printlogo


دلم به بودنت قرص است حتی از پشت ابرهای غیبت
همین که دلم به بودنت قرص است کافی است؛ این‌که می‌دانم مرا می‌بینی و می‌شناسی و به نام صدایم می‌کنی.

مولای من راستش رابخواهی جمعه‌ها خیلی به من سخت می‌گذرد.همه دلتنگی‌های دنیا یک‌طرف ودلتنگی غروب جمعه یک طرف دیگر.
 اصلا دلتنگی جمعه‌ها با دلتنگی‌های دیگر زمین تا آسمان فرق می‌کند.
دلتنگی ندیدن ونرسیدن، دلتنگی وعده‌ای که محقق نشده و انتظاری که بیش ازحدطولانی شده است.
 مولاجان وقتی می‌گویند جمعه‌ها و دوشنبه‌ها کارنامه اعمال‌مان را به شما نشان می‌دهند وگاهی قلب شما ازاعمال و رفتار ما به درد می‌آید، قلبم فشرده می‌شود.
خجالت می‌کشم از بودنم برای شما!
 آقاجان، مرا ببخش که عاشق شایسته‌ای نیستم. 
 مرا ببخش که از شیعه بودن فقط مهر شما را در دل و جان دارم.
مرا ببخش که گاهی قلبت را به درد می‌آورم و نیستم آن کسی که باید باشد!
 مرا ببخش که وقتی نامم را بر زبان می‌آوری دلگیری از من اما وقتی نامت را بر زبان می‌آورم که از دنیا و مافی‌ها دلم تنگ است و جز درگاه مهرت هیچ ملجأ و پناهگاهی ندارم.
و شما با تمام روسیاهی و گناهکاری‌ام، من را می‌پذیری و دستان پرمهرت را بر سرم می‌کشی و بر روسیاهی‌ام چشم می‌پوشی.
 مولاجان یک نیمه شعبان دیگر هم گذشت و آه و حسرت و درد نبودنت سینه‌های‌مان را به درد آورد.
 آقای من، بس نیست این همه دوری؟
 می‌دانم که خورشید وجودت از پشت ابرهای غیبت مرا می‌پاید و همیشه هوایم را داری.
 که اگر دست پرمهر و نگاه مهربان شما نبود بی‌تردید به هلاکت می‌رسیدم.
 آقاجان، دست‌هایم رو به آسمان بلند است و چشمانم از حسرت نبودنت دریا شده و دلم در انتظارت آنچنان تنگ است که می‌خواهد از قفس سینه‌ام بیرون بزند و خودش را به کوی محبت شما برساند!
ای آخرین ذخیره الهی و ای وعده تضمین‌شده حق، دعای‌مان کن که ظهورت و حضورت منتهاالیه سعادت همه ما زمینی‌هاست. 
اللهم عجل لولیک الفرج

مریم زاهدی - چاردیواری