روایت 2 شکست پیاپی
در کلیترین حالتش فکر میکنم در برخی روابط نه دلیلی برای ادامهشان داری و نه دلیلی برای ادامه ندادنشان و از آنجا که میل غریزیام به انفعال است ــ نمیدانم چرا ــ طبعا ادامه میدهم؛ نه چون لذت میبرم، بلکه چون هر تصمیم دیگری سخت است.
این حالت البته با چیزی که «عادت» مینامیمش متفاوت است. عادات عمدتا بیضررند. آدم مدام به ترک عادتش فکر نمیکند، بلکه بدون صرف قوای ذهنی صرفا انجامشان میدهد وبااین تعاریف،ماجرای من ونازنین چیزی متفاوت ازعادت بود؛شاید بتوان گفت: «تردید». کتاب «بازرس»، رمانی است با روایتی درباره پدیده مهاجرت. نیکزاد نورپناه، نویسنده این اثر داستانی که دیگر درایران زندگی نمیکند،آخرین نوشته خود با نام بازرس را بهسختیهای مهاجران اختصاص داده است. بازرس، داستان دو شکست پیاپی است. او در رمان تازهاش، پدیده «مهاجرت» را در کانون داستان قرار داده و با نگاهی جایگزین و نه الزاما و تماما منتقد به آن، پرداخته است. نیکزاد نورپناه در این رمان، مفهوم مهاجرت را به چالش کشیده است. او که خود دو بار تجربه مهاجرت دارد و در مقطعی نیز مهاجرت معکوس داشته، با نگاهی نه انتقادی، بلکه توصیفی به مواجهه وضعیت ایرانیان در بریتانیا پرداخته است. مرز بین داستان و روایت واقعیت، در بازرس پیدا نیست. خواندن این کتاب، خوشایند است و برای هرکسی که به مهاجرت فکر میکند، میتواند مفید باشد.
نویسنده: نیکزاد نورپناه
نشر: ثالث
سال انتشار: 1403
تعداد صفحه: 198