printlogo


آشتی کودکان با متل‌های ایرانی
خاطرتان باشد نظام کهن متل‌گویی بزرگ‌ترها برای بچه‌ها و قصه‌هایی که ویژه برای آنها بازگفته می‌شد به‌قدری بسامان و حساب‌شده بود که پژوهشگران شگفت‌زده شده و می‌شوند از این همه فرهیختگی و فرزانگی نسل‌ها که با همین متل‌ها منتقل می‌شده و آموزگار بچه‌ها و آماده‌سازشان برای رویارویی با چالش‌های زیست‌گاری بوده.

افسانه‌های پریان و متل‌های مردمی به‌راستی کمک‌کار و رهنمون بچه‌های پرشور برای کنارآمدن با هراس‌هاشان و نارسایی‌هاشان مانند رقابت‌های خواهر برادری و قهرشدن و اضطراب‌های مختلف و فشارهای دوران بلوغ (گشتی) و مانند آنها بودند ضمن این که انگیزه ودانایی بایسته رابرای برگذشتن ازسدها وتسهیل رشد عاطفی،کمال‌جویی،بلندهمتی،آینده‌نگری‌و...به بچه‌ها حالی می‌کردند. حتی خشونت‌های قصه‌هاشان بجا و سنجیده بود و نیازهای روانی ویژه‌ای را برآورده می‌کرد. کارکرد قصه‌ها و داستان‌ها چنان در گستره خودآگاه تا ناخودآگاه بچه‌ها قانع‌کننده و بنیادین است که نمی‌توان برای برخی از بچه‌های امروزی حسرت نخورد که دست‌شان از چنین مجموعه بزرگی از میراث نیاکان فرهمند و مادران فرزانه این سرزمین همانند لالایی‌ها، متل‌ها و بازی‌های ایرانی با آن همه معناهای پیدا و پنهان با آن همه آموزه‌های انسان‌ساز کوتاه است. می‌دانیم که از بچه‌های امروز به هرروی دریغ شده و آنها بی‌بهره‌اند از چنین نظام دیرین و موثر آموزشی و پرورشی به‌خاطر ناگزیری‌های مدرنیته و از سوی دیگر به‌خاطر گرفتاری بزرگ‌ترها در لای چرخ‌های گران و البته نچرخ! زندگی امروزمان. واقعا با چه ترفندی می‌توان کودک را امیدوار به آینده، مهرانه و مهرورز، خوشبین و نوآور بارآورد اگر متل و داستان را از روزگارشان گرفته باشیم.افسانه‌های پریان ما هر اندازه هم خیال و واقعیت را درهم می‌آمیختند مرز باریک دریافت راستی و درستی از دروغ را حقیقت را از پندار برای دریافت بچه‌ها و کمک به رشد خردمندی‌شان باز می‌گذاشتند اما اگر امروز کودکان را مقابل آثار خارجی رسانه‌های بی‌نظارت رها کنیم، می‌بینیم که انیمیشن‌ها واقعیت‌های زندگی را (نه زندگی ایرانی را) چنان که دلخواه غرب و نظام سلطه صهیونیسم جهانی است به بچه‌ها هجی می‌کنند و به همین خاطر لازم است که در زمینه ساخت و ترویج کارتون و برنامه کودک ایرانی بیش از پیش کمر همت ببندیم. کارتون‌های غربی‌ها تحریف همه آن باورها و نیک‌نهادی‌هایی است که برای بالندگی‌شان کودکان به آنها نیاز دارند و نمی‌توانند آن را از جایی دیگر گیر بیاورند.فن فرانتس عقیده دارد بنیان عمومی و پایه روان انسان همین داستان‌های پریان است. دیگر پژوهشگر باورش این است که با داستان‌های پریان، گشایش گره‌های روانی کودک ممکن می‌شود و بچه‌ها برای بسامان شدن وساماندهی روان‌شان به این متل‌ها نیاز دارند؛ به‌ویژه بتل‌هایم که زبان متل‌ها و داستان پریان و قصه‌های جادویی را یک زبان ویژه جهانی می‌شمارد که زبان همه بشریت در همه دوران و همه فرهنگ‌هاست. گسترش دانایی و تشخیص وظیفه و شناخت هیجان‌ها از آن مواردی است که کودک با داستان‌های کودکانه کهن فرامی‌گیرد نه با توصیه و اندرز مستقیم مانند چگونگی روبه‌رو شدن با مسائل هستی که نمادپردازی همین داستان‌های پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با برانگیختن اندیشگری و تخیل به بچه در این رویارویی یاری می‌رساند. با کارتون‌های برآمده از فرهنگ غرب چطور بچه به جامعه‌پذیری از جنس ایران اسلامی نائل می‌شود؟ پس برای فرهنگ‌پذیری کودکان‌مان، برای ارضای پویایی‌اش و برای سیراب‌شدن کنجکاوی‌هایش باید در امر تنوع و کثرت تولید از یک‌سو و با آموزش سواد‌رسانه‌ای از سوی دیگر، او را به سمت تماشای آثار ایرانی (و البته با کیفیت) سوق دهیم تا این تاثیرپذیری مخرب بی‌اثر شود. 

علی مظاهری | روزنامه‌نگار