از تفسیر خوئینیها دل پری داشت
واكنش ایشان در باره تفاسیر مختلفی كه توسط مخصوصا روحانیون در باره آیات قرآن ارائه میشدند و در آنها گرایشهای ماركسیستی وجود داشت، خیلی ناراحتکننده بود. فوقالعاده عصبانی میشدند و میگفتند چرا باید اینقدر بدبخت باشیم كه تحت تأثیر ماركسیسم قرار بگیریم و دائما چشممان به دهان آنها باشد كه ببینیم چه میگویند تا بلافاصله بگوییم ما هم این را در اسلام داریم! اسلام بسیار قویتر از سایر مكاتب است و میتواند با قدرت از پس آنها برآید و موضوعات و افكار جدیدی را مطرح كند كه تا به حال به فكر آنها هم خطور نكرده است.
ایشان در آن موقع انحراف فكری آقای خوئینیها را- كه در مسجد جوستان تفسیر میگفت- تشخیص دادند و از من خواستند جزوههای آن جلسات را برایشان ببرم. اتفاقا یكی دو نفر از بچههای كلاس ما، به كلاسهای تفسیر ایشان میرفتند و از آنها خواستم جزوههایشان را برایم بیاورند و آنها را برای عمویم بردند. یادم هست با مطالعه آنها فوقالعاده ناراحت و نگران شدند. تنها چیزی كه فوقالعاده ایشان را عصبانی میكرد، تطبیق اسلام و ماركسیسم بود. در هر حال مرحوم عمو از تفسیرهای آقای خوئینیها دل پرخونی داشتند. مدتی هم آقای هادی غفاری در مسجد خودشان تفسیر میگفت كه البته برخورد با او راحتتر بود و زود جمعش كردند.