از قاچاق تا قتل
جرم اصلیام قاچاق موادمخدر است اما زندگیام به خاطر قتلی که سال ۱۳۹۹ مرتکب شدم، در مسیر پایان قرار گرفت.
همانطور که گفتم، من سالها قبل کارم قاچاق موادمخدر بود البته در داخل کشور این کار را انجام نمیدادم و مقصدم خارج از کشور بود. محمولههای موادمخدر را از سرشبکهها میگرفتم و به کشورهای شرق آسیا ترانزیت میکردم. درآمد خوبی داشتم اما ماجرا لو رفت و ماموران سراغم آمدند و دستگیرم کردند. بعد از محاکمه به حبس ابد محکوم شدم اما دوبار عفو خوردم و سرانجام بعد از هشت سال آزاد شدم. بعد قرار بود دیگر سمت هیچ جرمی نروم اما مرتکب قتل شدم. من بچه دروازهغار هستم و مقتول هم بچه خیابان پیروزی بود و ما اصلا همدیگر را نمیشناختیم تا اینکه او را در پاتوق قماربازان در یکی از خیابانهای جنوبی تهران دیدم. فرهاد فکر میکرد گندهلات محلشان است و همیشه هم تعدادی نوچه همراه خودش داشت. شب حادثه من که مست کرده بودم به پاتوق قماربازان رفتم تا قمار کنم. وقتی وارد آنجا شدم، مقتول و سه نفر از دوستانش هم آنجا بودند. آنها به من چپ چپ نگاه کردند و بعد با هم درگیر شدیم. درگیری ما به بیرون کشیده شد وآن چهار نفر به طرف من حمله کردند ومن هم با چاقو چند ضربه به فرهاد زدم وبعد به خانهمان رفتم تا اینکه مأموران مرا بازداشت کردند.بعد از دستگیری تازه متوجه شدم فرهاد با ضربههای چاقوی من کشته شده است.
بعد از بازسازی صحنه قتل، پروندهام به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه دادگاه اولیایدم درخواست قصاص کردند و به همین دلیل به قصاص محکوم شدم. حکم تایید شد و سه سال بعد پای چوبه دار رفتم. سحرگاه اجرای حکم همه تلاشم را برای نجات از قصاص انجام دادم اما اولیایدم راضی نشدند و با اجرای حکم پرونده زندگیام بسته شد .