگوی هر ذره از اعمال خود در روز حساب باشند. جدا از قوانین انقلاب، خود این ایمان و معرفت بزرگترین دارایی و مانع تخطی است و قانونمندی و احتیاط و غلبه بر نفس در ولی فقیه مهذب، تقوا و معرفت و خوف از خدا، او را از شرور قدرت حفظ میکند. یا فرد حاکم مثل یک مرجعیت لغزشکار، به سبب فاجعه بریدن از حق و فریب نفس و قدرتطلبی و بیتقوایی و ضعف ایمان از جاده عدل خارج میشود که خود به خود از مقام ولایت فقیه ساقط و تکلیف مردم پس از عبور از مراحل قرآنی هشدار و تبدیل نظام به نظامی جائر، آن است که تحت رهبری صالح به اصلاح امور بپردازند. زیرا عمل انقلابی قرآنی و تحت فرمان الهی و خلیفها... و امام معصوم(عج) پایانی ندارد و دنیا محل فتنه و آزمایش و عمل عبدا... در ایستادگی برابر شیاطین جور و ظلم است و تلاش برای اصلاح و دادگری و آبادانی طبق فرمان کلام خدا.
انقلاب و خشونت
انقلابها با خشونت، نسبتی چنان و تکرارشونده دارند که متفکران بزرگ این رابطه را ماهوی تشخیص دادهاند. موضوع در اینجا آن نیست که انقلابها به سبب روح شجاعت و دلیری پدیده انقلاب در دفاع از خود مقابل خشونت و قتال تا پای جان از خود دفاع میکنند بلکه رابطه بدایت و خشونت پیشکشیده میشود.متفکرانی مدرن مثل آرنت، معتقدند انقلابها بدایتا و از نخست تعرضی خشونتگرا هستند و ویرانی امر موجود را به زبان خشونت آغاز میکنند. علت این آغاز با خشونت را خود انقلاب معرفی میکنند و آن که خشونت، ناتوان از گفتار است. در حالی که سیاست از سرشت سیاسی ـ اجتماعی زندگی انسانی برمیخیزد و انسان ماهوا موجودی ناطق است و در امر زندگی، سیاست و گفتار نقش توضیح براهین عقلانی فعل و عمل را به عهده دارد و زندگی سیاسی انسان ابزارش گفتوگو است اما انقلاب برای خشونت نه نیاز به گفتار دارد و نه در خشونت جایی برای گفتوگو وجود دارد و نه گفتار و عقل و برهان توان دفاع از خشونت را دارد. آقای ظریف دعوای میدان و دیپلماسی را از همین متفکران غربی وام گرفت.هانا آرنت، از متفکران بزرگ یهودی میگوید: مناسبت مسأله آغاز با پدیدار انقلاب، روشن است؛ گواه بستگی نزدیکبین بدایت و خشونت، آغاز افسانهای تاریخ ماست. بهگونهای که هم در روایات تورات و هم در مآثر یونان و روم آمده است. قابیل، هابیل را کشت و رومولوس، رموس را. آغاز کار خشونت بود. همانگونه که هیچ آغازی بدون خشونت و تجاوز امکانپذیر نیست... . هرگونه برادری که در توان بشر بگنجد از برادرکشی آمده است و هر سازمان سیاسی که آدمیان بهوجود آورده باشند از جنایت نشأت گرفته است. اصطلاح «وضع طبیعی» بیان این معناست که «در ابتدا جنایت بود»، منتها به لسانی که از لحاظ نظری پاک و پیراسته شده است. در نظر بشر این اعتقاد همآنقدر در مورد احوال آدمی بدیهی و دلنشین بوده است که نخستین جمله انجیل یوحنا - در ابتدا کلمه بود - در زمینه رستگاری انسان.» تفکر خشن یهودی عاصی، با چنین تمهیدات ویرانگر کلام رحمت روحا... علیهالسلام و تبدیل آغازی به اسم انقلاب به خشونت میکوشد مسیر دلخواه خود را پیش ببرد.
دارایی انقلاب اسلامی
اما متن حاضر اثبات میکند دارایی اسلام و انقلاب اسلامی آغازی متکی به عقل، برهان، کلام و هدایت و گفتار صلحآمیز و حرکت عقلایی و ایستادگی و دفاع بوده است و درمقابل آن این کفر و ظلم و قدرت متجاوز به حقوق مردم و دشمن حق بوده که آغاز به خشونت کرده است. سابقه این رفتار درعمل سیدالشهدا و درعصر جدید به اعتراض روحانیون انقلابی علیه تجاوز و خیانت و خشونت استعمار و شاه سلطهطلب قاجار و خواست انقلاب مشروطه مشروعه و عمل میرزایشیرازی و سپس شاگرد او شیخ فضلا... بازمیگردد و به انقلاب روحاللهی مجدد عصرامام خمینی(ره) و اکنون ما میرسد. چرا انقلاب اسلامی خلاف انقلابهای جنگهای ناسیونالیستی، کاپیتالیستی، سوسیالیستی وکمونیستی و امپریالیستی و فاشیستی مطلقا آغازی خشونتآلود نداشت؟ علتش اسلام و دارایی قرآن و قرآن ناطق، کلاما... وعترت دارایی حق و عقل اسلامی و حکمت و برهان احسن وقدرت ونفوذ کلمه وگفتار مؤثر ازرسولا...(ص) تا امامحسین(ع) وتا امام زمان(عج) و میراث پیرو خالصشان عبد صالح، امام خمینی(ره) از همه این دارایی الهی و تفاوت اسلام با ایدئولوژیهای بشری است. انقلاب اسلامی داراییاش کلمه بوده نه عمل خشن نفسانی قدرت طبقاتی و هر قدرت خشونتگرا و حریص قدرتخواهی.
احمد میراحسان | نویسنده و پژوهشگر