رویارویی با زندگی نزیسته
«خیره به خورشید» کتابی است در باب رویارویی آدمی با سایهای که همواره هستی او را دنبال میکند؛ سایهای که میدانیم در پی این زندگانی به کمینمان نشسته است.
یالوم در این کتاب غاییترین دلهره آدمی در جهان هستی را میکاود و از چگونگی یاریدهی درمانگران به مراجعان دچار به تشویش مرگ، سخن میگوید. دراین اثر که آمیزهای است از دلهرههای شخصی نویسنده وتشویشهای همواره در صحنه آدمی،درمییابیم که ترس از مرگ محور بسیاری از تشویشهای ماست؛ترسی که گاه تلنگری ناگهانی آن رابه سطح میرساند،تلنگری برآمده ازیک فقدان، ناخوشی، گذر عمر یا حتی رویایی که توجه و اندیشه ما را به مرگ نشانه میرود؛ ترسی که شاید تنها در مأمن خودآگاهی آرام گیرد، خودآگاهی در ابتدا تلخ اما درنهایت آرامگری که در سرمستیها یا روزمرگیها هیچ نشانی ازآن نیست، موهبتی با بهایی بس گزاف و شاید از همینروست که اکثریت به آن دست نمییابیم، چراکه حاضر به پرداخت بهای آن نیستیم، نمیخواهیم از این روزمرگی ابتذالزده اما ایمن کناره گیریم، از روزمرگی محقری که ما را فرسنگها از حقیقت دهشتناک هستی جدا انداخته وتصویری مات و مبهم از حقیقت به خوردمان میدهد. اما چرا باید به خورشید خیره شد، چرا باید این آرامیدن هرچند محقرانه وسستبنیاد را ترک گفت و خود را به جهان بیامن ناشناختهها و حقایق تلخ و گریزناپذیر هستی سپرد؟
نویسنده: اروین یالوم
مترجم: مهدی غبرائی
نشر: نیکونشر
سال انتشار: 1402