printlogo


چند خطی درباره «کوچک جنگلی»نوشته امیر‌حسین فردی
روایتی ملموس از نهضتی عمیق
«بعد ازمحو ماخواهند فهمید که بوده‌ایم،چه می‌خواسته‌ایم و چه کرده‌ایم...ما با شرافت زیست کرده‌ایم و با شرافت خواهیم مرد. / میرزا کوچک‌خان جنگلی»

هرچند که رستم را ندیده‌ام ولی فکر می‌کنم فردوسی در آینه رستم، مردی را می‌دید در دل جنگل. مردی با کلاهی نمدی بر سر و کتی ضخیم و پشمین بر تن‌؛ کفشی از چرم گاومیش به پا و کوله‌باری سنگین بر پشت، چماقی از چوب ازگیل در مشت و تفنگی ورندل بر دوش، داسی آویخته به کمر و چند قطار فشنگ در حمایل. مردی که جنگل‌های سرسبز گیلان، یادگاری کوچکی از چشمان سبز اوست. 
«کوچک جنگلی» تلاشی صادقانه است برای روایتی ملموس از نهضتی عمیق. امیرحسین فردی می‌کوشد در دل پیچ و تاب تاریخ، تصویری ساده ولی متقن را نشان دهد. فرم ساده و بی‌طمطراق کتاب، این تصویر را دست‌یافتنی و صمیمی‌‌تر می‌کند‌. البته این سادگی به معنای سطحی بودن نیست؛ فضاسازی‌ها تصویر روشنی از حال و هوای جنگل را نشان می‌دهند. شخصیت‌ها هم کلماتی روی کاغذ نیست وحیاتی در دل جنگل دارد. شخصیت‌هایی مانند گائوک، احسان‌ا... خان و ارژنیکیدزه از دل تاریخ می‌آیند و جان می‌گیرند.داستانی بودن کتاب باعث نمی‌شود که نویسنده از روح حقیقت چشم‌پوشی کند. با وجود این‌که ابعادی از شخصیت میرزا کوچک‌خان جایی در داستان پیدا نمی‌کند اما آنچه‌ آمده، وفادار به واقعیت است.کوچک جنگلی، برش‌هایی گذرا بر زندگی میرزاست که در پیرنگی منسجم چیده شده است. ابهامی هم اگر باقی می‌ماند به داستانی بودن کتاب ضربه‌ای نمی‌زند و مخاطب را به کاویدن تاریخ تشویق می‌کند. امیرحسین فردی به جای آن‌که مخاطب را سیراب کند، بر تشنگی‌اش می‌افزاید. البته مخاطبی که توهم سراب، سیرابش نکرده باشد‌؛ آنگاه می‌تواند صدای میرزا را بشنود: «من راحتی و آسایش بشر و حفظ حقوق آدمیت را طالبم.» و چشم بر نوشته بیگانگان ببندد و جملات میرزا را ببیند: «مقصود من و یارانم حفظ استقلال مملکت و اصلاح و تقویت مرکز است و تجزیه گیلان و ضعف کشور را خیانت صریح دانسته و می‌دانم.» تلاش امیر‌حسین فردی در این روزگار غنیمت است‌؛ در روزگاری که مل گیبسونی نیست تا شجاع‌دلان جنگل را به پرده سینما بیاورد. در عصری که شاهنامه‌سرایی برای آن سلحشوران پیدا نمی‌شود. در این کویر بی‌عاطفه، سوگنامه امیر‌حسین فردی کافی است برای آن که هوای گریستن دارد‌؛ گریستنی همچون ابر‌های دل‌نازک گیلان‌. 

سیدعلی‌اصغر عبدا...‌زاده - مرورنویس