اولین صحبت باران با پدرش پس از آزادی حالم خوب است نگرانم نباشید
پدر باران هنوز باورش نمیشود كه دختر هشت سالهاش زنده و سالم است و به زودی میتواند او را ملاقات كند.
وی میگوید: نجات دخترم از دست آدمرباها بهترین خبری بود كه روز سهشنبه از طریق پلیس شنیدم. در این 24 روزی كه او در خانه و نزد من، مادرش و دو فرزند دیگرم نبود، شرایط خیلی بدی را گذراندیم و شب و روزهای سختی را در نبودش سپری كردیم. اما در این مدت همچنان امید به نجات او از سوی پلیس داشتیم.
وی افزود: باران كوچكترین فرزندم است و صبح وقتی خبر آزادی او را شنیدم، با پلیس تماس گرفتم و خواستم اجازه دهند تا به سیستان و بلوچستان بروم ودخترم را در آغوش بگیرم كه ماموران از من خواستند منتظر بمانم، چرا كه تا دو روز آینده او را به شهراراك منتقل میكنند و میتوانم همراه خانوادهام او را ملاقات كنیم. ساعاتی بعد از آزادی باران با او تلفنی حرف زدم، میگفت حالش خوب است.
من با شنیدن صدایش گریه كردم. صدایم میلرزید و قدرت حرف زدن نداشتم و باورم نمیشد كه او زنده است و صدایش را میشنوم .باران میگفت بابا نگران نباش، حالم خوب است و دلم برای تو و بقیه اعضای خانواده تنگ شده است.