printlogo


«حاتمی‌کیا»یی که تکثیر نشد!؟
هفته گذشته به بهانه واقعه تروریستی کرمان، کم و کیف موضوع ترور در سینمای جهان، خصوصا هالیوود را مورد بررسی قرار دادیم. البته گریزی هم به این وضعیت در سینمای ایران زدیم. نتیجه این‌که علی‌رغم واقعیت پدیده نفرت‌انگیز ترور در سطح جامعه ایران و شمولیت آن برسطوح مختلف آحاد جمعیت کشور، سینمای ایران از کنار آن عبور کرده و به دلایل مختلفی، فیلمسازان چشم خود را بر روی موضوعی به این مهمی و حتی جذاب برای خلق درام، بسته‌اند.

اگرچه بخشی از این انفعال و نادیده‌انگاشتن، به کمبود کارگردان‌های مسلط به اکشن و نبود و کمبود نویسندگان متخصص در خلق سناریوهای پیچیده معمایی و جنایی برمی‌گردد اما سرچشمه و منشأ اصلی همین وضعیت نیز به مدیران و سیاست‌گذارانی ختم می‌شود که طی چند دهه به‌جای حمایت، ترغیب و تشویق اهالی تولید فیلم به‌منظور رونق سینمای قهرمان‌پرداز پلیسی مهیج، حامی و اصرارکننده فیلمسازان به سمت ساخت و پرداخت آثار درخور توجه فستیوال‌های بیرونی و پسند مصرف‌کننده‌هایی از طبقات «از ما بهتران» بوده‌اند. درواقع امر اگر سینمای ایران دارای تنوع ژانر بود و فیلم‌های اکشن و حادثه‌ای سهمی در ردیف تولیدات می‌داشت، بی‌تردید موضوع تروریسم خواهان زیادی از سوی فیلمسازان پیدا می‌کرد. حالا در نظر بگیرید با کج‌روی ریل‌گذاران سینما و به انزوا راندن فیلم‌های اکشن، خود فیلمسازان هم به شکل فردی، واجد انگیزه لازم نبوده‌اند تا با سماجت به خرج دادن، بالاخره معبر ساخت فیلم‌های ضدتروریستی را باز کنند. قضیه این‌قدر جدی است که هفته گذشته محمد خزایی در جمعی سینمایی بر‌آن تاکید کرد. او درزمینه ساخت فیلم‌های مرتبط با واقعه کرمان و وقایع غزه گفت: «خودجوش و جهادی اقدام کنیم و معطل سیستم‌های بروکراسی نباشیم». رئیس سازمان سینمایی که پیش ازاین تهیه‌کننده بوده و الان هم در جایگاهی است که بهتر از همه می‌داند چه موانعی در تاروپود سیستم اداری نهادینه شده است، ندای قیام شخصی سر می‌دهد ولذا بر تقلا و سماجت فردی فیلمسازان برای تولید فیلم‌های ضدتروریستی اصرار می‌کند. اگر بخواهیم در این ارتباط مصداق و نمونه‌ای را مثال بزنیم، بی‌تردید به شخصی چون حاتمی‌کیا می‌رسیم. یعنی کمتر کسی مانند «ابراهیم» برآنچه مسأله‌اش بوده، اصرار و استمرار داشته است. بیشتر از همه موضوعات، این سوژه و عرصه در عین نیاز به حامیان فکری، اداری و لجستیکی، دغدغه و همیت شخصی نیز می‌طلبد. این زمینه بدون «دل» در گرو کار داشتن، اساسا کلید نمی‌خورد. اینجا باید حب وطن، عرق ملی، زیست دینی و عشق توده‌ای در کار باشد تا مانند «حاج کاظم» مصلحت‌ها را زیر پا بگذارد و پرچم از خود گذشتن و همگرایی عدالت‌طلبانه را برافرازد. ازهمین‌روست که ساخت وساز درام‌های ضدترور و علیه خشونت‌های گروهکی و سازمان‌یافته درساحت لیبرالیزم(علی‌رغم اوج و فرودهای کیفی) تقریبا وجه ممیزه همه کارهای حاتمی‌کیا، از«آژانس شیشه‌ای» تا«به وقت شام» بوده است. فیلم‌های حاتمی‌کیا از رابطه‌ای چند طرفه برخوردار است. درعین این‌که در چارچوب سینما با بودجه‌های عمومی قابل شناسایی‌ است اما همه‌ مؤلفه‌های یک سینمای شخصی را هم دارد. از همین‌رو قریب به اکثریت آثارش مورد اقبال تماشاگران نیز واقع شده‌ است، همچنان‌که در نزد منتقدان هم بازخورد مثبتی داشته‌ است، به طوری که در لیست‌های مختلف نظرسنجی، همواره اثر یا آثاری از این فیلمساز ثبت شده است. خلاصه این‌که برای تولید فیلم‌های با موضوع و رویکرد تروریسم، امکانات بالقوه لازم موجود است. مانند دستمایه‌ واقعی، تماشاگر علاقه‌مند، چرخه تولید انبوه، حامی دیپلماتیک و شعارهای حمایت‌گرانه اما دو ضلع کاربردی این داشته‌ها لنگ می‌زند: سیاست‌گذار و مدیر«دل در گرو کار» و نویسنده و فیلمساز«ریشه‌دار». این ضعف و نقص باید اصلاح شود.

محمدتقی فهیم | منتقد سینما