نقدی بر فیلم «شهسوار» کار حسین نمازی
سوگ و سور
فیلم «شهسوار» ساخته حسین نمازی، طنز لطیف و درخور تاملی دارد که به زندگی روستایی از زاویهدید معیشتی بهدرستی میپردازد. در این اثر خوششانسی و نحسی بهعنوان باور عامه به چالش کشیده میشود و این خود عامل ایجاد موقعیت سور و سوگ خواهد شد.
یک خانواده روستایی بر این باورند که نحسی دارند و همین خود باعث شده عروسیهایشان توام با عزا شود و حالا نیز یک دخترعمو و پسرعمو در تدارک عروسی هستند و مهمانان یکبهیک از راههای دور و نزدیک در حال رسیدنند و این خانواده یک عموی بزرگ دارد به نام داشی که سوار الاغ شده و با افتادن از آن میمیرد و حالا باید این سوگواری از دید مردم پنهان بماند تا روز آینده که مراسم عروسی برگزارشود و... . ایجاد موقعیت بهظاهر بنا بریک باوربهسادگی اتفاق میافتد اما نگهداشتن و سمتوسو دادن به آن است که ارزش کار را بالا و پایین میبرد وگرنه شهسوار از همان عنوان کار و روایت اولیه راوی دال بر ایجاد یک طنز لطیف و خانوادگی است و همین خود هوشمندی نویسنده و کارگردان را در القاگری منظور بر ما نشان خواهد داد. بههرروی در ابتدا آمادهشدن برای عروسی و مرور آن باور اتفاق میافتد و بعد این باور به نتیجه میرسد و از اینسو عزای برادران که به عموی بزرگ خود احترام میگذارند و حالا پسرها و دخترها درصدد لاپوشانی آن هستند چالش عمدهای است که به قاعده شکلگیری یک طنز ساده و لطیف، ماجراها و آدمهایش را اینسو و آنسو میبرد. در اینجا بدشانسی دیگری نیز سراغشان میآید و باید خرهایشان را به صاحب آن برگردانند، چون او آنها را فقط در اختیار آن عموی بزرگتر قرار داده و در نبودنش قرارشان فسخ شده و... .
در ادامه با ورود پسرخالهای که از زندان آزاد شده و پیشینه دزدی دارد و در کنارش یک همسر که به مباحث حقوقی آشنایی دارد، یک پیچوخم تازه به موقعیت میبخشد، زیرا که او از بچهها میخواهد با ساختن یک موقعیت نمایشی عموی بزرگ را در یک صحنه تصادف قرار دهند که بعدا دیه خوبی از بیمه دریافت کنند اما پدرشان میترسد و قصه به درازا میکشد و... .
مشکل معیشتی گرهگشای اصلی این موقعیت است که با از دست دادن الاغها که از طریق تولید شیر و عنبرنسارا روزگارشان کمابیش میگذشته حالا نان شب نیز از سفرهایشان پریده. بنابراین تصادف ساختگی یک راهحل و مسکن چندروزه برای خروج از این درد است اما سادگی بیش از حد این آدمها دستشان را رو میکند و نمیتوانند این دیه را مال خود کنند و همین محتوای اثر را قابلپذیرش میکند که بههیچوجه دوز و کلک غالب بر موقعیت نشود، اما از آنسو نیز لفتولعاب لازم برای ایجاد موقعیت سوگ و سور فراهم نیست و انگار کارگردان متوجه یک موقعیت گروتسک نیست که با توجه به تصادف ساختگی میتواند هراسی را بر آن بیفزاید و طنز لطیف را با آمیزش و پیچیدگیهای گروتسک به جریانی ماندگار تبدیل کند و این همان روال خلاقهای است که اکثر آثار از آن ناتوان یا غافل میمانند و اینگونه یک اثر ممتاز به یک اثر معمولی تبدیل و تاثیرگذاریاش مختصر خواهد شد. فیلم در مباحث فنی نیز چندان با دقتعمل مواجه نیست، بهویژه فیلمبرداری میتوانست مکمل آن باشد که تصویرها و قابهای بهتری ما را دچار حیرت گرداند و البته دکوپاژ کارگردان هم حول شلوغیها گرفتار مانده و تمام سعی او برونرفت از آن است و چهبسا میزانسنهای نسنجیده مانع از قاببندیهای درستتر خواهد شد و اینگونه شهسوار با محدودیتهای تصویری ما را دچار رفتارهای پیشرویمان میکند که به نظر انگیزه و گزینش کارگردان میتوانست این ماجراجویی را بهتر از اینها مقابل دیدگانمان قرار دهد.بازیگران تقریبا پیشبرنده داستانند و بازی آنان است که فرازونشیبهای لازم را ایجاد میکند. بازی عزت رمضانی در نقش داشی در این بین مثالزدنی است و عباس جمشیدیفر و گیتی قاسمی نیز در اوجگاههای طنز نقشآفرینی دارند و در کل دیگران نیز بر همین روال و قاعده هدفشان ارائه طنز و ایجاد لبخند بر لبان تماشاگران است و این یعنی کامیابی نسبی که از آن نیز انتظار میرود. لوکیشنها در یک روستا مکانها و طبیعت را مهیاشده میسازد و همین ساختگی نبودن است که زودتر به نتیجه میرسد و از لوکس و لاکچری شدن فضا پرهیز میکند و این گزینش بهتری با محتوای کار است، چون مسأله معیشت نکته بارزی است که باید درطول کار بر آن تاکید شده باشد و ازسوی دیگر نیز بر این نکته تاکید میورزد که انتخاب سوگ وسور به خواست انسان ممکن میشود و میتواند معقولانه هردوی اینها را در کنار هم داشت، چنانچه داشی نیز به عروسخانم سفارش کرده اگرمن هم مردم،تو بازهم عروسیات را برگزار کن و بههرحال جریان زندگی برقراراست و مرگ هیچ دوست و عزیزی نیز نباید مانع از تحقق آن شود و این همان نیت مثبتی است که زندگی را در بهترین حالت ممکن قرار میدهد وانسان دقیقا زندهبودنش درتداوم تلاشها و ماجراجوییهای درست است وهیچ نکته بازدارندهای نیز نباید زندگی را از ضرباهنگ طبیعیاش بیرون بیاورد واین همان روال حقیقی است که ما را امیدوارانهتر پیش خواهد برد و ... .
رضا آشفته | نویسنده و منتقد