نگاه کردن از پشت در
مجموعه داستان «یاد نئون بخیر»، با نگاهی خلاق و بدیع، بریدههای غمانگیزی از زندگی و تکافتادگی انسان مدرن در جامعه پیرامونش را روایت میکند.
نویسنده در این داستانها جهانی تراژیک و در عینحال درخشان را خلق کرده که آکنده از غم و ترس، تنهایی، کابوس و بدبینی است. والاس به مدد نبوغ و استعداد شگفتانگیز خود، با طنزی بیرحمانه، چیرگی ذهن بر افعال انسان را نشان میدهد و ما را در این مجموعه با شخصیتهایی آشنا میکند که در دنیای پوچ اطراف خود نتوانستهاند ایدهآلهایشان را تحقق ببخشند، در نتیجه میل به نابودی در آنها زیاد است. انسانهایی که اسیر معادلات پوچ و بیروح جامعه و مناسبتهای ساختگی و گاها مضحک انسانی شدهاند و از متحولکردن زندگی روزمره خود عاجزند. عشق، ثروت، هوش، آگاهی، قدرت و در نهایت هیچ معجزهای زندگی روزمره را برای آنها قابل تحمل نکرده، جوری که محکومند تا پایان رنج بکشند. داستانهای این مجموعه مشابه شیوهای که بورخس در آثارش استفاده کرده از زبان راویانی شرح داده میشوند که آگاهی کاملی از اتفاقات درون داستان ندارند. آنها روایتی را بیان میکنند که از طریق رسانه و منبع دیگری شنیدهاند و همانطور که نویسنده در صفحه ۵۴ کتاب شرح میدهد: «انگار ما آدمها همیشه فقط از همین سوراخ کلید است که دنیای یکدیگر را میبینیم» بیننده وقایع از شکاف کلید بودهاند.
نویسنده: فاستر والاس
مترجم: پرستو گرانمایه
نشر: ثالث
سال انتشار: 1402