printlogo


این مرگ فرق داشت!
«راهش نوشتن بود. وقت نوشتن از مهشاد بود. نه‌فقط مهشاد، باید همه را می‌نوشتم. تمام آن چیزهایی که داشت از پا درم می‌آورد را باید می‌نوشتم. باید همه را احضار می‌کردم.

باید از همه گذر می‌کردم. وقت گذر بود.» «گذر» پیوندی میان شعر و داستان و هم‌چنین میان شخصیت‌های رمان با شخصیت‌های تاریخ و ادبیات معاصر است و همین مسأله این رمان را برای خواننده‌ علاقه‌مند به تاریخ و ادبیات معاصر ایران خواندنی‌تر کرده است. مهشاد مرده است. جسدش در وان حمام خانه‌اش پیدا شده و در طول رمان، دوست مهشاد، فرانک در پی کشف ناگفته‌هایی است که فکر می‌کند دلیل مرگ مهشاد را می‌تواند در آنها بیابد. گذر، روایت سرخوردگی‌ها و تنهایی‌های زن در جست‌وجوی استقلال در سال‌های پایانی دهه‌ 80 است. حکایتی که با گذشته پیوندی محکم دارد و تلاش زنان جوان تحصیلکرده برای گذر از گذشته و رهایی از آوارهای آن را  معین می‌کند. نفیسه مرادی در اولین رمان خود با بهره‌گیری از تسلطش به گذشته‌ ادبیات ایران توانسته پیوندی درون‌متنی میان وضعیت معاصر شخصیت‌های روایتش و برهه‌هایی از تاریخ ادبیات معاصر که به‌ویژه در قامت میرزاده عشقی متجلی شده‌است برقرار کند. پیوندی که سرنوشت زنان داستان به آن گره خورده است. سرنوشتی تراژیک؟ 

نویسنده: نفیسه مرادی
ناشر: نیماژ
سال انتشار: 1402
تعداد صفحه: 164