داستانهای شیرین و پندآموز
«خیرا... و صندوقچه اسرار»
مجموعه تلویزیونی «خیرا... و صندوقچه اسرار» به کارگردانی هنری داریوش مودبیان، نویسندگی علی بهروزنسب و کارگردانی تلویزیونی حسین فردرو، ساخته 1372-1369 است؛ اثر نمایشی حکایتمحوری که هر بار داستان متفاوتی را در مورد گذشته یک محله و اهالی آن، از زبان رفتگر قدیمی و باصفای آنجا («مش خیرا...» با بازی اکبر رحمتی) شاهد هستیم.
در همین راستا، از شروع تیتراژ درمییابیم که قرار است از دل گذشته یک محله و خانههای آن، قصههایی برای ما نقل شود؛ داستانها، فضاسازیها، شخصیتپردازیها، تیپسازیها و طراحیهای صحنهای که مطابق با روح و روان و بافت فرهنگی و اجتماعی چند دهه گذشته ما بوده و بهخوبی توانسته در قالبی شیرین و دلنشین و البته عبرتآموز، قصهگویی از جنس ایرانی را برای بیننده روایت کند. از نظر شیرینی و طنازی شاید جالبترین صحنه، مربوط به بازی خود داریوش مودبیان در نقشی کاملا فرعی باشد؛ فردی آراسته و بهظاهر خردمند، اما در حقیقت نیمهمجنون و پریشاناحوال. هر داستان بهجز شیرینی و دلنشینی روایت و ساختار نمایشی، غیرمستقیم حاوی اندرزهایی ظریف نیز هست. چنانچه در داستان «جامه عمل»، حد و اندازه تلاش وکوشش را الزاما در قدر و ارزش و بزرگی هدف توصیه میکند؛ یا در «قالیچه کاشی» معایب کمارزش دانستن «آنچه نزد خود داریم» را به ذهن ما القا میکند. همچنین در حکایت «شتر و پنبهدانه» از سرنوشت «عمو رجب پنبهزن» (با بازی زندهیاد فردوس کاویانی) ناپسندی آز و طمع و دستدرازی به مال غیر به بیننده گوشزد میشود و البته ریشه این گناه از آنجا بوده که
عمو رجب بهغلط از حق خود کوتاه آمده است. اما، بهنوعی جذابترین حکایت در این مجموعه، داستان «ماشاءا... پسر شمشیر» است. در این داستان، شخصیتی به نام «آقا ماشاءا...» (با بازی علی نصیریان) فردی مدعی نوادگی نادرشاه افشار بوده که مایه مباهات و افتخارش در زندگی را یک شجرهنامه و تبرزین میداند که مطابق با ادعای او، راست یا دروغ از نادرشاه به ارث برده است. در طرف مقابل، فردی به نام یوسف مجلسی (با بازی زندهیاد منصور والامقام) را میبینیم که در واقع پیشخدمت مجلس شورای ملی بوده، اما تظاهر و تفاخر به حضوری موثر و نقشی مهم در مجلس دارد و برای او نیز مایه افتخار در زندگی این موضوع است. آقا ماشاءا...بهعنوان فردی سنتی و یوسف مجلسی بهعنوان فردی تجددگرا در تقابل با یکدیگر، درگیر حسادت و نزاعی پوچ و بیهوده میشوند که برای هر دو عاقبتی جز پریشانی بیشتر احوال ندارد، زیرا تظاهر و تفاخر و خودنمایی بدون رشد اخلاق و معرفت، چه در مورد پیشینیان باشد و چه در مورد تجددگرایی، فرجامی جز تیرهروزی نخواهد داشت و بنابراین همچون دو لبه برنده یک شمشیر ویرانگر در داستان ماشاءا... پسر شمشیر روایت میشود.
رخنمایی دلدادگان پس از باران
با پایان مجموعه تلویزیونی «پس از باران»، سریال پرمخاطب «دلدادگان» به کارگردانی منوچهر هادی جایگزین آن میشود.
مجموعه تلویزیونی دلدادگان درباره فرزانه، یک دختر جاهطلب و پر از آرزوهای دور و دراز است که عاشق یک جوان ساده و جاهل مسلک به نام مالک میشود. مالک بهطور اتفاقی با یک گروه انقلابی آشنا میشود و با آنها همکاری میکند. در همین زمان جوان دیگری به نام نادر که ظاهرا صاحب یک شیرینیفروشی است اما در اصل یک عنصر امنیتی و وابسته به ساواک است وارد این محل میشود و به فرزانه دل میبندد.
در این سریال بازیگرانی چون حمید گودرزی، آرش مجیدی، لیندا کیانی، مسعود رایگان، مهرانه مهینترابی، شاهرخ استخری، سامان صفاری، سانیا سالاری و... به ایفای نقش پرداختهاند.این سریال از روز شنبه ۲۱ بهمن هر شب بهجز پنجشنبهها ساعت ۲۲ از شبکه آیفیلم پخش و در ساعات ۶ و ۱۴ روز بعد نیز بازپخش میشود.
محمد مهدی زمانی جمشیدی - گروه رسانه