روشنفکریهای تراریخته
موضوع افتادن صورتک از موجودیت رباتیک یک روشنفکر غربگرا تا یک بازیگر غربگرا تا یک سیاستپیشه و رفرمیست غربگرا تا یک استاد بیسواد و اهل شوآف غربگرا و... در ماجرای میانی طهماسب و سهرابی موضوعیت مییابد.
ویژگی این همه بر ساختگی برای ایفای نقش اپوزیسیون خدمتگزار شیطان بزرگ است. مطمئنا منظورم این نیست که کیانیان همان سلبریتی برساختهاست. سلبریتیهای ایرانی دراین لشکرکشی بنیاسرائیلی جای خود را دارند اما بدانند یا نه، نظام وانمودهها کارش را میکند. انقلاب ایران در محاصره پرسوناهای شیطانی اقتصاد، سینما وسیاست سرمایهداری متأخر جهانی است که پشتش یهودیت صهیونی نهان است.
پدیده ریا
همه انقلابها با صورتک و نقاب نمایش ازیکسو و ازسویی هم با پدیده ریا سروکار دارند. این دو، ریا و پرسونا یکی نیستند و درهر انقلاب بنا به وضع وجودی آن انقلاب نیروهای نقابدار و ریاکار اشکال گوناگون به خود میگیرند. شناخت این دو پدیده و نفی عملی آن، ازضرورتهای هرانقلاب اصیل و زنده است.هرچند که ریاکار بس پوچتر است. صورتک ریاکار که برداشته شود دیگر هیچ نمیماند.ما باهیچی نداری و تهیبودن روبهرو میشویم. وقتی پرسونای ریاکار بر میافتد.
تاریخ پرسونا
پرسونا از انقلاب کبیر فرانسه به پدیدهای در ادبیات انقلاب تبدیل شد و از تئاتر آمد و به استعارهای رسا بدل شد. در جنگهای پلوپونزی و انقلابهای آن دوره هر دو وجود داشت وتوسیدید از آن به بدی یاد میکند. اما درانقلاب فرانسه پرسونا به مفهومی ویژه در ادبیات انقلاب کبیر بدل شد. درفصل مسأله اجتماعی از کتاب انقلاب آرنت آمدهاست: «کسانی که در انقلاب فرانسه دست داشتند و عاملان آن بودند، درتشبیه به زبان تئاتر متوسل میشدند. شاید بهترین گواه معنای عمیق استعارات فراوانی که ازتئاتر گرفته شدهاست، واژه لاتین پرسونا و سابقه کاربرد آن باشد.
این لفظ دراصل به معنای ماسکی بود که درروزگار باستان بازیگران تئاتربه چهره میزدند.اصطلاح «دراماتیس پرسونای»، معادل عبارت یونانی ta tou dramatos. prosopa است، این ماسک میبایست چهره بازیگر را بپوشاند و به عبارت بهتر، جای چهره او را بگیرد. ولی در عین حال باشد که صدای او شنیده شود.»
مشوقین جو مغشوش
اگر در ایران و انقلاب اسلامی مهار انقلاب دست امام زمان(عج) نبود و ازهدایت قرآن و عترت بیبهره بودیم و ولایتفقیه با عقل و تقوای دینی به خشونت، خیانت و ریاکاری درون حاکمیت از زمان بنیصدر تا جریانهای انقلاب رنگی و رفرمیسم غربگرا و اغتشاشات ابزار دشمن، عاقلانه برخورد نمیکرد که حتی تحت لوای ریاکارانه اصلاح و اعتدال با راه امام(ره) مخالفت میکردند و رویاهای سکولاریستی دشمنان انقلاب را به اجرا درمیآوردند در آن صورت ما هم انقلابی گرفتار نفسانیت قدرت و خونریزی بیمهار و تهاجمی داشتیم. در برابر نمایش بیشرمانه و آشکارا ریاکارانه سلبریتیهای سیاسی و سینمایی، بهنام آزادی دروغین و در نهان کنش رباتیک فاسد و بیآزرم در خدمت پروژه شیطانترین فرعونهای هستی و قدرت سرمایه جهانی، ولیفقیه و انقلاب اسلامی صبر زینبی و عقل الهی و عطوفت محمدی و عفت فاطمی و تحمل حسنی و مهربانی حسینی نشان داد تا چهره سرپرستان این سلبریتیها و اغتشاشگران نیابتی فاش شود و وجود دوزخی اربابانشان آمریکا و اروپای وحشی و حرامزاده جنی و عقدهایشان بهنام اسرائیل علنی شود اما دیدیم حتی در این وضع هم سلبریتیهای وقیح حیا نمیکنند و نهتنها در کن نقش کلید زدن اغتشاش برنامهریزیشده را ایفا میکنند؛ بلکه در زمان عریانسازیاند بهوسیله ایثار غزه با ترفندهای کودن و کنایه و آزار و نیش راه دوزخی و پر روگریشان را ادامه میدهند. باید پرسید طهماسب در گردن نهادن به تحریم شیطانی گناهکار بود که به مردهاش نیش میزنند؟ یا نیشزنندگان ریاکار باید شرم کنند که با وقاحت نمیکنند و حامی قاتل کودککششان، سرافکندهشان نمیکند. تحفظ جمهوری اسلامی در عدم نقاب براندازی از باطن و نهان زندگیشان را ضعف بهشمار آورده و با سپیدچشمی به ایجاد رعب و ترس و فشار میپردازند تا از کار همکارانشان و همراهی با انقلاب رهایی بخش و آسمانی و اصلاح فسادها جلوگیری کنند و مشوق جو مغشوش باشند.
درد فسادزایی بزرگ
من رضا کیانیان را درست نمیشناسم، همانطور که مهدی نصیری و زیبا کلام و فرخنژاد و کریمی و.... را. نمیدانم او از سلبریتیهای همجنس آنهاست یا نه. اما همانقدر که لغزشهایش حیرتانگیز است، خدمتش به سینمای جمهوری اسلامی تحسینبرانگیز است. من نمیدانم این خدمت از سرصدق بوده یا پرسونای ریا. شاهدم پرسونای ریا چون یک شخصیت ذاتا ناصادق، تحفظ جمهوری اسلامی را در عدم نقاب براندازی از باطن و نهان زندگی ریاکارانه را ضعف بهشمار آورده و با سپیدچشمی به ایجاد رعب و ترس و فشار در میان اهالی هنر علیه کار مفید هنرمندان دیگر در این کشور میپردازد و جوسازی میکند تا از کار همکارانشان و همراهی با انقلاب رهاییبخش و آسمانی و اصلاح فسادها جلوگیری کنند و مشوق جو مغشوش و بحرانزدهای که شیطان بزرگ آفریده باشند. این دستورالعمل شیطان بزرگ است و اینان در همین بندگی و فرمانبری میکوشند. مشکل ضرورت نقد فساد و خیرخواهی نیست. درد فسادزایی بزرگ و همدستی با دشمنان خدا و اسلام و عترت است.
وساوس خناسان
نیاز به سوگند ندارم این سطور را با دلی گریان و چشمی ابری و نم اشک مینویسم. در هجوم شیاطین جنی و انسی، ابالسه خارجی و داخلی، نفس اسیرعصر ظلمات و ظلمت خویش و سیطره عصر شیطانی تکنولوژیک و قدرت جهانی دجالی و شیطان بزرگ متفرعن، بله اینچنین روزهایی، روزهای گمگشتگی دو سه بازیگری است که امید داشتم به خدای تواب پناه ببرند و دستکم بتوانند وقار و خرد و هنر انتظامی را بیاموزند و بهدام نفس و وانموده شیطان بزرگ در نغلتند. امید بازگشتشان به حقیقت متعال و همه لوازم و نشانههای حقپرستی و پذیرش هدایت قرآن و عترت و بازیگر بازیچه عصر نشدن میرفت اما درست زیر پرسونای بازیگری که مدافع حقیقت است، جهان کفر(بدانند یا ندانند) آنها را ربوده، خطایشان مبارزه با فساد نبود، اینکه خطا نیست، شرف است. حتی اگر به فرض محال یک رهبری و مرجعیت الهی دچار کژی شود، ایستادگی برابر کژیاش دستور امیرالمومنین(ع) است. گناهشان تن دادن به بازی جهانی شیطان بزرگ، جهل و عمل به آن چه نمیدانند و تاج فریبنده رهبری افکار عمومی گمگشتهتر از خود را بر عهده گرفتن است. در حالی که نیازمند پیروی از فقیهی آگاه به وانمودههای شیطان بزرگ هستیم، اسیر شیطانیم و وساوس خناسان. آنان پیرو افرادی فریبندهتر و ساده لوحتر و جاهطلبتر از خود شدهاند که عناوین فریبای نخستوزیر امام و رئیسجمهور سابق و اسبق، جهلشان را نسبت به عصر و قدرت جهانی سرمایه صهیونی و متبع ریاکاری نولیبرالیسم جهانی صهیونی، نهان داشتهاست و از جاده قرآن و عترت و عدم اعتماد به کافران و مشرکان تبدیلشان کرده به مبلغان مدرنیت اسلامستیز و بیایمان به ا...، قرآن و عترتستیزان جهانی و گمراه کردن انبوه بیمعرفتان به اعتبار نام برساخته و به قول مکث روشنفکری و روشنفکر دینی تراریخته ـ هرکس میداند چه کرد و چه پیمانی داشت و چه راه توجیه و فریب نفس میپیماید و معنای تراریختگی و حمله به اسلام و مداخله شیطانی زیر نقاب آزادی یعنیچه. دردم آن است که چگونه با بدیهیترین اغوای شیطانی جهان وانمودگی، میکوشند حقانیت کسب کنند. اگر هالیوود فیلمهایی استادانه برای انتشار دروغ، ظلمت، فساد، فجور و جنایت ساخت به سبب ساختار ماهرانهاش حق به جانب اوست؟ اگر کسانی برحق بودند و نیروی ساختن فیلم خوب نداشتند، پس نامحقان باید حق جلوه کنند چون خوب فیلم میسازند؟ اگر گلشیفته فراهانی با سینه عریان پشت جلد مجله دشمن اسلام، اسلام را چون فاحشگان فرستاده شده به سیاهچال حبس معصوم به استهزا میگیرد، به سبب بازیگری درخشان باید در مقام لیدر سلبریتیها ستایش شود؟ این توجیه، آویختن به هر پر کاهی است که مرا از فراموشی کیانیانی متأسف میکند که با خدایش پیمان بسته بود تا راه شیاطین را نپیماید و امروز بیرحمانه و با قساوت و ترفند نخنما به مردی به رحمت خدارفته و شریف درشغلش که حاضر نشد به فرمان آمریکا، سینمای جمهوری اسلامی و هنرگریزان ازفحشا را تحریم کند و بازیگر سناریوی شیاطین درجنگ با انقلاب اسلامی باشد، به شیوه ریاکارانه، کی بود کی بود، من نبودم کنایه زند؟ این است معنای وفاداری به حق؟ تحریم جمهوری اسلامی و همسوی این همه اغتشاش مسجل آمریکایی موضع حضرات چه بود؟
جوابی پر از خطا
میخواهم صرفا رها ازهراتهام و گذشتهای به همین پاسخش به سهرابی بپردازم. من نه این آقا رادیدهام و نه تا قبل ازنامه کیانیان نامش را شنیدهام و همه میدانند خاک پای مدیر متقی هستم و ازهمه بیشتر ازمدیران ریاکار و دراصل شیطانی آمریکایی نفوذ کرده در نظام منزهم؛ ولو نقاب شیدای جمهوری اسلامی و ولایت فقیه به چهره داشته باشند اما جواب کیانیان به آقای سهرابی پر از خطاهای بزرگ است. اگر تفکر و عمل یک سلبریتی آشکارا یا ریاکارانه، محاکمه یک مرده به سبب عدم تحریم جمهوری اسلامی باشد این خط با خط آمریکا، اسرائیل، داعش، منافقان، قاتلان حاج قاسم و منفجرکنندگان زوار مرقد او و کشتارگران کودکان غزه ماهوا چه فرقی دارد؟ کیانیان چگونه از این مواضع خود دفاع میکند:۱- آقای سهرابی به شما نصیحت میکنم قبل از این که مطلبی بنویسید یا بگویید، با یک حقوقدان مشورت کنید؛ این مطالبی که از شما نقل شده متضمن جرم «نشر اکاذیب» است که میشود بابت آن از شما شکایت کرد. البته نشر اکاذیب عملی نامشروع، غیرقانونی، حرام، گناه و جرم است. اما در این جواب چیزی است که میتواند یک روح ریاکارانه نهفته محسوب شود. زیرا سخن و هدف روشن کردن مخاطب و بیرون آوردن او از ورطه اشتباه نیست بلکه تهدید برای بستن دهان او از ترس جرمی است که اگر گوینده در نشر آن صداقت داشته باشد و آن را حقیقت بپندارد، نگفتنش جرم بزرگتری است.2- اما بدتر، واپس ماندن کیانیان فرسنگها از شفافیت این قومی است که آنان را با لحن تحقیرآمیز و مبهم شما و همفکران شما خطاب میکند؛ اینها چه کسانی هستند. دولتی که اکنون برسرکار است؟ تمام نیروهای انقلاب اسلامی و اسلام و ملت نظام جمهوری اسلامی که بنا به احکام و واجبات و منکرات دین موظفند درصورت وجود تصویر یا کلام نامشروع هر فیلمی را سانسور کنند تا بهفرمان ا...سینما، مدرنیت، کفر، انسان خودبنیاد، مدعیات دروغین آزادی که در اصل آزادی میل در غیاب خداست، کار ایران را به جامعه کنونی مدرن و تصویب همجنسبازی و زنا با محارم نکشاند که اگر هم تصویب نمیکردند به سبب همه لقمههای حرام و همه دوری از پرستش، حق یگانه خود میدانند بنا به روشنگری کلام وحی اینان در باطنشان چیزی از عفن روح کم نداشتند. 3- شکست اخلاقی کیانیان در این تهدید همین بس که در میان کسانی که سهرابی همفکر آنان است شهید بهشتیها قرار دارد، رجاییها ، آقای خامنهایها و هزاران شهید و رزمنده با شیاطین اروپایی و آمریکا ودشمنان انسانیت که هزار تهمت شنودند و نه تنها تهدید به شکایت در دادگاه نکردند بلکه حتی پاسخ دروغهای لیبرالها و روشنفکران بیمار دل کافرکیش و حامی جنایت غرب و تروریستهای نوکر صدام را ندادند که ندادند. کیانیان میپرسد شما به من خرده گرفتهاید که فیلمها و سریالهایی بازی کردهام با بودجه دولتی آیا این جرم است؟ ولی بدانید که سالهاست با تلویزیون همکاری نمیکنم چون مثل شما فکر میکنند، نه قطعا بازی در آثار دولت شرافتمند و آزاده و مستقل و مقاوم جمهوری اسلامی جرم نیست اما امروز سیاست شیطانی و بیشرافت و وحشی تحریم آمریکایی، دنبالهاش شده جرم دانستن بازی در این آثار بهوسیله سلبریتیهای نوکر و گوش بهفرمان آمریکا و این مسلما جرم است. این تحریم مستقیم از زرادخانه اغتشاش سیا و موساد دیکته شدهاست. چرا افتخار میکنید در تلویزیون دیگر کار نمیکنید برای کدام گناه تلویزیون؟ دفاع ازاستقلال ایران برابرتوطئه آمریکا وغرب؟ این جمله همکاری نمیکنم هم ندانی که مخاطبش سهرابی نیست. چون مسلما اوکه میداند. بهنظرشما دارید پیش چه کسانی عذرتقصیر میبرید؟
احمد میراحسان | نویسنده و پژوهشگر