خواب پدر راز قتل پسر را فاش کرد
پسر 22 ساله چهارده ماه بعد از ناپدید شدنش، به خواب پدرش آمد و راز قتل و محل مخفی کردن جسدش را فاش کرد.
به گزارش خبرنگار جامجم، اوایل دی سال گذشته مردی میانسال که تبعه افغانستان بود به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای جنایی تهران رفت و گفت: پسر 22 سالهام شهیر به محل کارش در ساختمانی در حال احداث رفت و بعد از آن ناپدید شد. تلفن همراهش نیز خاموش است.
ماموران از همکاران وی تحقیق کردند اما کسی او را ندیده بود. حتی ماموران پروندههای افراد مجهولالهویه را هم بررسی کردند اما ردی از جوان گمشده نبود. ماموران دوباره با گذشت چند ماه به محل کار او رفتند که این بار یکی از نگهبانهای قدیمی در اظهاراتش گفت: 14 ماه قبل یکی از نگهبانها به نام حامد که تبعه افغانستان بود با هموطن خود شهیر دعوای لفظی پیدا کرد و کارشان به زد و خورد کشیده شد. من هم از آنجا رفتم اما مدتی قبل دوباره به ساختمان در حال ساخت بازگشتم. چند روز پیش پدر شهیر درحالی که به شدت گریه میکرد نزد بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران آمد وگفت: سه مرتبه خواب پسرم را دیدم که با التماس به من میگفت در چاه افتاده و میخواست او را نجات دهم و به خانه انتقال دهم. او حتی چاهی در محل کارش را به من نشان داد. بازپرس جنایی بعداز خواب عجیب شاکی از تیم جنایی پلیس آگاهی تهران خواست با آتشنشانها به آنجا رفته و محل را بررسی کنند. آنها روز پنجشنبه هفدهم اسفند امسال به ساختمان در حال احداث رفتند در بازرسی از آنجا یک چاه به عمق 100 متری یافتند. آتشنشانها وارد چاه شدند و ساعاتی بعد اسکلت انسان و لباسهای پوسیده و به جا مانده از شهیر و گوشی تلفن همراه او را که بدون سیمکارت بود یافتند. پدر با دیدن گوشی و لباس پوسیده فرزندش آن را شناخت .
ماموران همچنین متوجه شدند حامد، تنها مظنون پرونده در همان ساختمان کار میکندکه بازداشت شد. او مدعی بود مقتول را نمیشناسد، با او همکار نبوده و نمیداند چرا به قتل رسیده است اما معلوم شد دروغ میگوید.
تیم جنایی در تحقیقات بعدی پی بردند سیمکارت مقتول روشن شده و ساعاتی بعد سوخته است و مالک آن مردی ایرانی است. از او تحقیق کردند که گفت: با مردی تبعه افغانستان دوست بودم که سیمکارتی را از من گرفت تا به دوست برادرزادهاش به نام شهیر بدهد. مدتی قبل آن را برایم آورد و گفت که شهیر به افغانستان رفته است. خودش هم میخواهد به کشورش بازگردد. سیمکارتم را پس داد و خواست آن را بسوزانم مدتی آن را نگه داشتم گفتم شاید دوباره آن را بخواهد، وقتی خبری از او نشد، آن را سوزاندم.
بنابراین عموی حامد بازداشت و مدعی بود چون او دیگر از آن سیمکارت استفاده نمیکرده آن را تحویل مالک داده و بعد از 8 ماه هم به افغانستان رفته و دوباره بازگشته است. این در حالی بود که حامد متهم پرونده در اظهارات جدیدش گفت : من با شهیر – مقتول - سر مسائل کاری دعوا کردم اما بعد که دعوایمان تمام شد او رفت سر کارش و من به کارم رسیدم .
غلامحسین صادقزاده، بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جامجم گفت : اکنون به اتهام مشارکت در قتل در بازداشت به سر میبرند و تحقیقات از آنها ادامه دارد .
مرتضی نثاری، معاون مبارزه جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران در این باره به جام جم گفت: در جریان تحقیقات معلوم شد که شهیر(مقتول) مدتی در افغانستان بوده که از طریق همین عمو و برادر زاده متهمان پرونده که رابط به ایران آمده و مشغول به کار میشود . او قراربود 50 میلیون تومان به این دو نفر بپردازد که نتوانسته آن پول را پرداخت کندو همین باعث اختلاف و درگیری شان شده بود. احتمال میرود او برسر همین موضوع به قتل رسیده باشد. تحقیقات از متهمان ادامه دارد.