printlogo


نقدی بر نمایش نگین اسرارآمیز
یک اثر فاخر
در ظاهر امر نمایش نگین اسرارآمیز یک نمایش به نسبت فاخری است برای کودکان، به‌ویژه بچه‌های ۱۰ تا ۱۲ سال. این نمایش فاخر است چون برخوردار از متن به نسبت مفهومی برای کودکان است و در اجرای آن سعی شده از انواع تکنیک‌ها و شکل‌های نمایش عروسکی بهره‌مند شوند.

به این موضوع باید موسیقی و طراحی صحنه را هم افزود که با صرف هزینه بر آن شده که هیچ کم و کاستی برای بچه‌ها نگذارد و همه چیز با رنگ و لعاب لازم تبدیل به یک نمایش ارزشمند برای مخاطبانش شود.داستان نیز برخوردار از آداب و سنن قدیمی است که همین، خود یک افق دید نسبت به مسأله مطروحه به دنبال دارد و از آن سو نیز با آن‌که اقتباسی از یک اثر غربی است اما تبدیل به فضا و شرایط تاریخی ایران شده و ما با برخورد ننه‌سرما و بهار مواجه می‌شویم و این مواجهه فرهنگی خود یک دلیل مبرهن است که نمایش در ارائه نسبت‌های فرهنگی و فاخر شدن از نگاه دقیق و ظریفی برخوردار است.بخش عمده‌ای از این برخورداری از ساحت فرهنگی و فاخر بودن به نکات فنی و تکنیک‌های بهره برده شده در کلیت نمایش انگشتر اسرارآمیز برمی‌گردد. نمایشی تلفیقی که در آن اثر صحنه‌ای، عروسکی و موزیکال درهم ادغام شده‌اند و ما با مجموعه‌ای از فنون غیرهمسان اما همتراز و موازی برای بهبود یک وضعیت دیدنی‌تر همراه می‌شویم. نمایش با بازی بازیگران از یک سو جاذبه لازم را دارد اما تئاتر عروسکی از توانایی‌های شایان ذکری است که در این اجرا با سه شیوه تلفیقی تاب تیبل(روی نیزی)، بونراکو و سایه جاذبه‌های بصری بیشتری را به اجرا تزریق می‌کند واین خودیک امکان بصری برای دیده شدن کاراست،زیرا‌ بچه‌ها عاشق عروسک ودر واقع ایجاد فضاهای تخیلی و فانتزی هستند. از سوی دیگر نیز در جای جای کار موسیقی و ترانه حضور پر‌رنگی دارد‌؛ مثل هر تئاتر کودکانه‌ای فضای شاد و پر‌تحرکی را ایجاد می‌کند و این هم یک جاذبه برای سنین پایین به شمار می‌آید. بنابراین بازیگران که بازی‌دهنده عروسک می‌شوند و گاهی نیز به آواز و تحرک موزون و هیجان اجرا می‌پردازند، نمی‌گذارند مخاطب سردرگم بماند.به هر حال به‌دلیل حجم مطالب و آموزه‌های موجود در متن می‌توان بهترین مخاطب آن را کودکان کلاس‌های چهارم تا ششم ابتدایی در نظر گرفت که اینها با ترفندهایی ویژه جذب این نوع آثار خواهند شد که صرفا تکنیک‌های نمایشی و بصری نیست‌؛ برای نمونه وجود یک راوی و قصه‌گو می‌توانست ارتباط بهتری را همسو با کل اجرا ایجاد کند و چه بسا ایجاد وجوه دراماتیک در درام نیز به این قضیه و درک مطلب کمک بسیاری می‌کرد. الان دو جریان موازی در نمایش مطرح است؛ یکی در دربار و دومی در طبیعت که اگر اپیزودها با گره‌افکنی‌ها و نقاط عطف و اوج و گره‌گشایی بارزتری همراه می‌شدند، جاذبه‌های نمایشی اثر می‌توانست بالاتر ازحد حاضر باشد و یک گام فراتر از یک اثر ارزشمند، ما‌ با یک درام ماندگاربه لحاظ جذب این مفاهیم مطروحه، همراه می‌شدیم.به هر روی، میثم یوسفی می‌خواهد در وادی تئاتر کودک متخصصانه عمل کند و ابزار تکنیکی کارش را به‌راحتی می‌شناسد و شاید در انتخاب‌ و پردازش متن باید‌کمی تلاش بیشتری کند و در محدوده انتظار مخاطبانش وجوه نمایشی رامدنظر قراردهد وفراتر از یک ارتباط اولیه به دنبال نسبت‌های دقیق‌تر با عمق دید بالاتر نیز باشد و مخاطب را هوشیارتر از زیبایی‌های ظاهری از سالن به بیرون راهی کند.

سحر سلطانی - گروه فرهنگ و هنر