درباره پدیده عجیبی که این روزها در برخی مدارس شاهد هستیم
حمله «دی جی» ها به مدارس
ویدئو چندان بلند نیست ولی پر است از جیغ و هورا و بالا و پایین پریدن بچههایی كه رخت دانشآموزی به تن دارند و همگی دارند آهنگ پرطرفدار ولی بیمایه از یك خواننده آنور آبی را میخوانند كه وقتی در ایران بود نیز یك خواننده زیرزمینی بود و بس. بچهها دارند ذوق میكنند و خانم «دیجی» هم با چشم و ابرو آمدنهای ممتد دارد تهییجشان میكند تا به جمع شور دهد و شاید برای خودش آوازهای دست و پا كند.
این كه این ویدئو مربوط به كدام شهر، كدام مدرسه و چه موقعی است هنوز معلوم نیست اما روایتی هست از اینكه بخشی مربوط به مدرسهای در تهران است و بخش دیگرش مربوط به مدرسهای در شهرستان و هر دو مربوط است به جشن روز معلم. آموزش و پرورش اما تا این لحظه زیر بار تأیید نرفته و دیروز پیگیریهای ما به اینجا ختم شد كه چون آموزش و پرورش از جزئیات بیاطلاع است، وزیر تیم سه نفرهای را مامور بررسی هرچه سریعتر موضوع كرده تا با همكاری پلیس فتا و دادستانی كل، زیر و بم ماجرا را روشن كند.
یك منبع مطلع اما به ما گفت كه وزارتخانه به این كلیپ مشكوك است و فرضیهاش این است كه عدهای برای خراب كردن چهره آموزش و پرورش دارند اتفاقی را كه در خارج از مدرسه رخ داده به محیط مدرسه نسبت میدهند.
از توییت دیروز وزیر آموزش و پرورش هم میشد فهمید كه سناریوی مورد پسند این است كه توطئهای را علیه سیستم آموزشی افشا كنند چون محمد بطحایی در توییترش پرسیده بود: فریب یا نفوذ؟
دیروز حوالی ظهر نیز متنی به نقل از وزیر به دست خبرنگاران رسید كه او به صراحت در شورای عالی نماز گفته بود كه در این كلیپها اغراض سیاسی كاملا مشهود است و دشمن هر از گاهی به روشهای مختلف تلاش میكند خانوادهها را نگران و مردم متدین و انقلابی را ناامید كند.
این روش تحلیل ماجرا البته در آموزش و پرورش تازه نیست، روشی كه هسته اصلیاش مبرا كردن خود و نسبت دادن اتفاقات به تحركات عوامل بیرونی است، روشی كه انكار، ماهیت اصلی آن است. این نحوه موضعگیری وزیر البته باعث شد عدهای گمانه دیگری داشته باشند كه او كه بارها حرف استیضاح شدنش پیش آمده با ذكر چنین جملاتی میخواهد دل مخالفان را به خود جلب كند و به نوعی از استیضاح فرار کند.
اما فعلا كوزهای است كه شكسته و آبی است كه ریخته، جلوی پس لرزههای این اتفاق را نیز نمیشود گرفت چون اگر صحت كلیپها تایید شود پای آموزش و پرورش گیر است حتی اگرمسؤولان رده بالا بخواهند از خود رفع مسؤولیت كرده وغائله را با توبیخ مدیر مدرسه ختم كنند.
درجستوجوی نشاط
هر كه كلیپهای دست به دست شده درفضای مجازی را دیده و آن همه شور و هیجان دانشآموزان را لمس كرده باشد فارغ از این كه این آهنگ كه همه را به وجد آورده یك نسخه بیمایه و دور از شأن موسیقی ایرانی است، قطعا شور و نشاط بچههای درحال بالا و پایین پریدن را دیده كه چطور ذوق كرده و پر و بال در آوردهاند. این صحنه یك پیام دارد كه محتوایش یك چیز است: نیاز به شادی، تنوع و دمی از درس و كتاب رها بودن، نه رهایی به معنی بیقیدی بلكه به معنای درستش.
این در سیستم آموزشی ما همیشه یك چالش و محلی برای بحث بوده، این كه چرا مدارس نمیتوانند شادی واقعی ایجاد كنند و جایی باشند كه بدون توسل به دستاویزهای سخیف، قند در دل دانشآموزان آب كنند؟ این بار بعد ازانتشار این كلیپ جنجالی وحاشیه ساز خوب است دوباره درباره شاد نبودن مدارس حرف بزنیم، بحثی كه بهنام بهراد، روانشناس سلامت وعضو پژوهشگاه تعلیم و تربیت معتقد است در این حوزه خوب عمل نكردهایم چون اساسا مطالعهای عمقی انجام ندادهایم تا روشهای شادابسازی مدارس را استخراج كنیم و آن را با جزئیات برای دستاندركاران تعلیم و تربیت بازگو كنیم.
او به جامجم میگوید: چرا نباید از تولیدات هنری و موسیقیهای خوب برای شاد كردن بچهها استفاده كرد، چرا نباید رابطه میان معلم و شاگردی محبتآمیز و اعتمادساز باشد، چرا بچهها باید فقط مجبور باشند درس بخوانند و چرا مدارسی داریم كه آنقدر در حفظیات و فرمولها ذوب شدهاند كه رسما اعلام میكنند زنگ ورزش نداریم.
او میگوید اگر همه این كارها را كرده بودیم و فضای مدارس شاد و مفرح بود دیگر نیازی نبود تا شادی دست پایین و مغایر ارزشها ایجاد كنیم و بعد به چه كنم چه كنم گرفتار شویم. بهراد در یك كلام میگوید كلیپ جنجالی این روزها نشان میدهد در مدارس كشور خلأیی وجود دارد و آن چیزی نیست به جز نبود نشاط. پشت بند حرفهای او فرهاد كریمی، رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش نیز درگفتوگویش با ما اضافه كرد دانشآموزان نیازمند فعالیتهای جسمانی و بازیهای گروهی هستند و این فعالیتها كه باشد برای تحصیل نیز انگیزه پیدا میكنند و به سمت مدرسه و كتاب جلب میشوند. او به تجربه كشورهای پیشرفته جهان اشاره میكند كه بخش زیادی از ساعات مدرسه را به بازی وفعالیتهای بانشاط اختصاص میدهند، درست برعكس ما كه دانشآموز را با انبوهی از تكالیف و آموختنیها محاصره میكنیم و فرصت شادی به او نمیدهیم. جالب است بدانید علیرضا كاظمی، معاون پرورشی و فرهنگی آموزش وپرورش همین اواخر گفته است ما برای مدارس، نشاط و شادابی را معنا كرده ایم و فعالیتهای گروهی و اردوهای ورزشی و معنوی را ترتیب داده و حتی سرودهایی ساخته ایم كه هم زیبا، هم هویت بخش و هم شادی آورند. ولی این بار ما دوست داریم از او بپرسیم مگر سهم هر دانشآموز در طول یك سال تحصیلی چند اردوست و كیفیت همان معدود اردوها چه قدر است كه هویت بچهها را دستكاری كند و روحشان را جلا دهد؟ امروز روز توجیه كردن و دلیل آوردن و تلاش برای تبرئه نیست بلكه روز پذیرش حقایق و بازتعریف سیاستهاست و اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است وگرنه اتفاق رخ داده در كلیپهای خبرساز این روزها را میشود بهسادگی به توطئه دشمن ربط داد و بعد نیز نفسی راحت كشید.