printlogo


تکرار مکررات
پشت شیشه‌ تاکسی انگشت اشاره‌ سربازی مدام روی ال‌سی‌دی بالاوپایین می‌شود واین تکراردرذهن من به هزارویک دلیل چرخ می‌خورد؛ تکراری که از روی سرگرمی نیست بلکه از عجز و ناتوانی یا شاید از تصویر روزنه امید به جهان آرزو‌ها سرچشمه می‌گیرد.

باور دارم که کوبیدن برسرهمستر مبنای سرگرمی نداردکه اگر داشت لاقل اندکی لبخندوذره‌ای دوپامین به ماهدیه می‌کرد.موج شماره‌هایی که جوین تلگرام‌شان را روی گوشی‌های‌مان می‌بینیم شاید نمادی از فریاد‌های پنهان شده زیر بار مشکلات اقتصادی ‌است، نماد جوانان لیسانس به دست و عضو اسنپ، نماد نوجوانان بدون‌ امید به آینده و در نهایت نماد آنهایی که آب از سرشان گذشته و بی‌آن‌که علت و معلول را بدانند، ضربه می‌زنند تا شاید قفلی باز شود و گشایشی برای مشکلات بی‌منتهای‌شان باشد.این‌که همه‌ جوین تلگرام‌ها و تمامی ضربه‌هایی را که بر سر آن حیوان بیچاره کوبیده می‌شود به تفریح و سرگرمی نسبت بدهیم مثل این است که باور کنیم چند میلیون از جمعیت ایران حوصله‌شان سر رفته و به‌دنبال سرگرمی هستند.درقرن تکنولوژی وباوجود بازی‌های سه‌بعدی که هوش ازسرآدمی می‌پراند و آن را به جهان مجازی پرتاب می‌کند، آیا تکرار مکررات می‌تواند سرگرمی محسوب شود؟! یعنی نباید دنبال دلیل محکم‌تری برای این فراگیری باشیم؟ نباید استنباط‌های‌مان را کمی عمیق‌تر کنیم و صدای قشر نوجوان را بشنویم که از نبود امنیت ‌اقتصادی هراسان است؟!
من معتقدم عضو شدن درهمسترصرفا یک دلیل ندارد واگر هم داشته باشد،آن تفریح نیست.نهایتا این حیوان از همه‌جا بی‌خبر با همه‌ نقدها‌ و تجمیدهایی که بر وجودش وارد شده، برای ما نشانه‌ است.امید که همه نشانه‌ها را دریابیم.

پریا محمدنیا - تهران