جنگ زیتون نماد مقاومت فلسطین
درختان ایستاده میمیرند
حضرت آیتا... خامنهای پس از کاشت نهال در روز درختکاری فرمودند: «اینکه امسال ما سه درخت غرس کردیم، برخلاف بعضی سالهای قبل که دو درخت غرس میکردیم، امسال تعداد درختهایی را که غرس شده افزایش دادیم، به معنای اهتمام بیشتر به درختکاری. یکی از این سه درخت هم درخت زیتون است؛ این به معنای اظهار همبستگی و همدلی با مردم فلسطین است ــ که مرکز زیتون آنجا است ــ و میخواهیم به این مردم مظلوم و عزیز و بسیار مقاوم، از دور سلام بدهیم و بگوییم ما همه جور به یاد شما هستیم؛ ازجمله اینکه درخت زیتون را به یاد شما غرس میکنیم.» 15 اسفند 1402
به همین مناسبت رسانه KHAMENEI. IR بخشی از کتاب «متاستاز اسرائیل» به قلم آقای کوروش علیانی را در این مطلب آورده است که در آن موضوع تبدیل شدن درخت زیتون به نماد مقاومت مردم فلسطین بررسی شده است.
ایستادگی درختان
گزارشی از وقایع سال ۲۰۰۰ که در مؤسسه حقوق بشری بْصْلِم تهیه شده، میگوید شهرکنشینان در ماههای آخر سال، بارها به روستاییان شلیک کردهاند؛ مانع رسیدن آنها به باغهای زیتونشان و برداشت محصولشان شدهاند و درختانی را ریشهکن کردهاند.
در این گزارش به نقل از مطلبی در روز سهشنبه ٢ ژانویه 2001 (١٣دی١٣٧٩) روزنامه مَعَریب و از قول یکی از سرکردگان شهرکنشینان آمده «اگر باید درختها را ریشهکن کرد (چون سنگها ازهمان جا پرانده میشوند)، یا مانعی چیزی باید جابهجا شود، خب جوانها این کار را میکنند. ارتش خیلی طولش میدهد که یک کاری بکند. آخرش هم کارهایش را یکجور پیچواپیچی انجام میدهد.» گزارش بصلم در ادامه میگوید، چون فصل برداشت زیتون ماههای اکتبر و نوامبر است و فلسطینیها را در این ماهها به زور از دسترسی به باغها منع کردهاند و این محصول منبع معاش بسیاری از فلسطینیان است، در سال 2000 بسیاری از فلسطینیان ضربه اقتصادی سنگینی خوردهاند. البته که این ماجرا، نه در ۲۰۰۰ آغاز شده بود و نه در ۲۰۰۰ پایان یافت.
هدف، معاش ملت فلسطین است
گزارش بصلم شامل ثبت نسبتا دقیق و دردآور شهادتهای فلسطینیان است. جزئیات حملهها، کتکزدنها، تیراندازیها، جراحتها، بیهوشیها، شکستگیها، عملهای جراحی و چیزهایی از این دست. جزئیاتی که انگار از سیارهای دیگر خبر میدهند.
مرکز مطالعات فلسطین در مرور اخبار ٢٨ نوامبر 2001 نشریات، در نشریه مطالعات فلسطین خود خبرداد یکی از شهرکنشینان قِدّومیم ۱۵۰درخت زیتون فلسطینیان روستای جیت در قلقیلیا را ریشهکن کرد. در همین روز شهرکنشینان در عُفرَه نیز زمینهای زراعی فلسطینیان را در اطراف شهرک، با بلدوزر زیرورو کردند. این فقط دو خبر از یک روز است. به دوماه اکتبر و نوامبر و حوادث مشابه فکر کنید. نیز در نظر داشته باشید که احتمالا بسیاری از این حوادث ثبت نمیشوند.
در سال 2007 یک پژوهش دانشگاهی که بعدها در کتابی منتشر شده میگوید اسرائیل در طول چهار دهه، یک میلیون اصله درخت زیتون و چند صد هزار اصله درخت میوه دیگر فلسطینیان را قطع کرده است. در غزه و کرانه باختری 80 درصد زمینهای زراعی زیر کشت زیتون است. فقط در کرانه باختری معاش صد هزار خانواده به کشت و تولید محصولات زیتون بسته است. ٢۵ تا 50 درصد درآمد سالانه کشاورزان فلسطینی از محل کشت زیتون است.
قطع درختان برای غصب زمین
علاوه بر درختانی که شهرکنشینان ریشهکن کردهاند و میکنند، بلاهای دیگری هم بر سر کشت و زرع فلسطینیان میآید. یکی از این بلاها، استناد به قانون عثمانی زمین بایر چهارساله است. یک قانون از زمان عثمانی است که میگوید اگر زمین کشاورزی چهار سال بایر بماند و کشاورز به زمینش نرسد، زمین از مالکیت کشاورز خارج شده و به مالکیت دولت درمیآید.
اسرائیل به همین قانون استناد میکند و زمینهای فلسطینیان را میرباید و معمولا به شهرکنشینان میدهد. اما چرا فلسطینیان تنبلی میکنند و به زمینهای کشاورزی خودشان نمیرسند؟ در واقع موانع بسیاری از بلوکهای سیمانی و راهبندان نظامی موقت گرفته، تا قرار دادن خانه و زمین کشاورزی در دو سوی تأسیسات عظیمی که نام ساده و بیآزار «دیوار»، بر آن گذاشتهاند، همه راههایی است برای بازداشتن کشاورز از اینکه به صورت فیزیکی پا به زمینش بگذارد.
درختانی که سنگر مقاومت هستند
استدلال رایج و مضحکی هم در مورد ریشهکن کردن و آتش زدن درختان زیتون هست که ارتش و شهرکنشینان یکسان بهکار میبرند و آن این است که جوانان فلسطینی پشت درختان زیتون پنهان میشوند و سنگ پرتاب میکنند. این استدلال مضحک است، چون درختان در عمق سرزمینهایی هستند که حتی از نظر سازمان ملل نیز فلسطینی محسوب میشوند و دلیلی ندارد که اسرائیلیها آنجا باشند که هدف سنگ قرار بگیرند یا نه. بگذریم از این که مدعی این حرف باید دستکم یک بار نشان بدهد در فضای نسبتا انبوه باغ زیتون چطور میتوان سنگ را از میان درختان هدایت کرد.
ارتش اسرائیل خیلی راحت و به هر بهانهای مثل ساخت دیوار، ساخت جاده یا ساخت هر چیز ساختنی دیگر، بلدوزرهای خود را راه میاندازد و درختان زیتون را که گاه 700 تا 1000 سال عمر دارند و هنوز به ثمر مینشینند، ریشهکن میکند.
به درختان شهر محاصره شده تبر نزن
نویسنده در ادامه میگوید: طنز گزنده داستان مخالفت صریح این رفتار با آیه ١٩ از فصل 20 سفر تثنیه است. آیه میگوید: «اگر به شهری حمله کردی و مدتی طولانی محاصرهاش کردی، به درختان آن شهر تبر نزن. میوهشان را بخور اما قطعشان نکن. مگر درخت آدم است که با او معاملهای کنی که با آدم میکنی؟»
یک گزارش نسبتا مفصل که بصلم درسال 2018 منتشر کرده است، هم شرح روشنی از جنگ زیتون است و هم نشان میدهد که داستان هنوز هم ادامه دارد. یکی از نکاتی که این گزارش به آن اشاره کرده، خسارتهای پنهان در برابر خسارتهای آشکار است. وقتی در طول سال فلسطینیان را به بهانههای امنیتی و نظامی از ورود به باغهای زیتون بازمیدارند و فلسطینیان نمیتوانند درختان را آبیاری، هرس، کوددهی و سمپاشی کنند، حتی وقتی آخرسال مجوز برداشت محصول به آنان میدهند، محصول بسیار بیکیفیت است و درصد اندکی از ارزش محصول رسیدگی شده را دارد. بصلم در این گزارش میگوید در طول سالیان صدها مورد از حملههای شهرکنشینان به فلسطینیان و اموال آنان، ازجمله باغهای زیتون را ثبت کرده و موارد بسیار دیگری نیز رخ دادهاند که آسیبدیدگان حاضر نشدهاند واقعه را برای ثبت گزارش کنند.
غمانگیزتر از ادبیات تراژیک
در سال 2018 اولین برداشت محصول در روز جمعه ١٢ اکتبر (20مهر١٣٩٧) آغاز شده است. در عین حال و مانند سالهای گذشته حملههای شهرک نشینان از چند هفته پیش از آغاز نخستین برداشت، شروع شده است. در همین مدت تنها در دو منطقه راما... و نابلس 500 درخت را ریشهکن کردند و محصول 310 درخت را دزدیدند.
گاه و ازجمله در سال 2018 حمله مکرر رخ میدهد. در سال 2012 شهرکنشینان تمام درختان زیتون یک منطقه را قطع کرده بودند. فلسطینیها مجددا همه منطقه را نهال زیتون کاشتند و پنج سال صبر کردند تا درختان به ثمر بنشینند.
در سال 2018 یک روز صبح دیدند شهرکنشینان تمام نهالهای جوان را که دیگر به بار نشسته بودند، دوباره قطع کردهاند.
باقی گزارش نیز به همین منوال است؛ تکتک روستاها و باغها و تکتک توحشهایی که ثبت شدهاند و پلیس و ارتش اسرائیل که هیچ عکسالعملی به این رفتار نشان ندادهاند و نمیدهند. متن گزارش، گفتههای مردان و زنان ساده روستایی است اما درد چنان عمیق است که گفتهها در عین سادگی عمیقا روستاییشان با غمانگیزترین آثار ادبیات تراژیک پهلو میزند.
جنگ زیتون، یک جنگ واقعی
میرسیم به یکی دو مورد از گزارشهای بسیار سال ۲۰۲۰. دراولی، بعدازظهر چهارشنبه ٧اکتبر(١۶ مهر ۱۳۹۹) گروهی از مردم حواره در منطقه نابلس به کمک یکی از روستاییان برای برداشت محصول زیتونش به باغش میروند. از 500 درخت باغ تنها ۱۵۰ تا به سلامت به محصول رسیده بودند. بقیه را شهرکنشینان سوزانده یا شکسته بودند. مدتی نگذشته، پنج شهرکنشین و هفت سرباز از راه رسیدند. شهرکنشینان به مردم فلسطینی گفتند محل را ترک کنند. سربازان سکوت کردند. چند دقیقه بعد دهها شهرکنشین که نقاب داشتند یا پیراهنشان را روی صورتشان کشیده بودند، همراه با دهها سرباز از راه رسیدند. شهرکنشینان با سنگ و سربازان اسرائیلی با نارنجکهای اشکآور و بیحسکننده به مردم روستا حمله کردند. چند نفر از فلسطینیها زخمی شدند و مردم آنان را به بیمارستان بردند. شهادت یکی از مجروحان موجود است. در همان روز در عینیبرود، روستایی در راما...، کشاورزی متوجه میشود شهرکنشینان دارند زیتونهای یک باغ را میدزدند. تا کشاورزان جمع شدند و به محل رسیدند، متوجه شدند شهرکنشینان زیتون 70 درخت تناور صدساله را دزدیدهاند. این مقدار میوه حدود 900 لیتر روغن زیتون میدهد. شهرکنشینان علاوه بر سرقت، شاخههای درختان را نیز شکسته بودند. یکی از مالکان به اداره پلیس اسرائیلی رفت که شکایت کند. به او گفتند به جای این کارها برود بقیه زیتونش را جمع کند و شکایتش را ثبت نکردند. سیاهه شهادتهای این روز و روزهای دیگر ادامه دارد. جنگ زیتون، یک جنگ واقعی است. زیتون ارزش اقتصادی،فرهنگی، نمادین و نیز ارزشی بهعنوان گواهی تاریخی دارد. چنین است که نه فلسطینیان دست از حفظ و بازسازی و بازنشانی درختان برمیدارند، نه اسرائیلیها قطعکردن، ریشهکن کردن، شکستن و سوزاندن درختان را رها میکنند.