فرافکنی «دولتی - خصوصی »را جدی نگیریم؟!
این روزها حاشیهسازی پیرامون سینمای دولتی/ خصوصی داغ است. این موضوع البته مربوط به امسال و پارسال نیست. اینکه وظیفه دولت حمایت از بخش خصوصی است شکبردار نیست. اما در عرصه فرهنگ و هنر، این گرایش که (برخلاف عرصه تولید صنعتی و با تسامح، خدماتی) همواره ابتذال تهدیدکننده است نیز کاملا بدیهی است.
ولی چرا جریاناتی آگاهانه و بعضا غیرعمد در زمین ابتذال بازی میکنند، از دوحالت خارج نیست. یا ذینفع بودن و سود مالی در آن دخیل است یا اهداف جناحی و سیاسی عامل جنجالهای مرتبط است. اساسا در سینما، فیلم یا خوب است یا بد. همین. حداقلش از منظر نقد چیزی جز فیلم خوب و بد نداریم، بنابراین حاشیهسازی پیرامون اینکه فیلم دولتی است یا خصوصی دقیقا نوعی فرافکنی با اغراض جناحی/ سیاسی است. البته از منظر تحلیل نهاد سینما، پول وارده به سینما قابل پیگیری و بررسی است اما از خاستگاه نقد، ارزش فیلم در چارچوب قوت و ضعف (بهخصوص فرمیک) آن قابل بررسی است. اگر گروهی از خبرنگاران حوزه سینما و منتقدان درجه پایینتر را به حساب نیاوریم، چرا که این دسته قلمزنان عرصه سینما معمولا پیرو موج و شبهموجها هستند و از خود صاحب تحلیل تحقیقی و صاحبنظر (به لحاظ تئوریک) نیستند و نیز برخی صاحبان تریبون و منتقدان وامدار (و کارت به کارت) آنها را هم دراین زمینه در نظر نگیریم، بقیه و آندسته از منتقدان جدی و دارای رای در صحنه رسانه و سینما که پرچم نفی سینمای دولتی و دفاع از فیلمهای ساخته شده در بخش خصوصی را بلند کرده و میکنند، به شدت دچار تناقض و پارادوکس هستند. بهتر است تا جزئیتر و مصداقی به قضیه بپردازیم. مثلا گروه جدی که پیرامون این موضوع، بهخصوص در چند سال اخیر، به بحث و نظر پرداختهاند و تا توانستهاند با جنجال درباره چرایی فیلمهای ارگانی تاختوتاز کردهاند، بهترینهای فهرست دورهای آنان همواره فیلمهایی بوده و هست که اتفاقا با بودجههای عمومی ساخته شدهاند. آیا کسی منکر فیلم «روز واقعه» است. اثری که خردهریالهای آن را هم دولت و فارابی پرداخته است. فیلمهای (مرحومان) شاپور قریب، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی اغلب چه قبل انقلاب و چه پس از انقلاب در بخش دولتی یا با بودجههای عمومی ساخته شدهاند. فیلم «گاو» حمایت مستقیم وزارت فرهنگ وقت را داشت و «سنتوری» با مشارکت اصلی دولتی ساخته شد. همچنانکه بهترینهای ابراهیم حاتمیکیا توسط نهادهای عمومی سرمایهگذاری شدهاست. اساسا موجنوییهای قبل انقلاب اغلب در بدنه دولت درخشیدند. مگر ناصر تقوایی «دایی جان ناپلئون» را برای کجا ساخت؟ فیلمی که دو سال قبل تقریبا مورد وثوق بسیاری از منتقدان قرار گرفت، یعنی «موقعیت مهدی» در همان خاستگاه سریال تقوایی تولید شد، یعنی تلویزیون و... خلاصه اینکه تاثیر جریانات سیاسی و باندی باعث شده تا در این زمینه خلط مبحث شود تا آنجا که خیلی از رسانهها فاقد اطلاعات لازم هستند نیز به گمراهی در موضعگیری کشیده شدهاند. دقت کنید، آیا مضحکتر از این میشود که سایت و منتقدی که دائم علیه فیلمهای ارگانی/ دولتی تبلیغ میکرد، علاوه براینکه خود ازجمله کارشناسان ثابت برنامههای زنده تلویزیون است، سال گذشته بهترین فیلم انتخابیاش «غریب» بود که اثری ساخته شده با حمایت ارگانهاست. بنابراین هیاهوی پیرامون فیلم ارگانی یا خصوصی را جدی نگیریم و فقط گزاره فیلم خوب یا بد را در اولویت نقد و انتخابهایمان قرار دهیم، البته به لحاظ اصولی حضور دولت در زیرساختهای سینما توجیهپذیرتر است، ولی در نبود بخش خصوصی ملی و قدرتمند، حذف ارگانها، کارکردی جز توقف سینما ندارد. همچنانکه فقدان انگیزه غالب تهیهکنندگان دولتی، بهخصوص در مقطع پس از تولید، قابل نقد جدی است اما نفی سرمایهگذاری ارگانها در تولید نیز چیزی جز فرافکنی و خدمتکار جناحها بودن معنی نمیدهد.
محمد تقی فهیم | نویسنده