نیمه شب مرگبار
وحید شكری
عقربههای ساعت 2 نیمه شب را نشان میداد كه صدای فریادی سكوت خانه را شكست. اهالی سراسیمه از خانه بیرون آمده و متوجه شدند درگیری در طبقه اول ساختمان رخ داده است. سریع به طبقه اول رفته و با پیكر غرق در خون اكبر آقا، همسایه طبقه اول در راه پله رو به رو شدند. یكی از همسایهها خودش را به او رساند و نبضش را گرفت. نبضش ضعیف میزد و به سختی نفس میكشید . سریع با اورژانس تماس گرفت و درخواست كمك كرد.
منصوره، همسر اكبر بالای سر شوهرش گریه و زاری میكرد و از حرف هایش معلوم بود شوهرش با دزدی درگیر شده و با ضربه چاقوی او مجروح شده بود. پنج دقیقه بعد امدادگران اورژانس خود را مقابل خانه 34 رساندند. یكی از آنها با كیف كمكهای اولیه وارد راه پلهها شد و بعد از معاینه اولیه مرد میانسال متوجه شد او به دلیل شدت خونریزی جان باخته است. هیچ كاری از دست آنها برای نجات اكبر ساخته نبود و با گزارش فوت او به پلیس، محل را ترك كردند. همسایهها شوكه شده و به جسد خیره مانده بودند. زن های همسایه منصوره را داخل خانه بردند تا آراماش كنند. یكی از مردان هم پتویی از داخل خانه برداشت و روی جسد انداخت.
سروان كریمی با صدای زنگ تلفن از خواب بیدار شد. از مركز پیام پلیس آگاهی، مامور كشیك خبر از قتلی در یكی از محلههای جنوب تهران داد. كارآگاه آدرس را نوشت و با آژانس راهی محل قتل شد.
قبل از او پزشك جنایی و ماموران تشخیص هویت در صحنه حاضر شده بودند. دكتر طاهری در حال معاینه جسد بود و آثار ضربههای چاقو روی بدن مقتول دیده میشد.
كارآگاه پس از سلام و احوالپرسی با دكتر به بررسی صحنه پرداخت. آثار خراشیدگی روی گردن و صورت مقتول دیده میشد. از كنار سرش هم خون جاری بود و جای ضربه عمیق چاقو هم در كتف مرد جوان دیده میشد.
كارآگاه سپس سراغ افسر كلانتری رفت تا گزارش اولیه قتل را بگیرد. مامور میانسال برگهای را از جیب شلوارش بیرون آورد و نگاهی به آن انداخت و گفت: ساعت 2 و 10 دقیقه از طریق مركز پیام به ما گزارش شد قتلی در خیابان گل سرخ، پلاك 34 رخ داده است. افسر كشیك شب بودم و سریع خودم را به اینجا رساندم. قتل در راه پلههای بین طبقه اول و همكف رخ داده بود. همسایهها هم در اطراف مقتول جمع شده بودند. بررسی صحنه نشان میداد، مرد میانسال قصد رفتن به سمت درخروجی را داشته كه با ضربه چاقو كشته شده بود.
از همسایهها كه تحقیق كردم، متوجه شدم ساعت 2 با شنیدن صدای درگیری به راه پله آمده و با پیكر غرق در خون اكبر روبهرو شده بودند. ضارب قبل از حضور ماموران از محل فرار كرده بود.بر اساس گفتههای همسر مقتول، نیمههای شب دزدی از مسیر پنجره وارد خانه شده و اكبر متوجه حضور او میشود. آنها با هم درگیر شده و سرانجام درگیری آنها باعث قتل اكبر در راه پلهها میشود.
سروان كریمی با چند نفر از همسایهها صحبت كرد اما سرنخی از قاتل به دست نیاورد. بعد به حیاط رفت و متوجه بازبودن پنجره خانه طبقه اول شد. بعد هم فیلم دوربین مقابل خانه را بررسی كرد. پسر جوانی ساعت 5/1 بامداد از بالای دیوار وارد خانه شده بود و چند دقیقه بعد هراسان و در حالی كه هیچ چیزی در دستانش نبود از خانه گریخت. این فیلم نشان میداد او موفق به سرقت نشده بود.
كارآگاه به تحقیق از همسر مقتول پرداخت. زن جوان كه فاصله سنی زیادی با همسرش داشت، در گوشه سالن روی مبل نشسته بود و مثل ابر بهار اشك میریخت . سروان از همسایهها خواست آنجا را ترك كنند تا بتواند راحتتر تحقیق كند.
بهطور كامل توضیح بده امشب چه اتفاقی افتاد؟
نیمههای شب با شنیدن صدایی از پذیرایی از خواب بیدار شدیم. شوهرم از اتاق بیرون رفت و چند ثانیه بعد صدای درگیری شنیدم. هراسان به پذیرایی آمدم. اكبر با پسر جوانی درگیر شده بود. پسر جوان قصد داشت، فرار كند و شوهرم سد راهش شده بود. سارق در را باز كرد و به راه پله رفت. اكبر مچ دستش را گرفت و دوباره با هم درگیر شدند. پسر جوان قوی هیكل بود و اكبر را به دیوار كوبید و گلویش را فشار داد. اكبر دستان سارق را چنگ میزد تا خلاص شود. در
یك لحظه پسر جوان با چاقوی بزرگی كه همراه داشت ضربهای به شوهرم زد و فرار كرد. همسایهها با شنیدن صدای درگیری به راه پلهها آمده و با اورژانس تماس گرفتند اما دیر شده بود و اكبر فوت كرد.
قاتل را شناختی؟
نه. تا به حال او را ندیده بودم.
چرا در بالكن باز بود؟
نمیدانم. ما آن را میبستیم . شاید سارق از بیرون باز كرده.
دلیل اختلافات با شوهرت چه بود؟
ما هیچ اختلافی نداشتیم و عاشقانه هم را دوست داشتیم.
به خاطر همین عشق برای كشتن او قاتل اجیر كردی؟
متوجه منظورتان نمیشوم.
در اتاق بازجویی متوجه میشوی.
زن جوان از شنیدن این حرفها شوكه شده بود و كارآگاه دستور بازداشت او را صادر كرد.