printlogo


مادرم، عشق‌ و عشق، مادر من
در شبانگاه تولد مادر هستی در آستان روز مادر که ساعت از یک نیمه‌شب گذشته بود، شبکه دوی‌سیما شگفتانه بس دلپذیری روکرد. پخش اجرای یکی از پرآوازه‌ترین هنرمندان گیتی در ستایش مادر‌، اساسی حس و حال خوبی به هر مخاطبی بخشید و به‌راستی عوامل تامین و پخش را سزاوار تحسین بینندگان کرد.

چهره‌ای جهانی که این‌بار آن لنگر مهم اجراکردن‌های باشکوه و تاثیرگذارش، همان دستمال سفید معروف را با وقار همیشگی با دست چپش می‌افشاند و با صدایی که دل‌های سرشار از مهر مادر را به تپش درمی‌آورد برای مادر می‌خواند؛ لوچیانو پاواروتی مدح کسی می‌کرد که آرزومندیم زیر سایه‌اش از رحمت خدا فیض ببریم که در زیر پای اوست. درود بی‌کران بر پیامبرمان و بر خاندان ایشان با این گزین‌گویی‌شان؛ با این سخن تام و تمام‌شان که جامع و مانع بر تارک تاریخ می‌درخشد. کدام سخن‌سنج و نکته‌پردازی توانسته این‌چنین معنایی بپرورد و مادر را و ارزش‌هایش را بستاید!
شبکه دو با این گلی که در دل و احساس‌ بینندگان کاشت، با آفتابی که از صدای پاواروتی بر وجودمان مهر و عشق و صفا را با روشنایی هرچه افزون‌تری تاباند این قلم را بر آن داشت که اندکی آیینه‌گری کند و به باید و نبایدهایی چند بپردازد، با پیشنهادی‌چند از خواستاری مخاطبان یاد کند و دست‌اندرکاران را به بازنگری برخی داده‌ها و برنامه‌ها فرابخواند. نخست از مومنانه‌ها یاد کنیم، درد دل بزرگان و فرهیختگانی که با این قلم در فضای گفت‌وگوهایی دوستانه گوشزدهایی برای بازتاب داشته‌اند. امام راحل (ره) تاکید داشتند باید صدا و سیمای ما دانشگاه باشد اما به فرمایش حافظ: دریغ و درد که تا این زمان ندانستم / که کیمیای سعادت... را نمی‌شناسم یا  گم کرده‌ام. کیمیای سعادت به‌ راستی از رهگذر آگاهی و دانادلی حاصل می‌شود. درباره شهید معظم بهشتی‌(ره) می‌دانیم که از 17سالگی نمازشب ایشان ترک نشده و شبانگاهی پدرشان به راز و نیازش با خدا گوش سپرده که شنیده: خدایا بخشی از کاروبار اسلام را بر دوش من بگذار! این‌گونه کمالات و مسئولیت‌پذیری‌ها که به مخاطبان و جوانان یادآوری شود، درونی‌شان می‌شود ملکه‌ذهن و دغدغه فکری‌شان می‌شود به دنبال چرایی و چگونگی‌اش می‌روند و بی‌هیچ گمان که جوینده، یابنده می‌شود. پس همچنان که در این سال یاد چهارم هجرت عارفانه و کربلایی‌نشان سردار دل‌ها این همه پخش‌ها و فیلم‌های دل‌نشان از شهیدسلیمانی دل‌های‌مان را زنده کرد، جادارد این چهره‌های اثرگذار و محوری را به مناسبت‌ها و گاه و بیگاه محول نکنیم و عطرافشانی آموزه‌هایشان را عمومی‌تر و همیشگی‌تر سازیم. پخش اذان و گوش سپردن به آن برپایه پژوهش‌های دامنه‌دار آلمانی‌ها (بیش از اینهاست؛ بنده در حد بضاعت حافظه یادآور شد) باعث ترشح سروتونین، هورمون آرامش در مغز و سرشار شدن شنونده از آرامشی ناب و خالص می‌شود همچنان‌که شنیدن قرآن بسیار بهبود و روند درمان بیماران را جلومی‌اندازد و کوتاه‌مدت می‌کند؛ در این پژوهش‌ها گروه‌های آزمایش و گواه، مسلمان نبوده‌اند و‌قتی بر دیگر انسان‌ها چنین تاثیری از این داده‌های آسمانی گزارش شده بر دل و جان ما چه نورافشانی‌ها که نمی‌کند اما بلافاصله پس از پخش اذان و رازونیازهای عموما بدصدا که به خاطر صدا و بی‌مایگی اجرا واقعا نسنجیده تهیه شده، چرا باید در یگانه‌کشور شیعه پیرو اهل بیت، تبلیغات ناهنجار با موزیک‌های جیغ پخش شود؛ حتی در شبکه‌های پویا و نهال.این قلم مدتی دراز از مخاطبان پخش شبانه‌ها تا بامداد صداسیماست؛ شبکه‌های دو و پنج و آموزش و مستند در بیشتر شب‌های هفته هرکدام دوتاسه مستند بسیار تماشایی پخش می‌کنند که در ساعات روز از بازپخش بیشتر آنها خبری نیست. این برنامه‌های مخاطب‌پسند و جذاب را درساعت‌های پرمخاطب روزمانند پخش صبح‌های خانواده‌پسند یا بعدازظهرها و پیش از نیمه‌شب هم پخش کنیم که خیلی رضایت عمومی بینندگان را بهبود می‌بخشیم...

علی مظاهری | روزنامه‌نگار