printlogo


روایت مرگ‌ تلخ ‌مرد ‌معتاد در کمپ وحشت
عاملان شکنجه مرگبار مرد معتاد در کمپ ترک‌اعتیاد، پس از رهایی از قصاص درخواست کردند دیه مقتول را قسطی پرداخت کنند .‌

به گزارش خبرنگار جام‌جم، حمیدرضا ۳۱ ساله، سیزدهم تیر سال ۱۳۹۹ و بعد از چند سال اعتیاد از سوی خانواده‌اش در کمپی در جاده امامزاده‌ داوود تهران بستری شد. او دو روزی بود در سوله کمپ بستری بود و حالش خوش نبود و می‌خواست به خانه برود که ظهر پانزدهم تیر در همان سوله مدیر کمپ با لوله پولیکا به جان او افتاد. بعد هم بقیه افرادی که در کمپ کار می‌کردند با شیلنگ و مشت و لگد به جان او افتادند. بعد از سه ساعت شکنجه، وقتی صدای ناله‌های این مرد قطع شد، آنها با اورژانس تماس گرفتند و با حضور امدادگران مشخص شد چند ساعتی از مرگ او گذشته است.
در ادامه مدیر کمپ و معتادانی که در این کمپ بستری بودند، دستگیر شدند. یکی از متهمان به بازپرس جنایی گفت: چند سال شیشه مصرف می‌کردم و مادرم ۱۸ ماه قبل مرا به کمپ آورد و دیگر نتوانستم از این شکنجه‌گاه بیرون بیایم. یک‌بار مرا مقابل سگ انداختند که دست‌وپایم را گاز گرفت و ناخن یکی از پاهایم را شکست. مدیران آنجا از هر خانواده‌ ۸۰۰ هزار تا دو میلیون تومان بابت پذیرش می‌گرفتند و بعد نمی‌گذاشتند از کمپ برویم و پول‌های بیشتری از خانواده‌ها می‌گرفتند و بابت اعتراض‌مان، ما را شکنجه می‌کردند. موقع شکنجه، دوربین‌ها را خاموش می‌کردند تا ردی باقی ‌نماند.
وی درباره قتل مرد معتاد هم گفت: مرد جوان نیمه‌شب سیزدهم تیر به کمپ آمد اما دو برادر مدیر کمپ وقتی فهمیدند که قصد فرار دارد و حالش بد شده، ابتدا یکی از آنها با لوله پولیکا او را شکنجه داد و بعد ما را با تهدید مجبور کرد مرد معتاد را شکنجه دهیم. وقتی او زیر شکنجه فوت شد، مجبور شدیم همدیگر را کتک بزنیم و بگویم که چون مقتول فرار کرد و به ما حمله‌ور شد، کتکش زدیم. من روز شکنجه فقط پاهایش را گرفتم.  برای مدیر کمپ و پنج نفر دیگر کیفرخواست صادر و پرونده برای محاکمه به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در ابتدای جلسه محاکمه وکیل اولیای دم از طرف آنها درخواست قصاص متهمان را صادر کرد و گفت‌: فیلم دوربین مداربسته نشان می‌دهد عاملان ‌این جنایت چند روز‌ حمیدرضا را شکنجه کرده و کتکش زده‌اند. حتی پزشکی قانونی تایید کرده متهم قربانی را مجبور کرده‌اند ادرار و مدفوع خودش را بخورد.
رئیس دادگاه سپس از متهم خواست از خود دفاع کند که او با رد اتهامش گفت: من لیسانس روان‌شناسی دارم و چند سال قبل با برادرم این کمپ را راه انداختیم تا به ترک معتادان کمک کنیم‌. حمیدرضا قصد داشت کمپ را ترک کند‌. به همین خاطر داد و فریاد راه انداخت و پنج متهم دیگر او‌ را کتک ‌زدند. من فقط دو ضربه به او زدم . در ادامه پنج متهم دیگر در جایگاه قرار گرفته و‌ مدعی شدند از سوی مدیر کمپ مسلوب الاراده شده بودند و کارهایی را که او می‌خواست، انجام می‌دادند‌. حتی او اجازه نمی‌داده به خانه بازگردند و به دروغ به خانواده‌ها گفته حضورشان به خاطر وضعیت روانی در خانه خطرناک است‌.
در پایان قضات، عمل متهمان را قتل عمد تشخیص نداده و صاحب کمپ را به 10 سال زندان، دو سال ممنوعیت از تصدی و اداره هرگونه مرکز نگهداری افراد معتاد و پرداخت دیه محکوم کردند. پنج متهم دیگر نیز هریک به هشت سال زندان و پرداخت دیه محکوم شدند.
با تایید این حکم در دیوان عالی کشور، متهمان ردیف اول تا ششم درخواست اعسار از دیه را مطرح کرده اما قضات دادگاه این درخواست را رد کردند. سه سال بعد از این جنایت، متهمان دوباره از دادگاه خواستند با درخواست اعسارشان موافقت کنند .‌
در جلسه بررسی این ‌درخواست‌، یکی از متهمان‌ گفت‌: قبول داریم اشتباه کردیم‌. مدیر کمپ ما را مجبور به این کار کرد و حالا پشیمان‌ هستیم‌. تا زمانی که در زندان هستیم، ‌نمی‌توانیم‌ دیه را پرداخت کنیم‌ به همین دلیل درخواست اعسار داریم تا بتوانیم‌ بیرون برویم، کار کنیم ‌و دیه را بدهیم‌.  دیگر متهمان هم ‌همین درخواست را مطرح کرده و گفتند به دلیل این‌که قتل در ماه حرام ‌رخ ‌داده، هرکدام باید یک‌ششم ‌دیه را پرداخت کنیم .
پس از طرح این‌ درخواست، قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.