printlogo


مدارس غیردولتی با وجود برخی محاسن انصاف و برابری آموزشی را به چالش کشیده‌اند
چالش بی‌عدالتی با کسب‌وکار غیردولتی‌ها
اصل 30قانون اساسی کشورمان، دولت را موظف کرده تاوسایل آموزش و پرورش رایگان برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم کند وبستر تحصیلات عالی رانیز تاسرحد خودکفایی کشوربه‌طور رایگان گسترش دهد.

این اصل اما سال‌هاست که دیگر وجود خارجی ندارد شاید از میانه سال62 که میان دو جناح موسوم به چپ و راست بحث در گرفت که آیا آموزش باید رایگان باشد یا مدارس مذهبی غیرانتفاعی همچون علوی و رفاه که قبل از انقلاب شهرت و وجهه ای داشتند، می‌تواند یک بار دیگر توسعه یابد؟پاسخ به این پرسش وانتخاب یکی ازاین دو راه البته حدود پنج سال طول کشید که جرقه‌اش با تفسیر شورای نگهبان از اصل30 قانون اساسی درآذر62 زده اما میوه‌اش درخرداد67 برداشت شد. میوه همان تصویب قانون تاسیس مدارس غیرانتفاعی در مجلس بود؛ دقیقا مقارن با پایان جنگ تحمیلی و شروع دوران سازندگی و همراه با این استدلال که لازم است هزینه‌های آموزش تا حدی از دوش دولت برداشته شود. به این ترتیب 35سال است که مدارس غیرانتفاعی رسمیت یافته‌اند و به مرور به نقطه فعلی رسیده اند که روزگار امپراتوری‌شان با نام «غیردولتی‌ها» است. اکنون10درصد مدارس کشورغیردولتی هستند وحدود2.5میلیون دانش‌آموز دراین مدارس تحصیل می‌کنند که درشهری مانندتهران سهم‌مدارس‌غیردولتی ازجمعیت‌دانش‌آموزی، 22درصداست.اینهاآمارهای‌گویای‌کسب‌وکار پررونق غیردولتی‌هاست، هرچند مدارسی از این جنس نیز هستند که کمر خم کرده و نای ایستادن بر زانوان خویش را ندارند. با این حال ولی تفکری که مدارس غیردولتی را بر مدارس دولتی ارجح می‌داند در جامعه در حال رشد است که باعث شده دولتی‌ها با افکارمنفی و بدبینانه از سمت افکارعمومی توسری بخورند ولی صدای تشویق و تحسین غیردولتی‌ها همچنان بلند باشد؛ درحالی که این مدارس آن مدینه فاضله ای نیستند که در تبلیغات ترسیم شده است.
   
چرایی رغبت به غیردولتی‌ها
بسیاری از خانواده‌ها اصرار به تحصیل فرزندان خود درمدارس غیردولتی دارند، چراکه این مسیر را برای موفقیت آنها مطمئن‌تر می‌دانند. پژوهش‌هایی که تاکنون درباره انگیزه این خانواده‌ها انجام شده نیز این نیت را تایید می‌کند. دقیق‌تر این که خانواده‌ها برای استقبال از مدارس غیردولتی دست‌کم هفت دلیل دارند ازجمله کلاس‌های کوچک‌تر، منابع و امکانات، کیفیت معلمان، برنامه درسی منعطف، مشارکت والدین،استانداردهای تحصیلی متفاوت وفعالیت‌های فوق برنامه. کلاس‌های کوچک‌تر و کم جمعیت‌تر باعث می‌شود به دانش‌آموزان توجه بیشتری شود؛ وضعیتی که می‌تواند به این تصور منجر شود که محصلان در مدارس غیردولتی از آموزش‌های باکیفیت‌تری بهره‌مند می‌شوند. همچنین دست باز بسیاری از مدارس غیردولتی در جذب معلمان با تجربه و توانمند این تصور را ایجاد کرده که غیردولتی‌ها معلمانی متعهدتر از دولتی‌ها استخدام می‌کنند. دراین میان شکی وجود نداردکه مدارس غیردولتی درمقایسه بامدارس دولتی، برنامه‌های درسی منعطف‌تری دارند وتوانسته‌اند برنامه‌های خود را متناسب با نیاز دانش‌آموزان تنظیم کنند. این ویژگی باعث شده در کنار استقلال غیردولتی‌ها در تعیین استانداردهای تحصیلی و رفتاری، این حس به خانواده‌ها القا شود که مدارس غیردولتی نظم و انضباط بهتری در مقایسه با سایر مدارس دارند و البته وجود طیف وسیعی از فعالیت‌های فوق برنامه از ورزش گرفته تا هنر قاعدتا برنامه‌های درسی این مدارس را جامع‌تر و جذاب‌تر ساخته و در نتیجه خانواده‌های زیادی را به سمت آنها جلب کرده است.

زیرپوست عیب و نقص‌ها
مدارس غیردولتی اما معجزه نظام تعلیم و تربیت نیستند که با عصای جادویی خود، فارغ التحصیلانی خاص و منحصر به فرد تحویل اجتماع دهند. این مدارس گرچه از برخی مزایا بهره دارند ولی عیوبی را نیز در دل خود جا داده‌اند که کمتر به آنها پرداخته شده است. نخستین مشکلی که درمواجهه با این مدارس به چشم می‌آید و بیش ازهر موضوع دیگری درباره آن بحث شده، هزینه‌های تحصیل درغیردولتی‌هاست. برخی ازاین مدارس واقعاگرانند وهرخانواده‌ای توان استفاده ازخدمات آن را ندارد. این مسأله یکی از عیوب جدی است ازاین جهت که باعث شده دانش‌آموزان براساس قابلیت‌های مالی خانواده‌های خود به تجربه‌های آموزشی متفاوتی دسترسی داشته باشند. این مسأله دیواره‌هایی نامرئی میان اقشار مختلف جامعه کشیده و زمینه نابرابری در تحصیلات، شغل و زندگی اجتماعی را فراهم کرده است.این چالش به چالشی دیگر نیز متصل است که از آن با عنوان انزوای اجتماعی یاد می‌شود. در واقع بحث بر سر این است که مدارس غیردولتی ممکن است به اندازه مدارس دولتی، فرصت‌های اجتماعی شدن را ارائه ندهند، زیرا ترجیح اغلب این مدارس به این است که دانش‌آموزانی با پیشینه‌های مشابه و تجربیات نزدیک به هم را بپذیرند. این شیوه گزینش اما تاثیری منفی بررشد کودکان و نوجوانان دارد، زیرا فرصت‌های آنها برای یادگیری و تعامل با افراد از فرهنگ‌ها، نژادها و پس‌زمینه‌های اجتماعی ــ اقتصادی گوناگون رامحدود می‌کند.با وجود این خطرات، اما آنچه توسعه مدارس غیردولتی را به یک نگرانی تبدیل می‌کند، تشدید اختلافات اجتماعی وبه چالش کشیدن اصل تعلیم و تربیت عادلانه و برابری فرصت‌های آموزشی است که با فراموش کردن نیازها وحقوق قشر ضعیف جامعه به تشدید نابرابری‌ها منجر می‌شود.