اثرات مشارکت سیاسی زنان
زنان عموما نقشهای اجتماعی را بر حسب تحصیل و شغلشان برعهده دارند، بنابراین از این امکان برخوردارند تا بتوانند مجموعهای را به حرکت درآورند و در مسیر بالارفتن میزان مشارکت اجتماعی و سیاسی بهعنوان یک هدایتگر عمل کنند.
اگر ما زن را به معنای واقعی کلمه یک خانواده ببینیم اثر آن محسوستر خواهد بود و این نگاه باید برگرفته از یک خانواده باشد. نگاهی که دیگر زن را بهعنوان یک فرد نمیبینیم بلکه او را در کنار خانواده، همسر و فرزندان خواهیم دید. این خانواده و حضور آنان در عرصه سیاسی کشور میتواند تاثیرات بسزایی داشته باشد. هم میتواند نگاه تربیتی، گفتمانسازی و آموزشدهنده باشد و هم خطوط قرمز و حصارهایی که به ناحق در اطراف خانواده شکل گرفته را از بین میبرد. بهصورتکلی اثر یک زن در خانواده و اجتماع مخصوصا در عرصه سیاست، بسیار حائز اهمیت است. باید نگاه را از درونخانوادهای و یک اعضایی که کاری به فضای سیاسی کشور ندارند یا نسبت به این فضا نقد دارند و خود را بیتفاوت و گاه غیرمنصف نشان میدهند، تغییر داد. باید خانوادهها و بانوان به این نکته توجه داشته باشند که اگر ما بهدنبال این هستیم که مشارکت سیاسی با محوریت زنان در عرصههای سیاسی رقم بخورد، این نشاندهنده اهمیت وضرورت جایگاه زن درعرصه اجتماع است. وجود زن متعادلکننده فضای سیاسی کشور و حلال بسیاری از مشکلات است. حضور منطقی آنان میتواند فضای آرامی را رقم بزند. ازسوی دیگر این حضور تضاد دیدگاهی است که به تصمیمگیری صحیح درفضای حکمرانی کشورمنجرمیشود. اگر بانوان بهراحتی درگیر فضاهای خاص روانی ورسانهای دشمن قرارنگیرند و به خود اعتماد داشته باشند وبدانند که میتواننداثرگذار باشند، قطعا حضور آنان نقطه قوتی برای کشور خواهد بود.