چند نکته از زندگی امام موسی کاظم(ع)را به مناسبت سالروز میلاد آن حضرت مرور کردهایم
صیانت از شبکه پنهان شیعه در روزگار اختناق
نام امام موسی کاظم(ع) محمد بن جعفر بود. ایشان به القاب کاظم و بابالحوائج نیز مشهور بودند. پدر ایشان امام صادق(ع) و مادرشان حمیده نام داشت که به حمیده بربریه و حمیده مصفاء ملقب بود. مادر امام موسی کاظم(ع) از آن جهت مصفاء نام گرفته بود که از هر بدی پاک و منزه بود.
پدری عالم، مادری دانشمند
وقتی حمیده مصفاء به همسری امام صادق(ع) درآمد، امام او را تعلیم داد و حتی او را وصی خود پس از مرگ قرار داد. او در مقام فقه در جایی قرار گرفته بود که تعلیم زنان را به عهده داشت و به توصیه امام صادق(ع) از او درباره مسائل فقهی سؤال میشد. در واقع حمیده مصفاء پیشرو زنان عارفه و زاهدی بود که بعدها در تاریخ اسلام پا به عرصه وجود نهادند. امام موسی کاظم(ع) در چنین خانوادهای نشو و نما یافت.
بردبار در برابر دشمن
پس از شهادت پدرش، امام صادق(ع)، به امامت رسید و دوران امامت او با خلفایی همچون منصور، هادی، مهدی و هارون عباسی همزمان بود. از سجایاى اخلاق امام(ع) میتوان به حلم و بردبارىاش در برابر دشمنان اشاره کرد که از خود نشان میداد و خصلت دیگر ایشان فرو خوردن خشم در مقابل معاندان بود که به همین دلیل به کنیه کاظم ملقب شده بود. امام کاظم(ع) چنان در فروخوردن خشم از دیگران پیشی گرفته بود که هرگاه به او گفته میشد شخصی قصد آزارش را دارد، ایشان برایش سکهای طلا میفرستاد. به همین دلیل کرم و سخاوت از دیگر صفات ممتاز آن حضرت به شمار میرود. از دیگر خصائل نیکوی آن حضرت، زهد و عبادت بود. همچنین ایشان به برخورداری از کرامات نیز معروف بودند و مطلع بودن از مکنونات قلبی افراد از جمله کرامات ایشان است.
رویه فرهنگی در عرصه سیاسی
خط مشى امامان شیعه در دوران عباسیان یک رویه فرهنگى بود و گاه پیش میآمد که این رویه باعث کاهش شدت برخورد عباسیان با آنها شود. به همین منظور امامان شیعه شیوه تقیه را پیش میگرفتند و هر نوع تشکل درونى را در پرده تقیه حفظ مىکردند. این تشکلها نوعى ارتباط علمى و امامتى محسوب میشدند و هیچگونه توطئه سیاسى در آنها وجود نداشت. ولی همین تشکلها نیز مورد پذیرش دولت و حاکمیت خلافت نبود و آنها را در ردیف اقدامات سیاسى گسترده به شمار میآوردند. در حقیقت از دید خلفای عباسی ارتباط امام و شیعیان و نیز تعیین وکیل وسیلهاى براى مقاصد سیاسى در جهت براندازى حکومت و جایگزینى حکومت جدید محسوب میشد. این چنین زمان امامت امام صادق(ع) دوران اختناق و فشار از سوی منصور عباسی بود. در واقع فشار سیاسى عباسیان در دوره امام باقر و امام صادق (ع) شدت گرفته بود و این دو امام با تربیت شاگردان فراوان و مستعد بنیه علمى و حدیثى شیعه را تقویت کرده و جنبشى عظیم در میان شیعیان پدید آورده بودند. این اختناق به دوره امام کاظم(ع) نیز کشیده شده بود.
تشکیلات موثر علمی
رسالت امام (ع) آن بود تا در این حرکت علمى، توازن و تعادل فکرى را میان شیعیان برقرار کند. از این رو این دوران، براى شیعیان دوران بسیار سختى محسوب میشد و مخالفتها و اعتراضهای متعددى از ناحیه شیعیان و علویان نسبت به خلفاى عباسى صورت گرفته بود. کتب تاریخی و حدیثی شیعه گواهی بر برخوردهاى متعدد خلفاى عباسى با امام موسى کاظم (ع) هستند که عمدهترین برخوردها از جانب هارونالرشید صورت گرفته است. بر طبق گفتههای ابوالفرج اصفهانی، محدث و مورخ و طبری، مفسر و مورخ، به طور کلى مىتوان گفت اعمال فشار رشید نسبت به شیعیان قابل قیاس با دورههاى قبل از او نبود و از لحاظ گستردگى و شدت، با دورههایى مانند دوران متوکل مقایسه میشد. در عین حال برخى از این روایات نشان مىدهد هارون در اوایل کار نسبت به امام چندان سختگیرى نشان نمىداد، ولى به مرور زمان و بنا به دلایلى، به تدریج حضرت را تحت فشار بیشتر قرار داد. هارون نسبت به علویان حساسیت فراوانى داشت و بسیار مراقب امام کاظم (ع) بود. امام با وجود این همه فشار و سختگیری، توانستند تشکیلات سیاسی و فرهنگی تشیع را حفظ کنند تا این تشکیلات در زمان امامان بعدی نیز بتواند به نقش روشنگر خود ادامه دهد.
گفتوگوی امام موسی کاظم(ع) با عالمان یهودی
یکی از مهمترین اقدامات حضرت، مباحثه با علمای ادیان دیگر بود که این شیوه، به شکلی گستردهتر در زمان امامت فرزندشان امام رضا(ع) پیگیری شد. در منابع تاریخی و حدیثی مناظرات و گفتوگوهایی از امام کاظم(ع) با برخی از عالمان یهودی نقل شده که در پاسخ به پرسشهای آنان صورت گرفته است. در کتاب مسند الامام الکاظم بیش از 3000 حدیث گردآوری شده که شماری از آنها را برخی از اصحاب اجماع روایت کردهاند. بر اساس روایتی که در کتاب قربالاسناد آمده عدهای از یهودیان نزد امام صادق(ع) رفتند و از ایشان درباره دانش لدنی جانشینان و اوصیای پیامبران پرسیدند. امام صادق(ع) در جواب، فرزندشان امام موسی کاظم(ع) را که آن زمان پنج سال داشت، فراخواندند و از یهودیان خواستند مسائلشان را از ایشان بپرسند. آنها درباره معجزات پیامبر اسلام (ص) از امام پرس و جو کردند و امام تعداد بیشماری از اعجازهای پیامبر(ص) را برشمردند و موجب شگفتی یهودیان شدند.
امام چگونه شهید شد؟
ارادت دیرینه ایرانیان به خاندان پیامبر(ص) همواره در تاریخ اثبات شده است. با ظهور اسلام ایران تحت کنترل و نفوذ مسلمانان و خلفای اسلامی قرار گرفت و به سرزمینهای اسلامی پیوست. در این زمان برخی اشخاص و خاندان ایرانی توانستند به دستگاه خلافت نفوذ پیدا کنند که خالد بن برمکی یکی از آنها بود. او نخستین کس از این خاندان بود که به شغل وزارت در دستگاه امویان و پس از آن عباسیان درآمد و پس از وی این مقام در میان فرزندان و نوههای او باقی ماند. ازآنجا که یحیی برمکی دربه خلافت رساندن هارون نقش مهمی ایفا کرده بود، به مدت 17سال همه کارهای اداری و نظامی دستگاه خلافت به عهده او و پسرانش بود. خاندان برمکی یکی از خاندان ایرانی بود که توانست وارد دستگاه خلافت شود ویحیی برمکی در زمان امام موسی کاظم (ع) وزارت هارون را به عهده داشت. از این رو با توجه به آنکه خاندان برمکی کاملا به دستگاه خلافت وابسته بودند،درحفظ جان امام کاظم(ع) در برابر خلیفه روش یکسانی نداشتند. برخی از آنان تحت هیچ شرایطی مایل نبودند درریختن خون آن حضرت مشارکت کنند درحالی که برخی دیگربرای رضایت خلیفه به این کار اقدام کردند.به عبارت بهترهیچ ادله متقنی مبنی برطرفداری برمکیان ازشیعیان وعلویان درتاریخ وجود ندارد.
هما شهرامبخت - گروه فرهنگ و هنر