مرگ قربانی 6ماهه قتلعام خانوادگی
با گذشت یک هفته از قتل سه نفر از اعضای یک خانواده در روستای قمقلعه شهرستان مهاباد در استان آذربایجانغربی و در حالی که فرزند کوچک آنها نیز بهدلیل شدت جراحات وارده در بیمارستان بستری بود، دیروز خبر رسید که «میران» نوزاد ششماهه این خانواده نیز جانش را از دست داده تا آمار مقتولان این قتلعام خانوادگی هولناک به چهار نفر برسد.
با اینکه چند روز از قتلعام خانوادگی خانواده بهمن ماندگار لنگرودی میگذرد، اما بهجز دستگیری دو مظنون، هنوز عاملان اصلی دستگیر نشده و علت این قتل همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. روز جنایت، سه نفر که گفته میشود سروصورتشان را با پارچه پوشانده بودند تا شناسایی نشوند، به خانه بهمن رفتند و بیمحابا تمام اعضای خانواده شامل بهمن، همسر و مادرش و فرزند ششماههاش را به گلوله بستند و پس از سرقت تمام مدارک شناسایی از محل جنایت گریختند. افراد بزرگسال خانواده همگی در دم به قتل رسیدند، اما میران ششماهه برای انجام عمل جراحی به بیمارستان منتقل شد. پریسا محمدی عمه میران به جامجم گفته بود که قرار است میران جراحی شود اما چند روز بعد خبر فوت میران را به ما داد.
او به جامجم گفت: قرار بود میران جراحی شود اما پزشکان گفتند شرایط جسمی او به گونهای نیست که قادر به تحمل جراحی باشد و وضعیت او وخیم است. سپس برادرزادهام را به بیمارستان امام خمینی در ارومیه منتقل کردند اما متاسفانه عمر او به دنیا باقی نبود و صبح روز پنجشنبه خبر مرگ او را اعلام کردند. روزهای بسیار تلخی را میگذرانم. امیدوار بودم میران از مرگ نجات پیدا کند اما او هم فوت کرد. فقط میخواهم کسانی که بیرحمانه مرتکب این جنایت شدند، بدانند که با این قتل و خونریزی چه به روزگار خانواده ما آوردند. تحمل دیدن خانه برادرم را ندارم و آزارم میدهد. بچه ششماهه چه گناهی داشت که او را هم کشتند. قاتلان برادرم هنوز دستگیر نشدهاند و پلیس همچنان در حال تحقیق روی این پرونده است.
2 سال زندگی مخفیانه قاتل افغان
پسر 23 ساله تبعه افغانستان که به اتهام قتل هموطنش بازداشت شده بود اعتراف کرد دو سال در قندهار، اسلامآباد و قشم زندگی مخفیانه داشته است.
به گزارش خبرنگار جامجم، مرد جوان تبعه افغانستان که سرایدار برجی در محله دربند تهران بود شامگاه بیست و هفتم مرداد سال 1401 در اتاق سرایدار با ضربههای چاقو کشته شد. در ادامه متهم به قتل به نام انور که هموطنش بود، در قشم بازداشت شد و به قتل به دلیل دعوا و فحاشی اعتراف کرد.متهم به قتل به اتهام مباشرت در قتل عمدی در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات پلیسی از او ادامه دارد.در حاشیه جلسه بازپرسی فرصتی به خبرنگار ما دست داد تا با فرشاد 23 ساله گفتوگو کند که در ادامه میخوانید.
چه زمانی به ایران آمدی؟
در سالهای گذشته پنج بار برای کار آمدم که ششمین بار مرتکب قتل شدم.
از آشناییات با مقتول بگو؟
با اقوام مقتول آشنا بودم و آنها در افغانستان همسایه پدریام بودند. چند ماه قبل از قتل با این خانواده بر سر مسائل مختلفی از جمله کشاورزی اختلاف داشتم. آنها مرا کتک زده بودند که از آنها شکایت کردم و بازداشت و زندانی شدند. آنقدر خانوادهها آمدند و رفتند که مجبور شدم رضایت دهم تا آزاد شوند. شکایتم به گوش -فرهاد-مقتول رسیده و از کارم ناراحت بود. او به من فحاشی کرد. سراغش رفتم. هر چه به فرهاد گفتم با تو اختلاف ندارم چرا به من توهین و فحاشی میکنی میگفت تو با اقوامم درگیر و باعث شدی آنها بازداشت شوند و باید از تو انتقام بگیرم. دوباره نسبت به من و خانوادهام فحاشی کرد و ناسزا گفت. عصبانی شدم و با چاقویی که داشتم فرهاد را زخمی کرده و فرار کردم.
بعد از قتل کجا رفتی؟
10 دقیقه بعد به یکی از دوستانم زنگ زدم و خواستم فرهاد را به بیمارستان برساند. چهار روز بعد با تماس یکی از دوستانم فهمیدم فرهاد مرده است. میدانستم خانواده و اقوام او دنبالم میآیند. به قندهار رفتم. مخفیانه کار و زندگی میکردم. مخفیگاهم لو رفت و به عنوان نگهبان در برجی در اسلامآباد پاکستان که افراد مهم و پولدار ساکن بودند مشغول کار شدم و چند ماه بعد به قشم آمدم که در اینجا دستگیر شدم.
چرا چاقو حمل میکردی؟
برادری داشتم که 10 سال از من کوچکتر بود، در 15 سالگی با پسر یکی از همسایهها دعوا کرد و با ضربه سنگ به قتل رسید. از ترس برای دفاع از خودم چاقو خریدم و همراه داشتم.