2 فیلم ضداستعماری برای آخر هفته
فیلم سینمایی «موج پنجم» به کارگردانی جی. بلکسون، پنجشنبه 17 خرداد از شبکه تهران پخش میشود.
در این فیلم با بازی کلوئه گریسمورتز، متیو زاک و گابریلا لوپز خواهیم دید: کسی دختر نوجوان دبیرستانی است با آرزوهایی دور و دراز برای آیندهاش اما بهزودی همه آرزوها را بر باد رفته مییابد؛ وقتی بیگانگان فضایی به زمین حمله میکنند و قصد از بین بردن همه آدمها و تصاحب زمین را دارند.
فیلم دیگر «سقوط رین» به کارگردانی مکس مانیکس است که جمعه 18 خرداد از شبکه تهران پخش میشود. در این فیلم با بازی کیپی شینا و گری اولدمن خواهیم دید: در پی خارج شدن اطلاعات مخفی از بانک اطلاعات دولتی توسط یکی از مقامات ژاپن از سوی سفارت آمریکا در ژاپن، پلیس به مردی به نام جان رین که مامور سابق پلیس و نامزد دختر این مقام ژاپنی است، مشکوک میشود. آنها درصدد از بین بردن برخی افراد مرتبط با این اطلاعات ازجمله مقام ژاپنی و خانوادهاش هستند اما جان میتواند بعد از قتل خواهر نامزدش، نامزد خود را نجات دهد.
انتظار شیرین با «مادرانه»
با توجه به اهمیت رابطه مادر و کودک و تولد فرزند و مهارتهایی که مادر باید از دوران قبل از بارداری و بعد از تولد نوزاد بهکارگیرد، برنامه «مادرانه» روی آنتن رادیو میرود.همانطور که بیان شد مادران نقش مهمی در سلامت روان کودکان دارند، زیرا نیازهای اولیه آنها را تامین کرده و با فرزند خردسال خود پیوندی مطمئن ایجاد میکنند. ازاینرو، شبکه رادیویی سلامت برنامه مادرانه را در جدول پخش خود قرار داده است. مادرانه برنامهای از گروه بهداشت و تندرستی رادیوسلامت، یک مجله مادر و کودک است که بهصورت دایرهالمعارفی میکوشد تا ریز به ریز نکات لازم را در دوران حساس بارداری در اختیار مخاطبان قرار دهد. برنامهسازان در این برنامه رادیویی پابهپای بانوان جوان همراه و همقدم هستند تا در کنار تجربه شیرین دوران بارداری، درباره مادریکردن نیز صحبت کنند. برنامه مادرانه به تهیهکنندگی فاطمه بیتقصیر فدافن، گویندگی رویا کاظمی و هماهنگی الهام بوجارنژاد، چهارشنبهها از ساعت ۸ و ۵ دقیقه به مدت ۴۵ دقیقه، از موج FM ردیف ۱۰۲ مگاهرتز تقدیم شنوندگان صدای دانش، نشاط و آرامش میشود. مادران به ویژه آنان که باردار هستند یا کودکان نوپا دارند از شنیدن این برنامه بهره کافی خواهند برد.
نگی و قورباغه
مریم فلاح: قصهای قدیمی از زندگی فقیرانه دخترکی به نام نگی و قورباغهای مهربان که در پی اتفاقاتی جانش را برای دخترک فدا کرد. همهچیز از روزی آغاز شد که با آمدن فصل سرما، پدر نگی سخت بیمار شد. همسایهها خبر آوردند در دهکده مجاور دکتر حاذقی طبابت میکند. دختر که برای مداوای پدر پولی نداشت، تصمیم گرفت سخت کار کند. خیلی زود بهعنوان خدمتکار و پیغامرسان دهکده مشغول شد. یک روز پدر بیمار که در خانه تنها مانده بود با دیدن قورباغه دخترش، آرزو کرد که ای کاش این حیوان، یک سگ بود و میتوانست در کار پیغامرسانی به دخترش کمک کند. از طرفی نگی که تصمیم داشت برای یافتن کار بهتر راهی دهکدهای دیگر شود، زیر بارش برف شبانه راهی جنگل شده بود. قورباغه با شنیدن آرزوی پیرمرد تصمیم گرفت به دخترک کمک کند، پس پنهانی به دنبال او رفت. نیمههای شب نگی به کلبه متروکهای در جنگل پناه آورد، غافل از اینکه این کلبه تاریک محل زندگی ماری بزرگ شده است و...