printlogo


نگاهی به رمان «دسته‌ دلقک‌ها» به قلم لویی فردینان سلین و ترجمه‌ مهدی سحابی
شخصیت‌هایی روبه زوال و نابودی
لویی فردینان سلین، نویسنده‌ قرن بیستمی‌ فرانسه، نوشتن را وسیله‌ خوبی برای کسب درآمد اضافی یک پزشک تنگدست می‌دانست اما کارکرد ضروری آن که از طریقش می‌توانست ذخیره‌ خشمی ‌که در او نهفته بود را تخلیه کند، نادیده نمی‌گرفت. آثار وی سرشار از رنج و ناکامی‌های انسان‌هایی است که با زبانی تند و خشن، عاطفی‌ترین صحنه‌ها را می‌آفرینند.

سلین چهره‌ پیچیده و دشواری بود اما نه به واسطه‌ کتاب‌ها و آثارش. بی‌شک نوشته‌های او شگفت‌انگیز و حیرت آورند اما دلیل دشواری او بیشتر این بود که زندگی‌اش چه به‌عنوان انسان و چه به‌عنوان نویسنده، پر از تناقض و شگفتی بود. فردینان به همان شیوه که زیست و زندگی را طی کرد، کتاب‌هایش را نوشت یعنی ارائه‌ آمیزه‌ای از واقعیت و خیال که هدفش ارضای خواسته‌های خواننده و تداوم بخشیدن به انتزاعی که خودش بسیار آن را باور داشت، بود.شخصیت‌های داستان‌های سلین به همان اندازه که برای نگرش او طبیعی است، عرفی و قراردادی‌اند. دزدها، انگل‌ها، مفسدهاودیگر آدم‌هایی که در داستان‌های او می‌لولند، همه محصولات کمدی سبک وهزل پیش پاافتاده‌اند. به‌ندرت نیازی به معرفی عمیق‌تر این آدم‌هاست، چرا‌که همگی نمونه‌های رایج اجتماعی ــ ادبی هستند. تنها کار شگفت‌انگیزی که وی می‌کند این است که با تاکید بر انتخاب‌هایش، عرف و قرارداد رادستکاری کند و واکنش‌های شرطی ما را به هم بریزد. سلین این قدرت را دارد که یک کلیشه‌ واحد را درکتاب‌هایش با مفاهیم متفاوتی ارائه دهدوهمه‌ این مفاهیم از آن آشنایی‌زدایی کند.رمان«دسته‌ دلقک‌ها» اولین‌بار در سال ۱۹۴۴منتشرشد.دراین رمان، سلین وقایع کوچ وحشت‌آلود مردم ازپاریس به‌دنبال شکست ارتش فرانسه درمقابل نیروهای آلمان نازی را به تصویر می‌کشد. داستان درعمق جنگ و اشغال، نظاره‌گر شخصیت‌هایی است که همگی رو به زوال و نابودی هستند اما در عین حال حرکت رمان به سمت مسخرگی سیاه وسواس‌آلود و هیستری لفاظانه‌ای است که به دقت در فاصله‌‌ای زمانی و فضایی قرارداده شده ومکانش هم درحاشیه‌ مطلق جامعه است.شخصیت اصلی رمان که اخیراسرش شکافته شده ویک ازکارافتاده‌ به تمام معناست به‌تازگی از جنگ مرخص شده و همه‌ اخلاقیات را زیر پا می‌گذارد و در محیط پرزرق و برق لندن ول می‌چرخد و نقش انگل و قاچاقچی و مفسد را بازی می‌کند. این رمان توسط مهدی سحابی ترجمه و در نشر مرکز منتشر شده است. 

سعیده اسداللهی‌ - منتقد ادبی