printlogo


جذب گردشگر با تولید سریال!



 در سال‌های پیش سریال‌ها تازه‌تر و جذاب‌تر بود، ولی متاسفانه اكنون مخاطبان باید خیلی بگردند تا یك سریال جذاب پیدا كنند.
 امروزه سریال‌ها، آپارتمانی شده و در محیط‌های بسته ضبط و تولید می‌گردد و در داستان‌پردازی سریال‌ها از مكان‌‌هایی استفاده می‌شود كه برای مردم جذابیت چندانی ندارد در حالی كه می‌توان با تنوع مكان‌های فیلمبرداری حتی داستان‌های تكراری را هم در فضایی جذاب به مخاطب ارائه داد.
از آن سوی آذربایجان تا بوشهر و شیراز و بلوچستان و خوزستان مكان‌های زیبایی داریم كه هیچ استفاده‌ای از آن نشده. چرا؟ ما در جامعه‌ای زندگی می‌كنیم كه پر از قومیت‌های مختلف بوده و این خود نعمتی است برای سریال‌سازان كه از آن استفاده كنند، ولی متاسفانه خیلی كم از این ویژگی بهره برده‌ایم. سریال‌هایی مثل در مسیر زاینده‌‌رود یا پایتخت یا همین نون.خ به‌خاطر همین زدن به دل ایران جذاب شدند و تنوع مكان‌ها باعث فاصله نزدیك رسانه با مخاطب شد.
در كشورهای همسایه با تولید سریال‌های جذاب برای طبیعت بكرشان گردشگر جذب می‌كنند و با یك تیر دو نشان می‌زنند، ولی اینجا كمتر به این چیزها فكر می‌كنند چون تنبلی در همگان ریشه دوانده و می‌خواهیم در پایتخت بخوریم و درآمد داشته باشیم.
به‌جز این بد نیست در داستان‌پردازی به سمت ادبیات كلاسیك خودمان برویم. چرا در داستان‌هایمان حتی یك نگاه اجمالی به گلستان سعدی و شاهنامه فردوسی نمی‌كنیم؟
 لازم نیست عین شاهنامه را فیلم كنیم. اگر قصه‌های شاهنامه را بگیریم و به نوع امروزی آنها را آداپته كنیم، قطعا مردم به آن علاقه‌مند خواهند شد.
خیلی‌ها فكر می‌كنند دوره شاهنامه یا گلستان و بوستان گذشته در حالی كه اتفاقات مطروحه در چنین آثاری به‌شدت فرازمانی و جهان شمول هستند.