printlogo


پایان کابوس زنان در غرب تهران
اعضای دو باند سرقت خودرو و طلای زنان در غرب استان تهران دستگیر شدند. اعضای باند سرقت خودرو، با سند نمره ماشین‌های دزدی را می‌فروختند. دزدان طلا هم با سرقت‌های خود کابوس زنان در شهر قدس شده بودند.

به گزارش خبرنگار جام‌جم، سردار کیومرث عزیزی، فرمانده انتظامی غرب استان تهران دیروز در تشریح این دو پرونده گفت: ماموران پلیس آگاهی شهرستان شهریار با گزارش وقوع سرقت‌های خودرو، تحقیقات خود را در این رابطه آغاز کرده و در ادامه متوجه شدند خودروهای سرقتی در یک پارکینگ خصوصی در شهر پرند مخفی شده است. با شناسایی اعضای این باند، چهار نفر دستگیر شدند و در تحقیقات از آنها مشخص شد متهمان خودروهای سمند و پژو را سرقت کرده و با سند نمره می‌فروختند.وی با اشاره به شگرد متهمان اظهار داشت: اعضای این باند ابتدا خودروهای سوخته، تصادفی و فرسوده را با قیمت پایین خریده و بعد خودروهایی با همان مشخصات راسرقت کرده و با تغییر ارکان، خودروهای سرقتی را می‌فروختند. در ادامه تعدادی مالخر هم دراین رابطه دستگیر ودرمجموع 11 نفر بازداشت شدند. اعضای این باند درتحقیقات به 27‌فقره سرقت اعتراف کردند. 
فرمانده انتظامی غرب استان تهران درادامه به دستگیری شکارچیان زنان درشهرقدس اشاره کرد وگفت: متهمان ابتدا خودروها را در پوشش مسافر سرقت کرده و بعد شیشه‌های آن را دودی کرده و در خیابان‌ها پرسه می‌زدند تا مسافران زن را سوار کنند. بعد هم با تهدید چاقو طلای زنان را سرقت می‌کردند. عزیزی خاطرنشان کرد: تحقیقات برای دستگیری متهمان ادامه داشت تا این‌که ماموران پلیس ملارد، متهمان را در خودروی سرقتی شناسایی و بعد از تعقیب‌وگریز و تیراندازی دستگیر کردند. متهمان در تحقیقات به 19فقره سرقت اعتراف کردند که ارزش طلاهای سرقتی دومیلیارد تومان است. پنج دستگاه خودروی سرقتی هم از آنها کشف شد.

روایت زنان از سرقت‌های خشن
هنوز وحشت و ترس در چهره زنان موج می‌زند. با این‌که دزدان دستگیر شده‌اند اما تجربه‌ای تلخ در زندگی‌شان رقم خورد. آن‌طور که شاکیان روایت می‌کنند، دزدان از خودروهای شیشه‌دودی استفاده می‌کردند تا داخل ماشین مشخص نشود. آنها با تهدید النگوهای زنان را قیچی می‌کردند.
یکی اززنان می‌گوید:«همراه پسرچهارساله‌ام درکنارخیابان منتظرتاکسی بودم تا به میدان امام‌حسین شهرقدس بروم. خودرویی توقف کرد و بعد ازگفتن مقصدم، سوارشدم. پس ازطی مسافتی، تغییر مسیر داد که اعتراض کردم. راننده مدعی شد قصد دارد بنزین بزند. ترسیده بودم و خواستم درماشین را باز کنم اما دستگیره نداشت. مردی که درصندلی عقب نشسته بود، چاقویی زیر گلوی بچه‌ام گذاشت و تهدید کرد اگر طلاهایم را به او ندهم بچه‌ام را می‌کشد. من هم برای حفظ جان پسرم، طلاها را به آنها دادم و رهای‌مان کردند.» 
قربانی دیگر ادامه داد: «برای رفتن به دکترسوار این ماشین شدم. بعد ازطی مسافتی راننده تغییر مسیر داد ومردی که عقب نشسته بود با تهدید سر مرا زیرصندلی برد. آنها با تهدید طلاهایم راسرقت کرده و بعد ازهشت دقیقه رهایم کردند.» شاکی دیگر از وحشت بعد از سرقت گفت: «با دیدن ماشین‌های شیشه‌دودی دچار ترس و اضطراب می‌شوم و نمی‌توانم بدون همسرم از خانه بیرون بروم.»

محمد غمخوار - دبیر گروه حوادث