اینجا یک کشور است!
گاهی در سخنان بعضی افراد، نکاتی طرح میشود که شأن ملی ندارد و نوعی درگیری لفظی دوسویه به شمار میآید یا شمایل یک درگیری شخصی را دارد. در موضوعاتی که ساختاری بینالمللی دارد و پیشینه و پیامدهایی را به همراه آورده، قضاوت نیز باید در اندازه و قواره یکموضوع بزرگ باشد، یعنی در اندازه یک ملیت و... بپذیریم که اینجا یک کشور است و نه یکواحد کوچک منزوی و دور از پیوندها و همسایگیها و مانند آن.
ماجرای تکرارشونده چندین باره در افواه و متون، یعنی حق پخش بازیهای ورزشی بینالمللی از این نوع موضوعات است که بدبینان در اندازه یک درگیری دونفره به آن بها داده و فراموش میکنند در کجا هستند. میشود در ساختارهای رسمی بینالمللی و جهانی ارتباطات تصویری و رادیو تلویزیونی بود و بازیهای بینالمللی، همانند تازهترین آنها یعنی مسابقات فوتبال جام ملتهای آسیا را بدون قرارداد بینالمللی و بدون پرداخت حق پخش قانونی، پخش کرد و کسی هم متوجه یا مدعی حقوق بینالمللی مترتب بر آن نشود؟ یا میتوان پذیرفت که تیم ملی ما در مسابقات حاضر باشد، آن هم در ورزشی پرطرفدار چون فوتبال که سالهاست مقام و عنوانی در این رقابتها به دست نیاوردهایم، ولی پخش آنها را برای مردم ایران در دستور کار و قرارداد بستن و پرداخت حق پخش به نهاد مسئول در این مجموعه بازیها، نداشته باشیم؟ به صرف فاصله زمانی اندک میان تصویر و صدای گزارشگر ایرانی و ناهماهنگی اولیه در پخش نخستین بازی این دوره، بنویسند که حق پخش خریداری نشده است؟ منطق، برداشت و تحلیل از مناسبات بینالمللی در این حوزه، چه میگوید و صاحب قلم چقدر اشراف به این نکات دارد؟ چگونه حق پخش نخریدهایم ولی بازیها را پخش میکنیم و با رئیس فدراسیون فوتبال هم برای پخش سهم فدراسیون از پخش تلویزیونی بازیها، قرارداد امضا میشود؟ یا چگونه است که حق پخش نخریدهایم اما نامه زده میشود به سکوهای نمایش خانگی که بدون مجوز از صداوسیما، مجاز به پخش بازیها روی سکوها نیستند؟ اینجا که سر گردنه نیست، هست؟ منظور بعضی صاحبان قلم القای این نیست که دزدان تصاویر در حال تقسیم سهم خود از این سرقت تصویری هستند؟ ما که سالها پیش در پخش بدون مجوز بازیهای دیگری، شاهد بودیم سازمان رادیو تلویزیونی بعضی کشورها جریمه شدند، آیا برای سیستم پخشمان، سابقه این جریمه را داریم که بر پایه آن بنویسیم مسبوق به سابقه است و...؟
به جای پردازش نادرست و القای نکات انحرافی، بیایید نظام تصویربرداری، استقرار دوربینها و حتی جانمایی ابزارهای پخش تصاویر یا دوربینهای سیار یا کارگردانی پخش بازی و مانند این را ارزیابی کنید و نکات مثبت آن را برای سیستم پخش بازیهای خودمان، خواستار شوید. به کارهای گرافیکی، نوشتهها، الگوی طراحی نامواره، تبلیغات دور زمین و سرعت در پخش صحنهها و مانند آن توجه کنید و به نظام چندگانه گرافیکی پخش مسابقات داخلی ارجاع دهید و یکدستی را خواستار شوید. به اینها توجه کنید و خواستار ارتقای امور پخش شوید، نه اینکه فراموش کنید اینجا ایران است و یک کشور و نباید هویت بینالمللی آن را به این شکل، ناروا و نادرست تخطئه کنید.
حسین سلطانمحمدی - منتقد