گزارش تپش از قتلهای رخ داده از سوی نامادریها
روایت تلخ یک جنایت نامادرانه
درمقابل نامادریهاییکه عاشقانه از فرزند همسر خود نگهداری میکنند، نامادریهایی هم هستند که در نقش ملکه عذاب فرزند همسر خود ظاهر شده و تا سرحد مرگ او را مورد آزار و اذیت قرار میدهند. ضرب و شتم شدید آوا قهرمانی، دختر چهارساله ارومیهای تا این لحظه، آخرین کودکآزاری جنجالی بود که توسط نامادری اتفاق افتاد و باعث مرگ این کودک شد.
پیش از آوا، کودکان دیگری بودند که قربانی رفتار نامادری خود شدند.ویهان، پسربچه هفتسالهای که شهریور سال گذشته قربانی آزار نامادری شد. این نامادری در اعترافات خود گفت شوهرش به خاطر ارتکاب برخی جرایم در زندان مرکزی مشهد بود و او از ویهان مراقبت میکرد. بهگفته او، ویهان نمیتوانست ادرارش را کنترلکند و همین موضوع باعث عصبانیت او میشد. آخرین بار به دلیل کثیفکردن شلوار دست و پای ویهان را با فندکگازی سوزاند و بعد کتکش زد که باعث مرگ پسربچه شد.ژیار پنجساله هم اهل جوانرود کرمانشاه بود که در سال 99 به دست نامادری به قتل رسید. براساس اعترافات نامادری، او احساس میکرد با وجود ژیار نمیتوانست محبت کامل پدر او را داشته باشد. کینه نامادری نسبت به ژیار چنان فوران کرده بود که یک روز ژیار را به باغ برد و با چاقو مچ دستانش را زخمی و به حال خود رها کرد. ساعتی بعد وقتی به باغ برگشت، با جنازه ژیار مواجه شد و برای صحنهسازی، جسد ژیار را از بلندی پرت کرد اما در نهایت توسط پلیس دستگیر شد. تیر ماه 99 هم خبر قتل عسل، دختر 10 ساله مشهدی رسانهای شد. نامادری او یکبار ازدواج ناموفق داشت و از ازدواجش صاحب یک دختر شده بود. بهگفته نامادری، چون عسل به حرفش گوش نمیداد، او عصبانی میشد: «آخرین بار به اوگفتم برو داخل اتاق تا لباسهایم را عوضکنم، ولی نرفت. چارچوب در اتاق را گرفتم و باکف پا محکم به شکمش کوبیدم که پرت شد. عسل دوباره بلند شد و باز لگد دیگری زدم. وقتی به اتاق دیگری فرار کرد، دنبالش رفتم و پس از چند مشت و لگد، کمرش را با زانویم شکستم. وقتی او را تنبیه میکردم، خیلی بیصدا گریه میکرد و فقط اشکهایش بیرون میآمد.» عسل به دلیل خونریزی داخلی و شکستگی مهرههای کمر ناشی از ضرب و شتم آرام از دنیا رفت.فاطمه سه ساله هم سال 88 توسط نامادری خود به قتل رسید. نامادری در اعترافاتش گفته بود وقتی دیدم شوهرم با فاطمه مهربان است، کینه او را به دلگرفتم. این کینه تدریجی باعث شد، دخترک را کتک بزنم تا بمیرد. دختر شوهرم را بارها کتک میزدم و بدنش را با سیخ داغ میسوزاندم تا آتشکینههایم خاموش شود.
دکتر فریبرز باقری،عضوهیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه علوم وتحقیقات معتقداست: عوامل متعددی در بروز کودکآزاری دخالت دارد. یکی از دلایل قساوت قلب نسبت به کودکان، میتواند این باشد که خود فرد درکودکی، شاهد این آزار و اذیتها بوده و وقتی با کودکی روبهرو میشود، براساس تجربههای منفی و خاطرات آزاردهنده خود، شروع به آزار و اذیت کودکی میکند که سرپرستیاش به او سپرده شده است. یکی از پیامدهای دوران کودکی ناخوشایند، این است که اگر طرف خانم باشد، علاقهای به داشتن فرزند ندارد، یا آنقدر در این دوران مورد آزار واذیت قرارگرفته که کودک را لایق محبت و عشق نمیداند، چون خودش هم محبتی دریافت نکرده است.عامل دیگر میتواند انحصارطلبی احساسی برخی خانمها باشد که میخواهند رابطه عاطفی همسرشان مختص به آنها باشد. در چنین شرایطی خانم مایل است هر چیزیکه حائل میان او و مرد مورد علاقهاش است را از میان بردارد. چرا؟! چون روی خواستهها و نیازهای خود بسیار متمرکز است، یعنی درجه حس خودخواهی دراین زن چنان بالاست که میخواهد از شدت حسادت یا نفرت، آن مانع را از بین ببرد. درواقع، خانم حس میکند خودش به تنهایی ارزشی ندارد و کودک را مانع بین خود و همسرش میداند. عامل سوم، اصول تربیتی و انتظارات بسیار بالای فرد است. وقتی میبیند کودک تحت سرپرستی او طبق انتظارات و اصول او رفتار نمیکند، چنان احساس سرخوردگی میکند که کودک را شایسته بدترین تنبیهها میداند. ما داشتیم پدری را که از نوزاد سه ماههاش انتظار داشت روی پاهایش بایستد و وقتی میدید نوزادش قادر به انجام این کار نیست، پشت سر هم سیلی میزد. نوزاد هیچ درکی از خواسته پدر نداشت اما پدر به دلیل انتظارات بالا و درست دانستن آن، دست به چنین اقداماتی میزد. البته ترکیب این رفتارها را هم داریم. یعنی فردی که هم خودخواه است و هم اصول خود را بسیار ارزشمند میداند و در همین مسیر نسبت به یککودک مرتکب جنایت میشود. این درحالی استکه یک انسان سالم حتی اگر به درجه کمی از انسانیت رسیده باشد، نسبت به افراد ضعیفتر ازخود احساس همدلی میکند.درمورد اخیر ضرب و شتم کودک توسط نامادری که بهشدت باعث ناراحتی من شد، تنها نمیتوان به آن زن ایراد گرفت. پدر این دختر دوبارازدواج کرده است، یک انتخاب به خیانت و انتخاب دوم هم به قساوت و بیرحمی ختم شد. درمورد پدر نیز باید بررسیهایی صورتگیرد. واقعا تاسفبار استکه درجامعه فردی برای رانندگی حتما باید گواهینامه داشته باشد اما باور نداریم که برخی پدران و مادران به دلیل جهل، ناآگاهی و بیسوادی میتوانند کودکی را به ورطه سقوط و مرگ هدایت کنند. البته در بین نامادریها، من دو دختر را میشناسم که مادرشان آنها را در دوران کودکی رها کرد و به آمریکا رفت، بعد در بزرگسالی او را دیگر تحویل نگرفتند اما عاشق نامادری خود بودند و در مراسم سوگواری او بهشدت بیقراری میکردند. در ادیان توحیدی، قانون عدالت وجود دارد که اگر رعایت شود، کمتر ممکن است آسیبی ایجاد شود. فردی که فرزند دارد در ازدواج دوم خود، نباید به مرد به عنوان امنیت مالی وزن به عنوان مراقب و پرستار بچهها، نگاه کند. رفتار درست این است که زن یا مرد، همسردوم خود را به خاطر خودش دوست داشته باشد وبه او محبت کند تا آن عدالتی که صحبتکردیم، محقق شود. درحالیکه با انجام رفتارهاری اشتباه، میتوان حس حسادت ونادیدهگرفته شدن را درهمسرایجادو آنها را به سمتی هدایت کرد که رفتارهای بیمارگونه نشان دهند.علاوهبر این، افراد دارای فرزند، پیش از ازدواج باید در مورد پیشینه کسی که قرار است با او ازدواج کنند، تحقیق کرده ودرعین حال به مشاوره قبل از ازدواج مراجعه کنند تا آسیبها شناسایی شود.
لیلا حسینزاده - تپش