printlogo


نگاهی به نمایشگاه عکس «از آن روز که رفتی» حمزه اولیازاده
بازتولید هنری
فرآیند خلق اثر هنری و ارائه آن، می‌تواند به بازتولیدهای هنری دیگری بدل شود که از اثر تولید اصلی فراتر و بیانگراتر باشد. این‌که یک فیلم ساخته شود و عکاس و طراح آن بتوانند فراتر از معنای فیلم در یک فریم یا قاب گرافیکی کلیت مضمون فیلم را به مخاطب ارائه کنند، موضوعی است که در طول تاریخ هنر معاصر بسیار رخ داده و موجب ارائه آثاری در ساحتی دیگر را فراهم کرد که خود در جایگاه هنری به اثری بدیع تبدیل شده‌اند.

نمایشگاه عکس «از آن روز که رفتی» حمزه اولیازاده که به بهانه بزرگداشت مقام والای حضرت فاطمه(س) در این روزها که ایام شهادت و ولادت این بانوی بزرگوار در جریان است، در گالری محیطی خانه هنرمندان پیش روی عموم مخاطبان قرار گرفته است که در نوع خود یک بازتولید بدیع از اثر هنری دیگری است. اولیازاده به‌عنوان یک عکاس باسابقه با ثبت لحظاتی از نمایش «در قاب ماه» حسین مسافر آستانه، به کنشی هنری دست پیدا کرده که فراتر از بیانگری این نمایش است. بازخوانی یک روایت با حضور بازیگران درصحنه، در آثار اولیازاده تبدیل به سایه‌هایی شده‌اند که گویی بلندای آنها در طول تاریخ همراه ما بوده و در موقعیت‌های مختلف آن را دیده‌ایم. دژاوو و حس آشناپنداری که مخاطب با دیدن این آثار تجربه می‌کند، برگرفته از قابی است که هنرمند در کشف صحنه نمایش، آن را به شکلی فرمال ثبت کرده است. این نگاه فرمالیستی بر اساس نورهای رنگی صحنه اصلی نمایش چنان دقیق انتخاب شده که مخاطب در مواجهه با اثر ساحت مدیا آن را نقاشی فرض خواهد کرد و با دقت بیشتر به عکس گونگی آن‌پی خواهد برد. کادر به کادر کردن بودن تصاویر که ماهیت اصلی آن به طراحی صحنه نمایش اصلی باز می‌گردد، در این اینجا با هوشمندی عکاس، نقاشی‌های چند لته‌ای را به یاد می‌آورد.اما جدا از مواجهه یک هنرمند با اثری هنری دیگر، زاویه نگاه روایتگر هنرمند ثانی است. اولیازاده در این آثار با نگاهی مینی‌مالیستی تلاش کرده تا با کمترین اکت‌ها به بیشترین بازدهی از نوع روایتگری برسد. انتخاب دقیق کنش بازیگران در زاویه‌های نوری که در صحنه مستتر است، چنان دقیق انتخاب شده که در قاب عکس مخاطب آشنا با روایت زندگی ائمه معصومین می‌تواند لحظات را با ذهنیات خود در تقابل بنشاند و با آن همذات‌پنداری کند. قرار گرفتن یک زن با سایه‌ای بلند در پس مردانی در کادر نوری سبز رنگ که مخاطب را با صحنه‌ای از واقعه غدیر روبه‌رو می‌کند، به‌خوبی نشان می‌دهد که ولایت بعد از نبوت بدون استواری زن صدر‌اسلام ناممکن است. قرارگیری قامت زن در کادری قرمز رنگ نیز به‌خوبی نشان می‌دهد که مصائبی که پس از این رقم خواهد خورد، نتیجه این استواری بر راه رسول و جانشین بر حق او امیرالمومنین است. انتخاب چنین لحظاتی از سوی اولیازاده چنان دقیق رقم خورده که آثار عکاسی او را فراتر از مفاهیم متن‌ و نمایشی که روی صحنه رفته، قرار داده است.این‌که نمایشگاه این آثار نیز در یک محیط عمومی قرار گرفته، خود امر بدیعی است که مخاطب عموم را با هنر پیوند می‌دهد که در جای خود قابل تامل است.

محمود نورائی | دبیر‌گروه فرهنگ و هنر