printlogo


دوبله منانی با لهجه اصفهانی
اکبر منانی، دوبلور پیشکسوت و با اصالت اصفهانی که از او آثاری چون پوآرو و زبل‌خان را به یاد داریم با حضور در برنامه هموطنز به اجرای دوبله با لهجه اصفهانی پرداخت و لحظات شیرینی ایجاد کرد.

منانی کار حرفه‌ای دوبله را از سال ۱۳۴۰، گویندگی در رادیو را از سال ۱۳۳۲ و مدیریت دوبلاژ را از سال ۱۳۴۳ خورشیدی شروع کرد. او در فیلم‌ها، مجموعه‌ها و انیمیشن‌های بسیاری حرف زده ‌است؛ مجموعه‌هایی مثل پوآرو به جای هرکول پوآرو ‌‌‌،پرستاران‌ به جای فرانک‌،بهترین سال‌های زندگی ما‌ به جای فردریک مارچ‌، زبل‌خان‌ به جای زبل‌خان، ‌‌ماجراهای گالیور‌‌ به جای گلام با تکیه کلام من می‌دونم و ... . او سال‌ها گوینده تیپ‌های فلفلی و آقای خوشبین در برنامه صبح جمعه با شما بوده است. وی نخستین منبع مدون تاریخ دوبله ایران را با نام «سرگذشت دوبله‌ ایران و صداهای ماندگارش» نوشته‌ است. این اثر که نگارش آن ۱۷ سال به طول انجامید به چگونگی، چرایی و زمان ورود دوبله به ایران می‌پردازد. 

تماشای جشن فطر از شبکه امید
شبکه‌های مختلف رسانه‌ملی در ایام عید فطر که همزمان با روزهای پایانی هفته شده، برنامه‌های شاد و متنوعی را تدارک دیده‌اند و همچنین فیلم‌‎های سینمایی ویژه‌ای را که برخی جزو آثار خاطره‌انگیز هستند و تعدادی هم جزو آثار جدید محسوب می‌شوند، راهی آنتن می‌کنند. در این میان شبکه امید به‌عنوان شبکه‌ای برای مخاطبان نوجوان نیز تدارکات خاصی دیده است. ویژه‌برنامه عید فطر شبکه امید با نام «جشن بزرگ ایران سرود» با اجرای بابک افرا و علی مرادخانی، روی آنتن شبکه امید می‌رود.این برنامه با حضور هنرمندان عرصه موسیقی، میزبان گروه‌های سرود نوجوان از سراسر کشور است.جشن بزرگ ایران سرود به تهیه‌کنندگی کمیل سوهانی، کارگردانی سیدابوالفضل موسوی‌نظر و سردبیری کیاوش زارع‌طلب و قائم زینلی روزهای ۲۱ و ۲۲ فروردین از ساعت ۱۹ الی ۲۱ از شبکه امید سیما پخش می‌شود.بابک افرا از مجریان این برنامه خواننده‌ای است که بیشتر با آوازهای خوش‌ریتم، شاد و با محتوای مثبت شناخته می‌شود. اوهمچنین در سریال آزادی مشروط به کارگردانی مسعود ده‌نمکی نیز ایفای نقش کرده و خوانده بود. 

سیندرلا
مریم فلاح:
در خانه ویلایی قشنگ، مردی که همسرش را از دست داده بود با تنها دخترش «سیندرلا» زندگی می‌کرد. او پدر مهربانی بود و چون فکر می‌کرد دخترش به مراقبت مادری دلسوز احتیاج دارد با زنی که دو دختر داشت، ازدواج کرد اما گردش روزگار سرنوشت دیگری را برای سیندرلا رقم زد. با مرگ آن پدر مهربان، خصلت واقعی نامادری نمایان شد. او زنی بداخلاق و خشن شد و بدتر این‌که به زیبایی خدادادی سیندرلا حسادت می‌کرد و همیشه به فکر دخترهای حسود و از خودراضی‌‌اش بود. به مرور زمان اندوخته‌های پدر سیندرلا با ولخرجی‌های نامادری تمام شد و سیندرلا باید در خانه خودش به نامادری و دخترهایش خدمت می‌کرد. تنها دوستان سیندرلا موش‌هایی بودند که در دیوارهای خانه زندگی می‌کردند یا پرندگانی که سیندرلا به آنها غذا می‌داد و در برابر «لوسیفر»، گربه شرور نامادری از آنها محافظت می‌کرد. روزی پادشاه سرزمین برای پیدا کردن همسری مناسب برای پسرش و با دعوت همه دختران شهر به قصرش فصل تازه‌ای در زندگی سیندرلا باز می‌کند.