printlogo


روایت شاهدان جنایت گلزار شهدای کرمان
دیروز چه محشرکبرایی درگلزار شهدای کرمان به پا بود. حدود ساعت15 وقوع دو انفجار در دو نطقه جداگانه از حاشیه‌گلزار، صحرای خونین‌کربلا را پیش چشمان مردم زنده کرد. خون، خون و باز هم خون بی‌گناه بود که‌کف خیابان‌های مختلف گلزار را گلگون‌کرده بود.

به هر طرف‌که نگاه می‌کردی، جوی خون باریکی از پیکرهای مردم روی زمین جاری شده بود. تا چشم کار می‌کرد، زن و مرد و پیر و جوان و حتی‌کودک مثل برگ خزان در خون خود غلتیده بودند. شدت دو انفجار جان خیلی‌ها را گرفته و خیلی‌های دیگر را هم مجروح‌کرده بود. صدای کرکننده آمبولانس‌هایی‌که سعی می‌کردند به سرعت مجروحان را به بیمارستان منتقل‌کنند، یک‌لحظه‌هم قطع‌نمی‌شد.بیمارستان‌های سیدالشهدا، شهیدباهنر، افضلی‌پور وپیامبراعظم کرمان،اولین بیمارستان‌هایی بودند که مجروحان را پذیرش‌کردند و برخی دیگر از بیمارستان‌ها هم به حالت آماده‌باش در آمدند. بر اساس آخرین آمارها تا شامگاه چهارشنبه 103نفر شهید و 143 نفر نیز مجروح شده‌اند که بسیاری از مجروحان به بیمارستان باهنر منتقل شدند. 
بیمارستان باهنر، دسو ساعت پس ازحادثه جای سوزن انداختن نیست. آمبولانس‌ها آژیرکشان یکی پس ازدیگری وارد بیمارستان شده و اغلب مصدومان غرق در خون را به داخل منتقل می‌کنند. حجم فاجعه آن‌قدر بالاست‌که ساعتی بعد، یک اتوبوس آمبولانس هم آمد و بیرون بیمارستان توقف‌کرد. بسیاری از افرادی که می‌دانستند اعضای خانواده‌شان در این مراسم حضور داشتند، دل‌نگران و آشفته حال به بیمارستان آمده‌اند. مدتی بعد، جمعیت خانواده‌های نگران آن‌قدر زیاد شد که مسئولان آنجا از طریق بلندگو نام بیماران بستری را صدا زدند تا افرادی که خانواده‌شان آنجا هستند با خبر شوند و بقیه به بیمارستان‌های دیگر بروند. مادری در حالی‌که بی‌تابی و زاری می‌کرد از بیمارستان بیرون آمد و گفت: «پسرم عاشق سردار سلیمانی بود و امروز برای شرکت در مراسم سالگرد به گلزار شهدا رفت. حدود ساعت 14و30دقیقه با او صحبت کردم که گفت «در حال خارج شدن از گلزار و آمدن به خانه است که بعد خبر حادثه تروریستی را شنیدم و هرچه با پسرم تماس گرفتم، تلفنش را پاسخ نداد و بعد از دسترس خارج شد. راهی بیمارستان‌ها شدیم تا شاید رد و نشانی از او پیدا کنیم. در این بیمارستان نبود. شهدا را به سردخانه برده بودند. به مقابل سردخانه رفتم اما اجازه ورود به من ندادند. حالا می‌خواهم به بیمارستان افضلی بروم.»
یکی دیگر ازمجروحان این حادثه تروریستی، زنی است‌که از ناحیه کمر زخمی شده و روی تخت بیمارستان دراز کشیده. او توضیح می‌دهد: «نزدیکی ورودی گلزار بودم که ناگهان صدای انفجاری آمد و روی زمین افتادم. هرکاری کردم نتوانستم از جایم بلند شوم و چند دقیقه بعد نیروهای امدادی آمدند و مرا به بیمارستان بردند.» مصدومان حادثه روایت‌های مختلفی از انفجار دارند اما همه می‌گویند صدای انفجار مهیب بود و بعد ترکش به آنها اصابت کرد. برخی شاهدان هم می‌گفتند شدت انفجار به‌حدی بودکه برخی دچارضایعه‌مغزی شدند. عده‌ای هم می‌گویند کسانی که نشسته بودند، آسیب کمتری دیده‌اند. شایعات طبق ماهیت‌شان به‌سرعت در حال انتشار است. یکی از خبرنگاران می‌گوید آنچه مشخص است این که انفجار اول در ورودی گلزار رخ داده. بعضی منابع هم می‌گویند انفجار، داخل زیرگذر نبود و ده‌ها متر پس از زیرگذر و به سمت گلزار شهدا اتفاق افتاد. درباره نوع انفجارها هم سه روایت مختلف دهان‌به‌دهان می‌چرخد. یکی مدعی است کیف‌های جاسازی‌شده کنترل‌شونده داخل سطل زباله عامل انفجار بوده، در روایت دوم می‌گویند یک خودروی پژو در محل حادثه و انفجار بخشی از خودرو به محض توقف، باعث این حادثه بوده. روایت سوم هم می‌گوید یک عامل انتحاری در زمان تفتیش ماموران خود را منفجر کرد که این روایت از همان ابتدا رد شد. به گفته خبرنگار تسنیم به نظر می‌آید روایت اول دقیق‌تر باشد و عامل یا عاملان این حادثه تروریستی، دو کیف حاوی مواد منفجره جاسازی‌شده را از راه دور به وسیله ریموت، منفجر کرده‌اند.رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر هم در گفت‌وگویی تلویزیونی روایت دیگری از این حادثه تروریستی داشت:«هیچ گزارشی مبنی بر این‌که افرادی بر اثر ازدحام فوت شده باشند، وجود ندارد. انفجار اول بسیار قدرتمند بود و احتمال این‌که خودروی بمب‌گذاری شده باشد، بالاست که مسئولان در حال انجام اقدامات فنی روی این موضوع هستند. انفجار دوم هم در بین جمعیت رخ داد که شهادت عده زیادی از حاضران را به همراه داشت.» در این حادثه تروریستی سه امدادگر مصدوم شدند. سخنگوی فرماندهی انتظامی کشور هم گفت: سه مامور انتظامی که در حال خدمت‌رسانی به مردم بودند به شهادت رسیدند.