حجاب، میوه عفاف است
باوجود غرابت معنایی حجاب و عفاف و نقش اثرگذار هرکدام از آنها در جامعه، این دو در یک چیز تفاوت دارند. تفاوتی که بین بازداری از حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است، یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر، ولی منع و بازداری در عفت مربوط به باطن و درون است.
درواقع، عفت یک حالت درونی و غیرقابل رویت است اما با توجه به تأثیر متقابل ظاهر و باطن بر یکدیگر به عنوان یکی از ویژگیهای عمومی انسان، هرچه حجاب و پوشش ظاهری بهتر باشد به همان نسبت سبب تقویت و پرورش روحیه باطنی فرد میشود و برعکس.حجاب و عفاف بهرغم تفاوت در نمود ظاهری و باطنی، تأثیر و ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند. بهطوری که بسیاری معتقدند، پوشش ظاهری یکی از علامتها و نشانههای عفاف است و بعضی دیگر نیز رابطه عفاف و حجاب را از نوع رابطه ریشه و میوه میدانند. با این تعبیر؛ حجاب میوه عفاف و عفاف ریشه حجاب است. البته این موضوع جامعیت ندارد، چراکه برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند؛ بنابراین وجود یکی از این دو مفهوم لزوما به معنای وجود دیگری نیست. هرچند بسیاری از افراد بدون توجه به مفهوم حجاب ادعای عفاف میکنند و با تعابیری نظیر: «من قلب پاکی دارم و خدا با قلب انسان کار دارد»، سعی در توجیه خود و دیگران دارند اما چنین انسانهایی باید در قاموس اندیشه خود این نکته اساسی را نیز جای دهند که درون پاک، بیرونی پاک پرورش میدهد و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن میوه ناپاکی همچون «بیحجابی» نخواهد شد.