printlogo


جای خالی اعتماد‌به‌نفس!؟
روز گذشته، با برگزاری بخش تجلی اراده ملی، چهل‌و‌دومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر تمام و کمال دامنه‌اش جمع شد و تا سال آینده همه‌چیز به کما خواهد رفت.

قاعدتا این جشنواره با سابقه‌ای نزدیک نیم‌قرن باید همه اجزایش قانونمند و تثبیت‌شده می‌بود که اگر چنین می‌شد،حالا متولیان سازمان وتشکیلات این رویداد دیگر نباید انرژی‌شان راصرف اختراع مجدد چرخ می‌کردند، بلکه با شسته‌رفته‌بودن همه‌چیز، وقت و توان خود را مصروف جذب آثار و پیشامد‌های خلق‌الساعه جشنواره می‌کردند، مانند اغلب فستیوال‌های شناخته‌شده جهانی که کمتر شنیده یا خوانده‌ایم که مثلا در آستانه کلید خوردن هنوز نمی‌دانند چند اثر و در چه وضعیتی به جدول نمایش راه پیدا خواهند کرد. آنچه در قاموس جشنواره فیلم فجر محلی از اعراب ندارد، همین توازن و تعادل و یکدستی در امور است. خصوصا که چراغ‌خاموش آمدن جشنواره این دوره، یکی از رویکردهای آسیب‌زای آن بود (شاید سال گذشته توجیه داشت)؛ به‌طوری که بیشترین و جدیدترین خبرها را وزیر اعلام می‌کرد.  به نظر اعتماد‌به‌نفسی که در وزیر و رئیس سازمان سینمایی بود و هست در بقیه برعکس عمل می‌کند. قضیه تا آنجا تحکیم شده که خبرنگاران هم شرطی شده‌اند تا خبرهای جدید جشنواره را باید از وزیر بشنوند. هنوز هیات‌های داوری رئیس ندارند. سخنگویی در این بخش وجود ندارد. همه یادمان است که دو سال قبل عضو داوری با مصاحبه‌هایش کل جشنواره را روی هوا برد. امسال هم گفت‌وگوهای عضوی دیگر، پروپاگاندایی از ضعف‌های موجود جشنواره را منتشر کرد؛ خصوصا نظراتش درباره فیلمی خاص که بعدا پرنامزدترین فیلم جشنواره شد. این یعنی فقدان هماهنگی در اجزا و اجرا. این جشنواره هنوز اتاق فکری با مشاوران پرتجربه ندارد تا همه‌چیز هماهنگ و موثر کانالیزه شود. هنوز شورای سیاست‌گذاری جشنواره فرمالیته است و اعضای آن هیچ نقشی در همیاری آن ندارند. اگر منصفانه به قابلیت‌های جشنواره این دوره ورود کنیم، موارد متعددی وجود دارد که در تاریخ این رویداد کم‌سابقه است اما فقدان اعتماد‌به‌نفس در بخش رسانه‌ای و تبلیغی جشنواره، فضا را از پیش شکست‌خورده معرفی می‌کرد. در طول جشنواره اعم برنامه‌ها، بخش‌های خبری/تحلیلی و کلا فضای رسانه‌ای در اختیار منتقدان و مخالفان جشنواره قرار داشت. در میان مستخدمان و پروژه‌بگیران جشنواره آدم معتبر صاحب‌قلم و دارای بیان، یا نبود تا یادداشت و مطلبی بنویسد و بگوید یا اگر بود، حاضر به خرج‌کردن خود نبود. این وضعیت و واقعیت به‌شدت قابل رصد است؛ چنانچه در فضای مجازی جست‌وجو شود، تعداد کمی تحلیل قابل اتکا از قابلیت‌های مورد اعتنای جشنواره به چشم می‌خورد. مثلا در مورد گرایش خانواده و حضور زنان در بطن فیلم‌ها و متن جشنواره، این موضوع جای پرداختن جدی داشت و منهای بحث کیفیت، ازمنظر کمّی اتفاق مهمی تلقی می‌شود اما یک مورد تحلیل جدی یا برگزاری نشست و میزگرد مهمی دراین زمینه تدارک دیده نشده بود یا تبیین و منتشر نشده است و...بالاخره این‌که توجه و دقت در آخرین دورهمی جشنواره، یعنی «تجلی اراده ملی» به‌خوبی حکایت از حرام‌کردن دستاوردهای این رویداد دارد. پر‌بیراه نیست اگر تاکید کنم که تا دیروز کمتر کسی از اهالی سینما و رسانه ازاین بخش مهم اطلاع کمّی و کیفی داشت، حالا توده‌های مردمی پیشکش. چرا این رخداد جنبی چنین بی‌بها شده است. واقعیت امر بخش تجلی اراده ملی از جمله گرایش‌های راهبردی در زمینه مضمونی و حتی موضوعی است. متاسفانه مسئولان این بخش استراتژیک، تنها بانی کاهش کمّی حاضران و مشارکت‌کنندگان نشده‌اند، بلکه با کم‌توجهی در باب طرح و بسط رسانه‌ای/تبلیغی این بخش عملا وعلنا علاقه‌مندان وحامیان جدی آن درسال‌های بعد را دچاربی‌انگیزگی کرده و چه‌بسا کلید تعطیلی آن را فشار داده باشند که چنین مباد.

محمدتقی فهیم | نویسنده و منتقد