رابطه سقطجنین با مسائل اقتصادی
پدیده سقط جنین عمدی که از ابعاد مختلف اسلامی، اجتماعی، فرهنگی و حتی روانشناسی مورد نکوهش قرار دارد، همچنان بهعنوان یک هنجار ضدارزش در برخی خانوادهها رسوخ کرده و آینده جمعیتی کشور و سلامت مادران را هدف گرفته است.
کشتن بهناحق یک بچه نیز همیشه و در همه حال، زیاد است. در این بین برخی تصور میکنند اگر آمار سقط زیرزمینی بالاست و افرادی تمایل دارند فرزند سالم خود را سقط کنند، این موضوع صرفا بهدلیل مشکلات اقتصادی و مالی است؛ درحالی که تحقیقات و پژوهشها نشان میدهد متهم ردیف اول سقطهای غیرقانونی، خودخواهی والدین است؛ کسانی که کودک خود را میکشند تا صرفا برنامه ذهنی که برای زندگی خود بنا کردهاند، بههم نخورد. بهصورت کلی متقاضیان سقط جنین عمدی با چند دلیل همچون نخواستن فرزند بیشتر با فراوانی 18.2درصد، مشکلات مالی با فراوانی 9.2درصد و بدموقع بودن بارداری با 8.8درصد فراوانی، خود را در برابر این اقدام تبرئه میکنند. به هر حال انجام سقط فرزند سالم بهدلایل اقتصادی صحیح بهنظر نمیرسد، لذا خانوادهها یا باید در جهت پیشگیری از بارداریهای ناخواسته آموزش ببینند یا در صورت بارداری، به هر طریق مقدور مورد حمایت قرار گیرند. برخی از زوجهای جوان بهدنبال یک نوع کمالگرایی جهت فرزندآوری هستند. درواقع زوجین ترجیح میدهند زمانی بچه به دنیا بیاورند که تمام فاکتورها و استانداردها را داشته باشند و پس از آن اقدام به فرزندآوری کنند. این دقیقا همان موضوعی است که با توجه به مسأله جدی بحران جمعیت در کشور باید برایش چارهاندیشی شود.