printlogo


نگاه رهبر انقلاب به شاهنامه و فردوسی
حكیــــــــــم الهی
«خوب است روی شاهنامه كار شود» این جمله یكی از جملات كلیدی بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه كتاب امسال بود. این جمله از همان روز دیدار توجه اهالی رسانه و اهل ادبیات را به سمت خود جلب كرد. البته بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه جریان زیادی در میان اهالی كتاب ایجاد كرد. این جمله در نوع خود اتفاق جالبی بود. در حالی كه طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی با القائات گوناگون تلاش شد نشان داده شود جمهوری اسلامی با ترویج و كار كردن روی فردوسی و اثر بزرگش مخالف است ولی بار دیگر دیده شد چنین تصوری از سوی رهبر انقلاب به عنوان سکاندار جمهوری اسلامی كه در امور فرهنگی پیشگام است وجود ندارد و دیگران نیز مشغول القای نگاه خود به جامعه به عنوان نگاه‌های حاكمیتی هستند! به همین مناسبت مروری بر مواضع رهبر انقلاب در ارتباط با شاهنامه فردوسی داشته‌ایم تا بار دیگر اثبات شود ایشان نگاهی فرهنگی به موضوعات دارند..
فهیمه اسماعیلی

اسفندیار حزب‌اللهی!
خوشبختانه ادبیات سلف ما همه‌اش در جهت ارزش‌های الهی و اسلامی است؛ از جمله همین شاهنامه كه شمابه آن اشاره كردید. اول انقلاب عده‌ای از مردم بااخلاص بی‌اطلاع رفته بودند قبر فردوسی را در توس خراب كنند. وقتی من مطلع شدم، چیزی نوشتم و فورا به مشهد فرستادم؛ كه آن را بردند و بالای قبر فردوسی نصب كردند؛ نمی‌دانم الان هم هست یا نه. بچه‌های جهادی كه به آن‌جا می‌رفتند، چشم‌شان كه به شهادت بنده می‌افتد، لطف می‌كردند و می‌پذیرفتند و دیگر كاری به كار فردوسی نداشتند! حقیقت قضیه این است كه فردوسی یك حكیم است؛ تعارف كه نكردیم به فردوسی، حكیم گفتیم. الان چند صد سال است كه دارند به فردوسی، حكیم می‌گویند. حكمت فردوسی چیست؟ حكمت الهی اسلامی.
شما خیال نكنید كه در حكمت فردوسی، یك ذره حكمت زردشتی وجود دارد. فردوسی آن وقتی كه از اسفندیار تعریف می‌كند، روی دینداری او تكیه می‌كند. می‌دانید كه اسفندیار یك فرد متعصب مذهبی مبلغ دین بوده كه سعی كرده پاك‌دینی را در همه جای ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزب‌اللهی‌های امروز خودمان است؛ آدم خیلی شجاع و نترس و دینی بوده است؛ حاضر بوده است برای حفظ اصولی كه به آن معتقد بوده و رعایت می‌كرده، خطر بكند و از هفت‌خوان بگذرد و حتی با رستم دست و پنجه نرم كند. وقتی شما شاهنامه را مطالعه می‌كنید، می‌بینید كه فردوسی روی این جنبه دینداری و طهارت اخلاقی اسفندیار تكیه می‌كند. با این‌كه فردوسی اصلا بنا ندارد از هیچ‌یك از آن پادشاهان بدگویی كند، اما شما ببینید گشتاسب در شاهنامه چه چهره‌ای دارد، اسفندیار چه چهره‌ای دارد؛ اینها پدر و پسر هستند. فردوسی بر اساس معیارهای اسلامی، به فضیلت‌ها توجه دارد؛ در حالی كه طبق معیارهای سلطنتی و پادشاهی، در نزاع بین گشتاسب و اسفندیار، حق با شاه است. «به نیروی یزدان و فرمان شاه» یعنی چه؟ یعنی هرچه شاه گفت، همان درست است؛ یعنی حق با گشتاسب است؛ اما اگر شما به شاهنامه نگاه كنید، می‌بینید كه در نزاع بین اسفندیار و گشتاسب، حق با اسفندیار است؛ یعنی اسفندیار یك حكیم الهی است. فردوسی از اول با نام خدا شروع می‌كند - «به نام خداوند جان و خرد/ كزین برتر اندیشه بر نگذرد»- تا آخر هم همین‌طور است؛ فردوسی را با این چشم نگاه كنید. فردوسی، خدای سخن است؛ او زبان مستحكم و استواری دارد و واقعا پدر زبان فارسی امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهیم حكمت اسلامی بود؛ شاهنامه را با این دید نگاه كنید.
البته بعضی‌ها زردشتی‌مسلكند، بعضی‌ها هم زردشتی‌مسلك نیستند. آنهایی كه زردشتی‌مسلكند، خوش‌شان می‌آمد كه به زردشتیگری تظاهر كنند و چیزی درباره فردوسی بگویند؛ اما حقیقت قضیه كه این نیست. این شاهنامه فردوسی در مقابلمان است. شما خیال می‌كنید اگر در شاهنامه فردوسی چیزی برخلاف مفاهیم اسلامی وجود داشت، این‌قدر در جوامع اسلامی جا می‌افتاد؟ شما می‌دانید كه در این نسل‌های گذشته، مردم ما چقدر دینی بوده‌اند. در كدام خانه و كدام ده و كدام محله، شاهنامه نبود یا خوانده نمی‌شد؟ همه جا می‌خواندند و منافاتی هم با مفاهیم اسلامی نمی‌دیدند. (در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی 
ایران: ‌۱۳۷۰/۱۲/۰۵)
 حكمت‌های شاهنامه قرآنی است
نمی‌دانم شما آقایان چقدر با شاهنامه مأنوسید. من با شاهنامه مأنوسم. حكمت شاهنامه حكیم ابوالقاسم فردوسی، حكمت اوستایی نیست؛ حكمت قرآنی است. اگر كسی به شاهنامه دقت كند، خواهد دید فرودسی ایران را سروده، اما با دید یك مسلمان؛ آن هم یك مسلمان شیعه. بیان زندگی قهرمان‌ها و پهلوان‌ها و شخصیت‌های مثبت مثل رستم و اسفندیار در شاهنامه در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عكس آن شخصیت‌های منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل كیكاووس شخصیت‌هایی هستند كه در تفكر اسلامی به‌وضوح كوبیده شده‌اند. اما تفكر اوستایی چیست و چیزی كه می‌تواند حكمت اوستایی را به ما نشان دهد، كجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. این‌طور نیست كه ما خیال كنیم زمان فردوسی تفكر اوستایی آشكارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا حكمت قرآنی همان حكمت ملی بومی و ایرانی ماست. (در بازدید از نمایشگاه مینیاتور و نگارگری، در حسینیه امام خمینی: ۱۳۷۲/۰۶/۱۰)
بزرگداشت به خواست من!
بله؛ من موافقم كه از «فردوسی» تجلیل شود، شاهنامه تحلیل شود و حكمت فردوسی استخراج گردد تا همه بدانند كه این حكمت، اسلامی است یا غیراسلامی. این بزرگداشتی هم كه برگزار شد، اصلا به دستور و خواست من بود؛ منتها چون اواخر ریاست جمهوری‌ام بود، به آقای مهندس «حجت» گفتم كه دنبال نمایید و فردوسی را بزرگ كنید. فردوسی باید هم بزرگ شود. فردوسی در قله است. امیدواریم كم‌كاری - كه دوستان اشاره كردند - گریبان ما را نگیرد تا حكمت فردوسی را بیان كنیم. ما هستیم كه اسم او را حكیم ابوالقاسم فردوسی گذاشتیم؛ دشمنان دین كه این اسم را نگذاشته‌اند. خوب؛ این حكیم چه كسی است و حكمت او چیست؟ آیا حكمت زردشتی است، حكمت بی‌دینی است، حكمت پادشاهی است یا حكمت اسلامی؟ این را می‌شود در آورد. اگر كسی به شاهنامه نگاه كند، خواهد دید كه یك جریان گاهی باریك و پنهان و گاهی وسیع، از روح توحید، توكل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سراسر شاهنامه جاری است. این را می‌شود استخراج كرد، دید و فهمید. به‌خصوص بعضی از شخصیت‌های شاهنامه خیلی برجسته هستند كه اینها را باید شناخت و استخراج كرد. من یك وقت گفتم كه «اسفندیار» مثل این بچه حزب‌اللهی‌های امروز خود ماست! در فرهنگ شاهنامه یك حزب‌اللهی غیور دین‌خواه مبارز وجود دارد. بله؛ این كارها را شما بكنید تا دیگران نكنند. شما كه نكردید، دیگران می‌كنند. (سخنان حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای در دیدار جمعی از اعضای انجمن قلم:‌ ۱۳۸۱/۱۱/۰۸)
فردوسی برخوردار از معارف ناب دینی
اگر بخواهید به لوازم اسوه بودن و الگو بودن عمل كنید، بایستی معرفت دینی و معرفت اسلامی خودتان را عمق ببخشید و این در گذشته شعر ما وجود داشته. شما نگاه كنید، شاعران برجسته ما اغلب - حالا نمی‌گویم همه  - اینجورند؛ از فردوسی بگیرید تا مولوی، سعدی، حافظ و جامی. فردوسی، حكیم ابوالقاسم فردوسی است. به یك آدم داستان‌سرا، اگر صرفا داستان‌سرا و حماسه‌سرا باشد، حكیم نمی‌گویند. این «حكیم» را هم ما نگفتیم؛ صاحبان فكر و اندیشه در طول زمان او را حكیم نامیدند. شاهنامه فردوسی پر از حكمت است. او انسانی بوده برخوردار از معارف ناب دینی. (در دیدار جمعی از شعرا: ۱۳۹۰/۰۵/۲۴)