تماشای دانههای نرم برف
آیا ذهن، ما را کنترل میکند یا این که ما آن را کنترل میکنیم؟ آیا میتوان برای شناخت خود، ذهن را تحت نظر گرفت؟ اگر ذهن خود را آگاهانه زیر نظر بگیریم با چه چیزهایی روبهرو میشویم ؟ اینها سوالاتی هستند که با خواندن رمان مغز اندرو ممکن است برای مخاطب ایجاد شود و در انتهای رمان میتوان به جوابهایی مناسب خود رسید.
اندرو یک متخصص علومشناختی (دانش شناخت ذهن) است که علاقه بسیاری به عملکرد ذهن، مخصوصا ذهن خودش دارد. رمان در واقع گفتوگویی میان او و یک روانکاو است و فجایعی را شرح میدهد که در زندگی اندرو رخ داده و از آن به عنوان «مصیبتی ناخواسته» یاد میکند. داستان از جایی شروع میشود که اندرو قصد دارد بچهاش از همسر دومش را که به تازگی فوت کرده، به همسر اولش بسپارد؛ چون خودش نمیتواند از او نگهداریکند. این رمان فراتر از شرح اتفاقات و رمانهای معمولی است و بیشتر صدای تکگوییهای درونی اندرو درباره زندگی خودش و بیان دیدگاههای او درباره همه آن اتفاقهاست. روند داستان طوری پیش میرود که قضاوت مخاطب در برداشت از اتفاقاتی که داخل رمان رخ میدهد، بسیار مهم است و دکتروف با این کار تا حدی مخاطب را دعوت به زیر نظر گرفتن نحوه عملکرد ذهن خود میکند. دکتروف با نوشتن این رمان علاوه بر خودش، مخاطب را نیز به چالش میکشد.
نویسنده: ال دکتروف
مترجم: محمدرضا تتاری
نشر: بیدگل
سال انتشار: 1402