بودن یا نبودن!
به هتل آتلانتیک خوش آمدید آقای تختی. چیزی به پایان روز جمعه ۱۵ دی ۱۳۴۶، نمانده است که وارد هتل میشوید. تا دو روز دیگر صحنه مرگ شما در این هتل اجرا خواهد شد.
این شروع روایتی جسورانه، دقیق و متأثرکننده از زندگی و مرگ یکی از بزرگترین قهرمانان کشتی ایران و جهان است. غلامرضا تختی بدون شک یکی از چهرههای منحصر بهفرد تاریخ معاصر ایران است. او را میتوان در قامت یک کهن الگو تصویر کرد؛ پهلوان، مرشد و عیاری که در حافظه تاریخی ملت ما ماندگار شده است. طبیعی است که مثل هر اسطوره دیگری پیرامون او هم مکرر افسانهپردازی و شایعه شدهاست. همین امر چهره واقعی او را در پردهای از ابهام باقی گذاشته و حقیقت مرگ و زندگی او را رازآلود و مکتوم ساخته است. مهدی میرمحمدی در کتاب «غلامرضا غلامرضا را کشت» قدم بزرگی برای نزدیک شدن به حقیقت بیغبار برداشته است. بیراه نیست اگر بگوییم میرمحمدی در چند سالی که برای این موضوع پژوهش کرده، هیچ سند مهمی اعم از عکس نوشته، مصاحبه یا اظهارنظری را از قلم نینداخته است. راوی دوم شخص ریزبین و دقیق آن شما را در جریان لحظه به لحظه ساعات منتهی به مرگ غلامرضا قرار میدهد.
نویسنده: مهدی میرمحمدی
ناشر: چشمه
سال انتشار: 1402
تعداد صفحه: 469