ما رَایتُ اِلی جَمیلا
خانم کنار دستیام همانطور که به سر و صورت خویش زده و آه و فریادهایش نه فقط گوش من که تمام همجوارانش را مورد عنایت قرار میدهد؛ به پهنای صورت اشک میریزد.
میشنوم در میان زمزمههای نامفهومش میگوید که ایکاش درصحرای عاشوراحضورداشته و یاور و یاریرسان امام و خاندانش میبوده است.اکنون در صحنهای دیگر، محفل روضه به پایان رسیده وافراد قصد خروج دارند اما بهعلت ازدحام و شلوغی بیش از حد، رفتوآمد با مشکل روبهرو شده است.در این صحنه ما با روی دیگری از یک فرد هیأتی، که باید علاوه بر شور حسینی دارای شعور حسینی نیز باشد، روبهرو میشویم.بهناگاه ناسزا و نفرین به در ودیوار ومسئول سازمان فلان ووزیر فلان وزارتخانه آغاز شده و با طعنههای بیپایان نیز ادامهدار میشود.در ادامه صحبتهایش نیز چند حرفی نثار ولیفقیه کرده، دیرتررسیدنش رابرای گرفتن غذای نذری به گردن ایشان میاندازد.ولی گویی از یاد برده است فردی که اینچنین دست به تهمتپراکنیاش میزند،همان کسی است که درزمانه کنونی که توسط انواع تهاجمهای فرهنگی،رسانهای ونظامی احاطه شده وفرقی باصحرای کربلاندارد،نایب امامی بوده که قصد یاریاش راداشته است. محرم بهترین زمان عزاداری برای خاندانی استکه جانشان رادرراه حفظ رسالت شیعه فداکردند اماهنگام اشک ریختنمان بهتراست ازیاد نبریم که علت اصلی این شهادت چه بوده وچه میزان درجهت تحقق آن قدم برداشتهایم.علاوه بر اندوهمان برای شهادت ناجوانمردانه ایشان به درک جمله «مارایت الی جمیلا»نیز برسیم.وقتی حضرت زینب(س)پس ازچنین غم واردهای میگویند«جز زیبایی هیچ ندیدم»، بهتر است کمی ازصبر ایشان آموخته وپی ببریم حضورمان درمحفل روضه،حتی اگردرراهپلههای خروج باشد دارای ارزش بوده و اجر خودمان را همچون شمری که نمازمیخواند و احکام الهی راازبربود، با توهین به ولایتفقیه از بین نبریم.
و مصداق بارز کوفیانی نشویم که با خون مولایشان، دست به گرفتن وضو برای اقامه نمازهایشان زدند.
فاطمه مهرابی - تهران