پرواز، رویای کودکانهای که به واقعیت تبدیل شد
دراین دنیاکه خیلی ازمابا رویاهای خود به آینده وگاهی به دلیل حسرتهایمان به گذشته خیلی دور پروازمیکنیم. بین زمین وآسمان آدمهایی وجود دارند که مانند فرشتهها، وظیفه پروازهایسخت وجابهجایی آدمها ازنقطهایبه نقطهای دیگر را دارند.
شاید در تاریخ و جملات امروزی ثبت کرد که بعد ازمعدن، سختترین شغل و حرفه در این جهان خلبانی است. جایی که آنها نمیتوانند مثل یک بازیکن فوتبال اشتباه کنند. همه چیز باید دقیقتر از ماشین حسابهای مهندسی باشد تا هیچ مشکلی بقیه را تهدید نکند. در این شماره نوجوانه پای صحبتهای یک بانوی خلبان نشستهایم تا از رویایی بگوید که تبدیل به واقعیت شد.
در دوران بچگی هم آرزوی پرواز داشتید؟
درواقع یکی از رویاهای دوران کودکیام پرواز بوده. من در همان زمان کودکی هروقت یک هواپیما در آسمان میدیدم، توجه دیگران را نیز به آن هواپیما جلب میکردم و تا نقطهای که از جلوی چشمانم محو میشد؛ سعی میکردم چشم از آن وسیله برندارم.در حقیقت میتوانم بگویم با عشق خاصی دنیا و اخبار خلبانی را پیگیری میکردم و به افرادی که در حیطه پرواز فعالیت میکردند، علاقه و ارادت خاصی داشتم. در تمام سفرهایی که قرار بود همراه خانواده با هواپیما به مقصد خاصی برویم از شدت ذوق سوار هواپیما شدن خوابم نمیبرد و فقط برای آن لحظه شماری میکردم. در حقیقت باید اعتراف کنم جزو آن افرادی بودم که دلم میخواست مسیر، طولانیتر از همیشه باشد تا بتوانم بیشتر در آن فضا حضور داشته باشم. اگر اکنون از تکتک اعضای خانواده و دوستانم از علاقهمندیهایم بپرسید، قطعا همه آنها در اولویت اول، پرواز را میگویند و یادم میآید همه از علاقهام به دنیای پرواز باخبر بودهاند. رویا و علاقهام به دنیای خلبانی آنقدر بزرگ و بینهایت بود که حتی بعضی وقتها پیامهایی از دوستان قدیمی خود دریافت میکنم که میگویند ما خیلی خوشحالیم که تو به رویای کودکی خود رسیدهای.به یاد دارم که فیلم شوق پرواز از تلویزیون پخش شد. بارها آن را تماشا میکردم و همیشه پیگیر خواندن کتابهایی از شهدای پرواز بودهام و با عشق این حرفه را دنبال میکردم.
اصلا ترس از ارتفاع نداشتین؟
به نظرم ترس از ارتفاع یک امر طبیعی است و هر انسانی ممکن است از ارتفاع بترسد اما در حقیقت باید به این موضوع برسیم که چطور میتوانیم حس ترس را مدیریت کنیم. به نظرم حتی میتوانیم بهجای کلمه ترس که یک بار معنایی منفی در خود دارد از کلمه حس ویژه استفاده کنیم. یکی از کارهایی که خلبانها انجام میدهند دقیقا مدیریت این حس است و بهنظرم زمانی که علاقه و مهارت با آن ترکیب شود. کم کم برای ما عادی میشود. البته باید به یک نکته مهم اشاره کنیم که اولین خطا در این حرفه، آخرین خطاست.
به نظر شما چرا اکثر افراد از پرواز خوششان میآید؟
خیلی از دوستانم در مکانهای مختلف که با من همکلام میشوند؛ همیشه از عشقشان به دنیا و جهان پرواز میگویند و حتی با وجود ترس و فوبیای پرواز، همچنان حس خوب و شیرینی به این فضا دارند و به عقیده من یک مسأله عادی است . خیلی از افراد در سراسر جهان به پرواز علاقه دارند.
از پرواز چه کسی بیشتر ناراحت میشوید؟ (مرگ)
سؤال بسیاری سخت و ناراحت کنندهای است. همیشه سعی میکنم انسانی قوی باشم اما درمقابل اینکه یک عزیزی را از دست بدهم و آسمانی شود، مقاومت من زیاد نیست.اما در واقعیت یکی ازناراحتیهای بزرگ زندگیام، فکر کردن به این سؤال است و همیشه آرزو میکنم اگر قرار باشد شاهد پرواز انسان عزیزی باشم، ترجیح میدهم شخص خودم زودتر از او پرواز کنم تا این شرایط را تجربه نکنم.
با چه اتفاق خوشایندی میخواستید از ذوق پرواز کنید؟
در فضاها و جاهای مختلفی شکر خدا این حس را تجربه کردهام که انگار درحال پرواز هستم و آن ذوق و شوقها برایم شیرین بوده است. اگر بخواهم واقعیت را بگویم؛ دوست داشتم در آن لحظهها بتوانم واقعا پرواز کنم تا حداقل مقداری از آن انرژی را به نقطه ظهور برسانم. البته باید بگویم که یکی از رمزهای زندگی من، خوش بودن با چیزهای کوچک است و اگر بقیه مرا فردی فعال و پویا میبینند. به همین دلیل است که میتوانم در تمام روزمره پویا و فعال باشم.
بهترین پروازی که تجربه کردی کدام بوده؟
بهترین پرواز من با یکی از اساتید پرواز برای اولین بار بود که به عنوان هنر آموز خلبانی در آنجا حضور داشتم و کاملا در آنجا باید دقت کنم به تمام نکاتی که استاد انجام میدهد. این تجربه اولین آموزش عملی من بود و بهنظرم این لحظه برای تمامی افراد علاقهمند به این حرفه بسیار شیرین است.
مردم از سختیهای پرواز چه چیزی را نمیدانند؟
هر حرفهای سختیهای خودش را دارد و خلبانی شرایط و فضای خاصی دارد . باید بگویم خیلی از افراد صرفا ظاهر قضیه را میبینند و از باطن آن بیاطلاع هستند.شاید خیلیها در فضای مجازی بیننده ویدئوهای مختلفی از خلبانان باشند که در ظاهر همه چیز خوب و عالی است اما باید بگویم تمام این موارد و جذابیتها ویترین این حرفه است.افراد خیلی از سبک زندگی یک خلبان و دوری او از خانواده و برنامه زندگی آنها خبر ندارند و باید در حقیقت پشت صحنه را هم مشاهده کرد.فردی که این حرفه را انتخاب میکند، باید در کنار انتخاب عاشقانهاش، جوانب عاقلانه را نیز در نظر بگیرد.
اولین کلمهای که بعد از شنیدن پرواز به ذهنتان خطور میکند؟
عشق است. به عقیده من خلبانی نیاز به انسانهای عاشق دارد و آدمهایی میتوانند در این حرفه و کار پایدار باشند که عاشق باشند. به این دلیل سختیهایی وجود دارد در این مسیر که باید عاشق بود تا آنها را کنار زد.
اگه میتوانستید پرواز کنید و کسی شما را نبیند به کجا میرفتید؟
من همیشه در زندگی سعی کردهام فردی اجتماعی باشم وهیچوقت نخواستم جامعه گریز باشم و کسی مرا نبیند. در واقع دوست دارم با افراد زیادی معاشرت داشته باشم و با تبادل تجربه از آنها یاد بگیرم و حتی به بقیه چیزهایی را یاد بدهم. ترجیح میدهم به نقاط مختلف دنیا بهعنوان یک خاک شناس خلبان سفر کنم و میتوانم نام مسیر زندگی خود را از خاک تا افلاک (از خاک شناسی تا خلبانی) بگذارم.
اهل بلند پروازی هستید؟ بلندپرواز بودن خوبه یا بد؟
اگر این کلمه را اینطور معنی کنم که در طولانی مدت اهدافی را برای خود نشانه گذاری میکنم، بله همینطور است. اما باید بگویم که سعی نمیکنم اهدافی را برای خود انتخاب کنم که خیلی رویایی وغیرواقعی باشد. میکوشم چیزی را در طولانی مدت مورد هدف قرار بدهم که بتوانم آنها را به دست بیاورم.
این شغل و حرفه چقدر برای شما به عنوان یک زن سخت است و آیا برای شما محدودیتهایی دارد؟
این حرفه آنقدر حساس است که به نظرم جنسیت اصلا در آن تاثیرگذار نیست. در این حرفه تمام دانش آموختگان باید بهترین باشند و چیزی که ملاک به شمار میرود، تخصص، مهارت و دانش افراد است.ما در کشورمان بانوانی داریم که بهعنوان کاپیتان اول فعالیت میکنند و همچنین در طول تاریخ، پروازهایی داشتهایم که هر دو خلبان بانو بودهاند و همان دو بانو توانستهاند به بهترین شکل ممکن پروازشان را مدیریت کنند.
در آینده به نظر شما با وجود مادر بودن میتوانید به این کار ادامه دهید؟
من هنوز مادر نشدهام و شاید در آن زمان صحبت هایم تغییر کند و حرفهای اکنون من صرفا بر اساس تفکرم است. خودم به عنوان یک زن همیشه خانواده را در اولویت قرار میدهم و سرشتم به گونهای است که وظیفه مادری و همسریام در اولویت است. در آخر سعی میکنم در آن زمان یک مادر و همسر خوبی باشم و بعد از این موارد سراغ کارهای اجتماعی خود بروم.
امیرحسین علینیافرد - نوجوانه