printlogo


قیام کنید،حتی اگر تنهایید
«کار امام حسین(ع)درکربلا قابل تشبیه و مقایسه است باکارجد مطهرش حضرت محمد‌بن عبدا...(ص) دربعثت. همان‌ که آنجا پیغمبر یک‌تنه با دنیا مواجه شد، امام حسین(ع) هم درماجرای کربلا یک‌تنه بادنیا مواجه شد.»این سخنی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز 24 آذر 1375 در تبیین حادثه کربلا، بیان کرده‌اند.

توجه به بعدی از ابعاد حادثه کربلا که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، بعد ایستادگی در راه خدا حتی اگر به قیمت تنهایی و طرد باشد. خداوند در آیه 46 سوره سبأ خطاب به مؤمنان می‌گوید: بگو: شما را به یک چیز اندرز مى‌دهم: دودو و یک‌یک براى خدا قیام کنید. اهمیت این‌که در برابر ستم و کفر باید قیام کرد و کم بودن تعداد و قلت نفر، نباید مؤمنان را دچار تردید کند که به وظیفه الهی خود عمل کنند.ویژگی مهم پیامبران الهی این بوده که آنها در زمانی که بی‌یاور و تنها بوده‌اند، در برابر کفر، جور و شرک، ایستاده‌ و ندای توحید را بلند کرده‌اند. به یاد بیاوریم که نوح(ع) در زمانی فریاد یکتاپرستی سر داد که حتی خانواده‌اش به او نپیوستند. ابراهیم(ع) در زمانی بت شکست که هیچ‌کس با او هم‌عقیده نبود و دشمنی بزرگ به نام نمرود، در برابر او قرار داشت. موسی(ع) درزمانی که رسالت خود رااعلام کرد،جز برادرش هامون یاوری نداشت وعیسی(ع) هم در میان قوم خویش تنها برانگیخته شد. به یاد داشته باشیم که پیامبر الهی حضرت یحیی(ع) وقتی فساد اخلاقی پادشاه قدرتمند زمانه خود را دید، از قدرت و شکوه دربار هیرودیس نترسید و فریاد زد که عملکرد او برخلاف دستور تورات است ومن دربرابر این امر قیام خواهم کردوهرچه به او گفتند که سکوت کند و دست از قیام خود بکشد، او بلندتر فریاد زد و سرانجام نیز درهمین راه به شهادت رسید.وقتی پیامبر(ص) به رسالت رسید، در میان قوم خویش به‌راستی تنها بود. او گرچه حمایت همسر فداکارش خدیجه کبری(س) و عموی گران‌قدرش ابوطالب‌(ع) و فرزند نوجوانش علی(ع) را داشت اما در برابر سیل مهاجمی از نیروهای قدرتمند و ثروتمند، تنها و بی‌یاور بود و این حمایت‌ها نمی‌توانست او را در برابر این نیروهای قدرتمند، حفاظت کند. شرایط اجتماعی و اقتصادی مکه به‌گونه‌ای بود که همه سرشناسان و ثروتمندان، پشتیبان نظام قبیله‌ای دوران جاهلیت بودند. مکه به‌واسطه استقرار بت‌های جاهلی در خانه خدا، به مرکز شرک تبدیل شده بود و رفت‌و‌آمد هزاران نفر به این شهر برای حجی که از معنای واقعی خود خالی شده بود، رگ‌های اقتصادی شهر را پرخون کرده بود. مشرکان نمی‌خواستند کسی متعرض بتکده‌ها وسنت‌های پوسیده وخرافی‌شان شود وبرای همین باهرصدایی که بویی از توحید داشت، به‌شدت برخورد می‌کردند. پیامبر(ص) در این وضعیت وقتی از طرف خدا به رسالت برگزیده شد، در بلند‌کردن صدای خود و دعوت مردم حتی یک لحظه هم درنگ نکرد. پیامبر(ص) می‌دانست که مشرکان حاضرندهر بلایی به سرش بیاورند،اورا به شهادت برسانند، طرد کنند، شکنجه کنند، دوستان و همراهانش را بکشند و محاصره‌شان کنند اما هیچ چیز حتی یک ثانیه مانع از این نشد که در برابر کفر، صدای توحید را بلند نکند و به مردم نگوید که برای رستگاری بایدبه یکتایی خداوند، شهادت دهند.امام حسین(ع) هم در شرایطی شبیه به جدش قرار گرفته بود. همه به او می‌گفتند با یزید بیعت کن و جان خود و خانواده‌ات رانجات بده، برخی دوستانش که او را به کوفه دعوت کرده بودند، او را در نیمه راه تنها گذاشتند و بسیاری عهدشان را شکستند و در برابر او تیغ کشیدند. او ماند و گروهی اندک، ولی این باعث نشد که به فرمان خدا گردن ننهد که دو‌دو و یک‌یک برای خدا قیام کنید!