نمایش حس ششم
بینندگان شبکه نمایش میتوانند امشب ساعت 23 تماشاگر فیلم سینمایی حس ششم از این شبکه باشند. این فیلم تحسینشده محصول سال 1999 است که نامزد شش جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم سال و بهترین کارگردانی سال شد.
همچنین یکی از ۲۵۰ فیلم برتر وبگاه بانک اطلاعات اینترنتی فیلمهاست.فیلم داستان یک روانشناس کودکان به نام مالکوم کرو را روایت میکند که سعی در بهبود وضعیت یک کودک دارد. این پسر کوچک که نامش کول است، ارواح را میبیند و از این موضوع میترسد. کرو با او دوست میشود و سعی میکند کول را درمان کند. بروس ویلیس، هالی جوئل آزمنت، تونی کولت، کیدی استریکلند و میشا بارتون از بازیگران این فیلم سینمایی هستند. ام. نایت شیامالان، هنرمند مشهور نیز کارگردانی و نویسندگی اثر را بر عهده داشته است. فیلم سینمایی حس ششم یک تریلر درخشان در دهه ۹۰ بود که بزرگترین پیچیدگیهای سینمای دوران مدرن را به نمایش گذاشت و غالب تماشاگرانش را میخکوب کرد. این فیلم آنچنان موفق بود که در روز افتتاحیه بیش از هشت میلیون دلار فروش داشت.
«شبخوش» با غفوریان به شبکه 3 رسید
مهران غفوریان که این روزها نقشهای جدی و کمدی از خود بهجای گذاشته، بعد از مدتها با یک برنامه تلویزیونی به تلویزیون بازگشته است. غفوریان در صفحه مجازی خود تیزر برنامه جدید تلویزیونیاش تحت عنوان «شبخوش» را منتشر کرد. پس از محمدرضا گلزار و جواد رضویان که «پانتولیگ» و «معرکه» را این روزها در شبکه سه سیما دارند نوبت به مهران غفوریان رسید تا دورهمی چهرهها در تلویزیون تکمیل شود. این برنامه از شب گذشته پخش خود را آغاز کرده و قرار است روزهای سهشنبه و چهارشنبه ساعت 22 و 30 دقیقه مهمان خانه مخاطبان باشد. برنامه تلویزیونی شبخوش به تهیهکنندگی سلیم ثنایی و با اجرای مهران غفوریان از شبکه سه سیما پخش میشود.شبخوش از تولیدات گروه اجتماعی شبکه سه سیماست که مهران غفوریان علاوه بر اجرا، کارگردانی هنری آن را بر عهده دارد. حسین باقریان مدیر تولید، احمدرضا کاظمی سرپرست نویسندگان، علی میری سردبیر، محمد درخشان کارگردان تلویزیونی و مهیار صادقی تدوینگر این برنامه است. غفوریان پیش از این هم اجرای برخی برنامههای تلویزیونی را در دست داشت.
لاپیوتا قلعهای در آسمان
مریم فلاح: «مردم من شعری دارند که میگوید: ریشههایت را در خاک فرو کن، در آغوش باد زندگی کن، زمستان را با بذرها بگذران و در بهار با پرندگان همآواز شو» لاپیوتا شهری باستانی اما با فناوریهای خارقالعاده و رازآلود که در آسمان بنا شده بود و سالها انسانها با آرامش روی آن زندگی میکردند اما سرانجام ساکنان اصلی لاپیوتا به خاطر جاهطلبی و خودخواهی عدهای از انسانها تصمیم گرفتند تا این شهر را برای همیشه ترک کنند. با گذر زمان از این تمدن شکوفا جز قلعهای متروک باقی نماند. سالها پس از این ماجرا دو نوجوان به نامهای «شیتا» و «پازو» یکدیگر را ملاقات میکنند؛ شیتا، دختری است که اجدادش زمانی در این شهرافسانهای زندگی میکردند، پازو نیز پسری است که پدرش سالها پیش توانسته عکسی از این شهر بیندازد و ازکودکی رویای رسیدن به این شهر را داشته، این دو در جستوجوی لاپیوتا ماجراجویی خود را آغاز میکنند اما آنها تنها کسانی نیستند که سودای رسیدن به بقایای این تمدن اسرارآمیز را درسر دارند.