از استاد چگینی بیشتر بدانیم
محکوم به اعدام!
شهید قدرتا... چگینی، پس از اخذ دیپلم، همزمان در دو رشته ادبیات و حقوق قضایی دانشگاه تهران پذیرفته شد و با اینکه قبولى در این رشته در آن زمان آرزوى هر جوانی بود، اما او چون قضاوت در چارچوب قانون طاغوت را خلاف شرع مقدس اسلام میدانست و با وجود انتقادات و ایرادات اطرافیان، به خاطر رضاى خدا آن رشته را نپذیرفت و رشته ادبیات عرب را برگزید.
در دوران دانشگاه مجمع علمى و اسلامى جوانان را بنیاد نهاد و جلسههای مذهبی و سیاسی برای جوانان و دانشجویان در قزوین برگزار میکرد که ساواک اقدام به تعطیلی آنها کرد ولی شهید چگینی از فعالیت دست نکشید، جلسههای مخفیانه را تشکیل داد و حتی دوره افسری ونظام وظیفه نتوانست شهیدچگینی راازادامه برگزاری جلسهها بازدارد.سپس بارتبه اول از دانشگاه فارغالتحصیل شد و دوران خدمت سربازیاش را به مدت دو سال در لشکر ۱۶زرهى قزوین گذراند و پس از پایان دوره افسرى براى استخدام در آموزشوپرورش اقدام کرد.
تبعید به الیگودرز
رژیم با اطلاع از فعالیتهای شهید چگینی وی را به شهرستان الیگودرز منتقل کرد. این انتقال در حقیقت نوعی تبعید بود، اما طولی نکشید که جوانان و مردم حقطلب الیگودرز گرد شمع وجودش حلقه زدند وازمحضرش کسب فیض کردند. اوبا عمل، رفتار و کردار نیکو و اسلامی خود، قرآن و احکام اسلام را درسطح شهر پیاده کرد تاجایى که دیگر بودنش در میان مردم الیگودرز براى ساواک قابل تحمل نبود.ساواک خانه وی را محاصره و او رادستگیر کرد و درساواک تهران، زیر شکنجههاى مختلف قرار داد و بالاخره بعد از ۵۰ و چند روز اسارت و شکنجه آزاد شد.استاد چگینی سال ۱۳۵۵و بعد ازچهارسال اقامت در الیگودرز، عاقبت به اصرار دوستان متقاضی انتقال به قزوین شد و برای جلوگیری از ادامه فعالیتهای او در الیگودرز خیلی زود با تقاضای او موافقت شد. وی به قزوین منتقل شد و فعالیتهایش را در قزوین شروع کرد.
محکوم به اعدام!
وی با آغازانقلاب اسلامی ازقم به اتفاق یاران و همفکرانش تظاهرات را در قزوین شکل داد و اعتصابات معلمان و دانشآموزان را رهبرى کرد تا اینکه ازطرف فرمانده حکومت نظامى قزوین دستگیر شد ولى مردم با اجتماع خویش در صحن مبارک امامزاده حسین(ع) خواهان آزادى وى شدند وکسى که به اعدام محکوم شده بود، بهظاهر با وساطت رئیس آموزشوپرورش وقت آزاد شد اما او همچنان به فعالیتهاى خویش ادامه داد تا بالاخره۲۲بهمن فرارسید.بعد ازانقلاب ازوى درخواست شدکه شغل فرماندارى را بپذیرد که وی در جواب گفته بود،من گچ وتخته را رهانمىکنم. درادامه به وی پیشنهاد ریاست دانشسراى قزوین داده شد که او عنوان ریاست را نپذیرفت ومعاونت را قبول کرد.چگینی بعد ازانحلال دانشسرابه معاونت آموزشوپرورش قزوین درآمدومنشأ اثرات خیر وپاکسازیهاى انقلابى دراداره شد اماهرگزکلاس رارها نکرد و به تدریس و آگاهیدادن به جوانان عشق میورزید.
زینب گلمحمدی | خبرنگار