فرزند آیت ا.. سیدعزالدین زنجانی از زندگی سیاسی و انقلابی پدرش می گوید
مجاهد در تبعید
در تاریخ انقلاب اسلامی، مردان زیادی بوده اند که در شکل گیری این نهضت نقش اساسی داشته اند.با این وجود برخی چهره ها کمتر دیده شده اند یکی از این افراد آیت ا.. سیدعزالدین حسینی زنجانی است که در گفت و گو با فرزندش سید محمد باقر از ویژ گی های اخلاقی و زندگی سیاسی اش پرسیده ایم.
فضای تربیتی و خانوادگی شما از چند نسل پیش، همواره فضایی سیاسی بوده، لذا مرحوم آیتا... سیدعزالدین زنجانی از آغاز كودكی و نوجوانی با مسائل سیاسی و مبارزاتی در تماس و آشنا بودند. از این پیشزمینهها برایمان بگویید.
بله، همانطور كه اشاره كردید مرحوم والد در خانوادهای به دنیا آمدند و رشد و نمو یافتند كه مسائل مبارزاتی و سیاسی به شكلی جدی در آن مطرح بود و سابقه مبارزه با رژیم وقت، از دیرباز در این خانواده وجود داشت. جد بزرگ ما به شدت با رضاخان و سلطنت او و تصمیم مجلس مؤسسان در جهت تثبیت پادشاهی او مخالف بودند و عقیده خود را آشكار بیان میكردند.
فعالیتهای مبارزاتی پدر عملا از كجا آغاز شد؟
از سال ۱۳۴۱ و همزمان با اوجگیری نهضت امام و سایر مراجع وقت تقلید،فعالیتهای ایشان هم به شكل جدی پا گرفت. پدر ایشان سال ۱۳۳۵ از دنیا رفته بودند و ایشان از قم به زنجان برگشتند و به دنبال مبارزات پدر در جهت آگاهیبخشی به مردم، با سخنرانیهای تند و انتقادآمیز خود علیه شاه، علناً مبارزه را شروع كردند. مجموعه این سخنرانیها ـ كه در اسناد ساواك موجود است ـ نشان میدهد كه ایشان از چه تعابیر تندی علیه رژیم ستمشاهی و مخصوصاً شخص شاه استفاده میكردند. نهایتاً اعتراضات و سخنرانیهای ایشان سبب گردید كه بازداشت شوند و ایشان را به زندان قزلحصار تهران -كه زندانیهای سیاسی در آنجا بودند- فرستادند. ایشان در آن زندان با شهید آیتا... مطهری، مرحوم آقای فلسفی، آیتا... مكارم شیرازی و عدهای دیگر همبند بودند و از آن دوران خاطرات شیرینی را نقل میكردند.
در زندان آزار واذیتشان هم میكردند؟
در بین زندانیها خبرچینهایی بودند كه به ساواك گزارش میدادند و مرحوم والد میفرمودند: هر چند وقت یكبار یكی از ما را میبردند و تهدید میكردند كه اعدامتان خواهیم كرد! تا به این ترتیب در دل ما وحشت ایجاد كنند. مدتی كه میگذشت خبری نمیشد و معلوم بود كه فقط ارعاب بوده است.
اشاره كردید كه شهید مطهری هم در جمع زندانیها بودند. از رفتار ایشان خاطرهای نقل كردند؟
مرحوم والد میگفتند ایشان مخفیانه مثنوی مولوی را با خود به زندان آورده بودند و در آنجا بحثهای جالبی را درباره این كتاب به راه انداختند. مرحوم والد از همان جوانی با مثنوی مأنوس و بسیاری از اشعار آن را حفظ بودند. میفرمودند وقتی تفسیر خود را از این اشعار بیان میكردم، شهید مطهری با اینكه از من بزرگتر و در رفتن به قم بر من مقدم بودند، بسیار از تطبیق اشعار با آیات قرآن و اخبار و احادیث لذت میبردند و آنها را یادداشت میكردند. اینطور به نظر میرسد كه برداشتهای مرحوم والد از مثنوی برای شهید مطهری بدیع و درخور ضبط بوده است.
پدر شما پس از اینكه از قم به زنجان آمدند، در واقع پس از مدتی به مشهد تبعید شدند. بعد هم كه در مشهد مستقر شدند. علت چه بود و پس از آن ارتباطشان را با زنجان به چه شكل حفظ كردند؟
بله، ایشان وقتی در سال ۴۴ همراه دیگران از زندان آزاد شدند، پس از مدتی از قم به زنجان برگشتند و همچنان به مبارزات و سخنرانیهای روشنگرانه خود ادامه دادند تا سرانجام رژیم ایشان را در سال ۵۱،نفی بلد و به مشهد تبعید كرد. علت این بود كه ایشان به رغم هشدارهای مكرر ساواك، دست از سخنرانیهای تند خود برنمیداشتند. من متن این سخنرانیها را بارها خوانده و دیدهام كه چطور مستقیم و صریح به شخص شاه هشدار میدادند. گاهی هم با گوشه و كنایه حرفهایی میزدند كه اغلب حتی از شنیدن آنها هم دچار وحشت میشدند، چه رسد به بیان آنها! ایشان بعد از اینكه از زندان آزاد شدند و به زنجان رفتند، همچنان به مبارزات سیاسی خود ادامه دادند و مرجعیت امام را ترویج كردند تا مردم متوجه بشوند كه امام یك روحانی عادی نیستند، بلكه یك رجل مبارز سیاسی و از همه بالاتر یك مرجع بزرگ تقلید هستند. تمام این فعالیتها در شرایطی انجام میشدند كه حتی بردن نام امام هم جرم محسوب میشد. مرحوم والد میگفتند: من در زمره نخستین كسانی بودم كه از حضرت امام رساله ایشان را خواستم و جزو اولین مروجین مرجعیت ایشان بودم.
ساواك كه میبیند مرحوم والد دست از مبارزاتشان برنمیدارند، ایشان را به مشهد تبعید و ملاقات ایشان با علما و معاریف شهرهای دیگر را ممنوع میكند! مرحوم والد از سال ۵۱ تا ۵۷ در مشهد سكونت میكنند و در همین فاصله اولین رساله علمیه خود را به نام «خلاصه الاحكام» و در دوران حیات مرحوم آیت ا... میلانی منتشر میكنند.
در دوران تبعید، ارتباط ایشان با حضرت امام چگونه تداوم پیدا میكند؟
حضرت امام قبل از اینكه به ایران تشریف بیاورند،از ماجرای تبعید مرحوم والد به مشهد باخبر و بسیار ناراحت میشوند. پس از پیروزی انقلاب، حضرت امام نامهای به مرحوم والد مینویسند. این نامه در منابع مختلفی چاپ شده است. امام در آن نامه میفرمایند: بنا به درخواست اهالی محترم زنجان،از جنابعالی میخواهم به زنجان بازگردید و در آنجا مشغول تبلیغ بشوید. لذا مرحوم والد به زنجان برگشتند و تا سال ۶۰ امام جمعه زنجان بودند.
مرحوم آیتا... زنجانی بیآنكه به انقلابی بودن تظاهر كنند یا در این زمینه ادعایی داشته باشند، همواره در میدان مبارزه و دفاع از انقلاب حضور داشتند و در سالهای آخر عمرشان حتی با وجود كهولت سن در راهپیماییها شركت میكردند. از نگاه ایشان به نظام و حفظ آن برایمان بگوبید؟
از نظر مرحوم والد، حفظ نظام مهمترین اصل بود و در تمام بیانات و سخنرانیهایشان روی این نكته تأكید زیادی داشتند. درباره راهپیماییها و انتخابات هم میفرمودند:«این كار هم واجب شرعی است، هم واجب عقلی. ما باید وحدت خود را حفظ كنیم تا دشمن نتواند از طریق ایجاد اختلاف و تفرقه بین ما نفوذ كند». ایشان همیشه نعمتهایی را كه انقلاب با خود به ارمغان آورده بود، گوشزد میكردند و میفرمودند:« شما رژیم شاه را درك نكردهاید تا بدانید عمق و گستره فساد تا چه حد بود؟ طوری كه مرد با مرد ازدواج میكرد و به این عمل افتخار هم میكردند و عكس خود را در نشریات هم میانداختند! از دست كسی هم كاری برنمیآمد تا زمانی كه حضرت امام نهضت خود را آغاز كردند». ایشان چون دوره رضاخانی و بعد از آن محمدرضاشاه را دیده و اعمال خلاف عفت و شئونات اسلامی پهلویها را با گوشت و پوست خود درك كرده و از سكوت علما در برابر اعمال خلاف شرع رنج زیادی برده بودند، قلب و دلشان از این مظالم آتش گرفته بود و از سر سوز دل سخن میگفتند و میفرمودند: «امام این همه زحمت كشیده و به حول و قوه الهی این انقلاب را ایجاد كردهاند كه به قول خودشان اگر خواست خدا نبود، یك شلیك توپ از پادگان لویزان كافی بود تا كل شهر قم از بین برود. حالا كه چنین انقلاب باعظمتی اتفاق افتاده و حكومت اسلامی مستقر شده، وظیفه ماست كه این انقلاب را حفظ كنیم. خدا میداند اگر این انقلاب اتفاق نمیافتاد ما هیچ سرنوشتی جز این نداشتیم كه یكی از مستعمرههای آمریكا یا انگلیس باشیم، لذا باید در حفظ این انقلاب كوشا باشیم و سنگینترین و مهمترین وظیفه هم به دوش علماست، چون مردم به آنها نگاه میكنند. از آنها بالاتر مراجع هستند كه همواره در میدان مبارزه علیه رژیمهای سفاك حاضر بودهاند و ضرورت دارد مردم همواره از آنان پیر وی کنند.»