پرندههای مردنی
بعضی جملات و فکتهای فضای مجازی قدمتشان هم سن و سال بچههای دهه 80 است. همان زمان که هنوز نبوغ گستردهای در فکت نویسی اتفاق نیفتاده بود و هنوز صاحب پیجها به شاعر و نویسندههای اصیل متعهد بودند و برای اعتبار دادن به جملات من درآوردیشان از اسم کوروش و فردوسی استفاده میکردند، این جمله فروغ دست به دست میچرخید: پرواز را بخاطر بسپار، پرنده مردنیست
این هفته آخرین جلسه کلاس درسم در مدرسه و در قامت معلم تمام شد و رفت پیکارش تا ببینیم سال دیگر خدا میخواهد زلفمان به مدرسهای و مبحثی و دانشآموزی گره بخورد یا خیر. از این زیرانداز پلاستیکیهایی که سیزدهبدرها پهن میکنیم روی چمن و جوج کنارش میزنیم پهن کردیم وسط کلاس و هرکسی از هردری شروع کرد به صحبت.من چندان احساسی نیستم ولی کلمات ریشه میشوند توی نیم سنگی و نیمرقیق قلبم و زنگ میزنند توی گوشم.حرفها همه در عین سادگی کلمات یک مزه خاص داشتند، بعضیها ولی یکجوری جالب و بدجوری تلنگرآمیز بودند آنقدر که سعی میکردم بغض نکنم.حلقه چرخید و رسید به یکتا، رفتار معلمان مدرسه با بچهها آنقدر خوب هست که دلت بخواهد توی خوبتر بودن رقابت کنی و بچهها هم همه این نکته را توی صحبتهایشان میگویند اما یکتا از یک کلمه خاص استفاده میکند: همه خوبند و رفیقند ولی شما اولین کسی هستید که دغدغهتان تاثیرگذار بود و یاد دادید ما باید به موثر بودن بیشتر از هرچیزی فکر کنیم.بال درآورده بودم. دلم میخواست بدبینانه نگاهش کنم و دل خوش نکنم به توصیفاتشان بعد از بارها ناامیدی از نتیجهای که از زیست با نوجوان گرفته بودم اما حریف این یک کلمه نشدم، «تاثیر» همان یک کلمه که خوب ربط دارد به جمله فروغ.کلمهای که دو لبه دارد؛ هم ترسناک است و هم حالخوبکن. میترسی تاثیر منفی باشد، کار اشتباه باشد، سرنوشت تغییر کند اما از آن سمت میدانی اگر نتیجه مثبت باشد حالت جا میآید.
پس پرواز را بهخاطر بسپار، پرنده مردنیست
زهرا قربانی - دبیر نوجوانه